شما

مرکز مطالعات حکمت – دانش و فن معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی

مرکز مطالعات حکمت ، دانش و فن شهرسازی و معماری ایرانی اسلامی

اطلاعیه .

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

به نام خدا

مرکز مطالعات در نظر دارد در هشتمین سال فعالیت و ششمین سال فعالیت وب سایت مرکز ، نسبت به گرامیداشت مقام معمار، برنامه ریزی نماید. به همین منظور از اعضای محترم دعوت می شود پیشنهادهای خود را به نشانی ایمیل زیر لطفا ارسال فرمایند.

لطفا پیشنهادها شامل : ایده ، همکاری ، مشارکت ، حمایت ، پیشنهاد میهمان ویژه ، پیشنهاد نوعی رقابت و یا آموزش حرفه ای و هماهنگی در برگزاری مراسم مذکور باشد.مراسم ؛همزمان با روز بزرگداشت مقام معمار در جمهوری اسلامی ایران ، در مشهد مقدس برگزار خواهد شد .

...

In the name of Allah

The Center plans to plan the site's eighth year of operation and the sixth year of its website, in recognition of the architect's position. To this end, members are welcome to submit their suggestions to the email address below.

Please suggest: Idea, cooperation, participation, support, special guest offer, offer of competition or professional training and coordination in the ceremony. .

The ceremony will be held on the same day as the architect's office in the Islamic Republic of Iran and will be held in Mashhad. .

..

باسم الله

ويخطط المركز لتخطيط السنة الثامنة من زمن التاسیس والسنة السادسة لموقعه على شبكة الإنترنت، اعترافا بموقف المهندس المعماري. وتحقيقا لهذه الغاية، يرحب الأعضاء بتقديم اقتراحاتهم إلى عنوان البريد الإلكتروني أدناه.

يرجى اقتراح: فكرة، تعاون، مشاركة، دعم، عرض ضيف خاص، عرض منافسة أو تدريب مهني وتنسيق في الحفل، وسوف يقام الحفل في نفس اليوم الذي یسمی فيه مكتب المهندس المعماري في جمهورية الاسلامیه فی إيران ،  في مشهد.

ایمیل : آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید

خلاصه کتاب سازه در معماری

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

به نام خدا

سازه در معماری

تالیف: ماریو سالوادوری- 1963  میلادی............................................. ترجمه: محمود گلابچی- 1374 شمسی

مباحثه و گفتگو بین معمار و مهندس در واقع غیر ممکن بنظر میرسد چرا که آنها فاقد زبانی مشترک هستند. از آنجا که این گفتگو ضروری است در ابتدا فرد مردد است ،که مهندس محاسب باید بیشتر به معمار نزدیک شود یا بلعکس. با اندکی دقت برای درک این موضوع میتوان دریافت که این معمار است که اساسا باید در رفع این مشکل تلاش کند ،معمار باید تیم ساختمان سازی را رهبری کند و مهندس محاسب فقط یکی از اعضای آن بشمار میرود. مسئولیت و نیز افتخار نصیب معمار میشود ،اما مهندس محاسب فقط باید خدمتی را انجام دهد ،حتی اگر آن خدمت نوآوری و ابتکار باشد.

پروفسور ماریو سالوادوری نویسنده کتاب سازه در معماری در ابتدا به اهمیت و نقش معمار اشاره کرده و او را رهبر تیم ساختمان سازی میداند .وی در ادامه اهداف سازه را هدف قرار داده و معتقد است هدف اصلی یک سازه محصور کردن و مشخص کردن یک فضاست هر چند گاهی یک سازه برای اتصال دو نقطه ساخته میشود ، مانند پل ها  و آسانسورها و گاهی برای تحمل نیروهای طبیعی مانند سدها و دیوارهای حائل.

بارهای زنده و مرده از دیگر مباحثی است که ماریوسالوادوری در مورد آن بحث کرده او تعیین تاثیر بارها بر روی یک سازه را مسئله پیچیده ای میداندو میگوید :طبیعت بارها ، اساسا با توجه به: طراحی معماری ، جنس مصالح و موقعیت قرارگیری سازه تغییر میکند .

نیروی اجتناب ناپذیر وزن سازه و سنگینی کلیه بارهای ثابت و دائمی ساختمان تشکیل دهنده بار مرده ساختمان هستند.و سایر بارها غیر از بارهای مرده ساختمان را بار زنده می نامند. بارهای زنده شامل تمامی وزنهای منقول میباشد، انسان حیوانات ماشینها برف یخ و...

بارهای ناشی از تغییر درجه حرارت و نشست ساختمان .همه سازه ها در معرض تغیرات درجه حرارت قرار دارند تاثیرات تغییر ابعاد ناشی از انبساط و انقباظ حرارتی معمولا معادل تاثیرات بارهای بزرگ و بحرانی میباشد به ویژه که ممکن است به علت نامرئی بودن خطرناک نیز باشد.

الزامات سازه ای :پیشرفتهای اخیر درزمینه تولید مواد ،تکنیکهای اجرای ساختمان و روشهای محاسبه سازه ها آزادی های نوینی را در طراحی معماری بوجود آورده اند و دامنه آن را به طور قابل ملاحظه ای گسترش داده اند . این آزادیهای جدید ،سازه های مدرن را از تامین اصول اساسی ، و لازمی که همیشه پایه و اساس یک معماری خوب بوده اند، معاف نمیکند.

این اصول عبارتند از: تعادل ،پایداری ، مقاومت، عملکرد ، اقتصاد و زیبایی.

ماریو سالوادوری در فصلی از کتاب خود به وضعیت اساسی تنش اشاره کرده است.سازه ها هرگاه تحت تاثیر نیرو قرار بگیرند تغییر شکل میدهند ، اگرچه این تغییر شکل ها بندرت توسط چشم غیر مسلح دیده می شوند اما تنشهای متناظر آنها قابل اندازه گیری هستند. نوع و کیفیت تنشها میتواند کاملا پیچیده باشد با وجود این اغلب شامل بر دو وضعیت اساسی میباشند :کشش و فشار.

کشش وضعیتی از تنش است که در آن ذرات مواد تمایل به کشیدگی و جدایی دارند ذرات مواد کابل های فولادی که یک آسانسور را بالا و پایین میبرند بوسیله وزنه آسانسور کشیده میشوند .تحت کشش حاصل از وزن ،کابل ها طویلتر میشوند .افزایش طول از آثار و نتایج کشش میباشد .افزایش طول یک واحد طول را کرنش کششی می نامند . در صورتی که مصالح در محدوده رفتار ارتجاعی خود تحت تنش قرار گیرند ، افزایش طول کابل بستگی به سطح مقطع ،طول آن و مقدار بار وارده دارد . هرچه قطر کابل بزرگتر باشد ،افزایش طول واحد طول کابل کوچکتر خواهد بود در محدوده رفتار ارتجاعی خطی ،کرنش کششی نسبت مستقیم با بار وارد بر واحد سطح مقطع کابل دارد که به آن تنش کششی میگویند.

سالوادوری کشش ساده ، فشار ساده ، برش ساده ، خمش ساده ، را نیز برسی کرده و در باره سازه های کششی و فشاری و تیرها ،قابها و قوسها نیز مباحثی را بیان میکند .نعل درگاه یک تیر ساده است که به وسیله دو ستون نگهداری میشود و بار سقف را تحمل میکند .ستونها اعضای فشاری عمودی هستند که توسط نعل درگاه تحت فشارند ستونها نیز باید در برابر بعضی از بارهای افقی مانند نیروی باد مقاومت کنند.این مقاومت در ستونهای چوبی و فلزی بدلیل توان خمشی آنها در پایه های سنگی یا ساخته شده از مصالح بنایی به خاطر وزن آنهاست . اتصالاتی باید بین تیر و ستونها ایجاد شود تا اینکه باد سقف را از جای خود بلند نکند.

هر چه ساختمان عریض تر و بلندتر شود افزایش تعداد دهانه ها عملی تر محسوب میشود در این صورت سازه موجود به صورت قابی با اعضای مستطیل شکل در می اید که امکان ارتباط آزاد و راحت را در ساختمان فراهم میکند و قادر به تحمل بارهای افقی و عمودی میباشد . تعدادی از اینگونه قابها که به موازات هم قرار گرفته اند و توسط نیروهای افقی به هم متصل شده باشند، سازه های صندوقه ای را تشکیل میدهند که امروز در اکثر سازه های فولادی و بتنی به کار میروند. این قابهای سه بعدی به طور یکپارچه در مقابل کلیه بارهای افقی که از جهات مختلف وارد میشوند مقاومت میکنند ،زیرا ستونها در این سازه میتوانند عضوی از هر دو سیستم قاب که نسبت به هم عمودند ،در نظر گرفته شوند.

آسمانخراش یکی از پیشرفتهای بزرگ در طراحی سازه های جدید به شمار می آید که ساخت آن بوسیله قاب چند طبقه با استفاده از مقاومت زیاد بتن و فولاد میسر شده است. ساختمان امپراستیت در نیویورک که در سال 1930ساخته شد ، دارای 102طبقه و 320متر بلندی است.البته اگر برج 60متری که برای لنگر بالکن ها طراحی شده بود و آنتن تلویزیون 68 متری آن را در نظر نگیریم . ساختمان شرکت بیمه جان هنکاک در شیکاگو ،برجهای مرکز تجارت جهانی در نیویورک و برجهای سیزر در شیکاگو ساخته شدند و ارتفاع آنها بین 366 تا 422 متر است. این ساختمانها دارای سازه های فولادی یا قابهای با دهانه کم در قسمت بیرونی ساختمان هستند .این سازه ها اساسا مانند لوله های فولادی طره شده با مقطع مستطیل شکل عمل میکنند.ساختمانهای بلند لوله ای نیز با به کار گرفتن تعداد قابهای لوله ای شکل ساخته شده اند.

آسمانخراشهای بتنی نمیتوانند به بلندی آسمانخراشهای فولادی برسند،ولی تا ارتفاع بیش از 245 متر رسیده اند .بلندترین آسمانخراش بتنی تا سال 1986 ساختمان واتر تاور در شیکاگو به ارتفاع 273متر بود. این آسمانخراشها معمولا شامل قابهای خارجی و هسته مرکزی ساخته شده از دیوارهای بتنی هستند . سختی جانبی هسته مرکزی نسبت به سختی جانبی قابهای خارجی به اندازه ای زیاد است که مقاومت در برابر نیروهای جانبی ناشی از باد و زلزله در اکثر موارد بوسیله دیوارهای برشی هسته انجام میگیرد .(این دیوارها در برابر بارهای افقی مانند تیر های طره ای در خمش عمل میکنند. نام اشتباه آنها این معنی را میرساند که این دیوارها در برابر برش باد مقاومت میکنند ).

دیوارهای بتنی هسته مرکزی  به علت سختی جانبی شان در ساختمانهای بلند با قابهای خارجی فلزی نیز بکار میروند . به این ترتیب مزایای ستونهای فولادی مقاوم در برابر بارهای صرفا عمودی با مزایای دیوارهای بتنی مقاوم در برابر بارهای جانبی ، ترکیب شده اند قاب فولادی هسته مرکزی یک ساختمان فولادی ممکن است با استفاده از عناصر مورب فولادی یا صفحات پیش ساخته بتنی که در دهانه قابها قرار گیرند نیز سخت گردد.

پروفسور سالوادوری  در ادامه کتاب خود به قابهای جناغی و قوسهای اشاره میکند و در ادامه شبکه ها ورقهای تا شده  خرپا ها را مورد برسی قرار داده و به سقف پرداخته.و بعد از توضیحاتی در مورد انواع سقف ها مینویسد در ایالات متحده کف ساختمانهای فولادی معمولا با ریختن دال بتن بر روی کف فولادی ساخته میشود کف فولادی بر روی تیر های فولادی قرار دارد و به عنوان قالب و نیز تقویت کششی دال بتنی عمل میکند.کف فولادی از ورق نازک گالوانیزه ساخته شده است و به علت مقطع موجدارش تیرهای یکطرفه در دال بتنی ایجاد میکند.سقفهایی نظیر دال وافل تیرچه بلوک و قابهای فضایی و خرپاهای تاکناکا نیز مورد بحث قرار گرفته و بعد از برسی غشا ها و گنبدهای مشبک و انواع گنبد های ژئودزیک گنبد شودلر و گنبد زایس و ...گسیختگی سازه ها را بیان کرده و میگوید:در آخرین تجزیه و تحلیل ،تمام گسیختگی های سازه ای ناشی از اشتباهات انسان هستند،یعنی ناشی از کمبود دانش یا قضاوت صحیح میباشند. اما به منظور دسته بندی میتوان دلایل گسیختگی را به طور کلی ناشی از عوامل زیر دانست:نقص طراحی، نقص ساخت و اجرا ، و یا نقص مصالح.

ماریو سالوادوری در دو فصل پایانی کتاب 370صفحه ای خود به زیباگرایی سازه ای و نتیجه گیری وحس شناخت ، شناخت کمی و کیفی  پرداخته و درمورد زیبایی گرایی و درستی سازه ای میگوید: تحسین زیبایی بندرت احتیاج به درک رفتار سازه ای دارد.یک نمونه مشخص این عدم اهمیت ،تحسین عمومی از شکل سقفی است که به ندرت از نظر سازه ای درک میشود.شکل سهموی هذلولی وقتی بدرستی توسط تکیه گاهها تحمل گردد،بشکل زین اسبی مشخص میشودکه معمولا در طبیعت و هنر با آن روبرو میشویم.چه وقتی این سقف بصورت افقی و صحیح قرار گیرد و چه هنگامی که بصورت عمودی و نا درست قرار گرفته باشد، همواره پیام آن پیام زیبایی است.

ماریو سالوادوری در انتها کتاب خود را اینگونه به پایان میرساند:

در نظر مهندسین و معماران تردیدی وجود ندارد که تنها وقتی فرم های سازه ای مدرن بطور صحیح استفاده میشود که معمار درکی قوی از مسایل سازه ای داشته باشد . البته تحقق این امر مستلزم آن نیست که تمام معماران ریاضیدان باشند،بلکه ضروری است تمامی افرادی که میل دارند مقصود خود را در بنا از طریق اشکال سازه ای بیان کنند ابتدا استفاده از ابزار تجزیه و تحلیل کمی را بخوبی فرا گیرند .آنها بعدها تعجب خواهند کرد که چگونه شناخت حسی تربیت یافته آنها غالبا بدون بکارگیری مهارتهای ریاضی متعدد به راه حل های صحیح منجر میگردد.

رشته سازه بسرعت تحت فشار نیازهای در حال رشد جامعه پیشرفت میکند .مهندسین محاسب و معماران باید در جهت درک متقابل و همکاری پر ثمر هرچه بیشتر تلاش نمایند .باشد که با همکاری متخصص فنی و طراح هنری شکوه بیشتری برای معماری حاصل آید و به این ترتیب خدمات بزرگتری به بشریت صورت گیرد......

 3/9/1393

مهندس خسرو زارع

آخرین بروز رسانی مطلب در پنجشنبه ، 6 آذر 1393 ، 00:29

معماری سوریه بعد از جنگ

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

سلام. اسم من مروه صابونی است و آرشیتکت هستم. در شهر حُمص به دنیا اومدم و بزرگ شدم، شهری در مرکز غربیِ سوریه، و من همیشه همینجا زندگی کرده ام. بعد از شش سال جنگ، حُمص الان یه شهرِ نیمه ویرانه. من و خانواده م خیلی خوش شانس بودیم که خونمون هنوز سر جاشه. اگر چه برای دو سال مثل زندانیا توی خونه حبس بودیم. اون بیرون پُر از تظاهرات و درگیری و بمبارون و تک تیرانداز بود. من و همسرم یه استودیوی معماری داشتیم تو میدان اصلیِ محله قدیمیِ شهر. الان دیگه اون هم، مثل بقیه محله ی قدیمیِ شهر از بین رفته. نیمی از بقیه ی محله های شهر هم، الان خرابه ان. از زمان آتش بس اواخر سال ۲۰۱۵، بیشتر جاهای شهر کم و بیش آرومن. اقتصاد کاملا از بین رفته و مردم هنوز در حال جنگن. کاسبهایی که حُجره ای در بازار قدیمیِ شهر داشتن الان زیر یه سایبون وسط خیابون کاسبی میکنن. زیر آپارتمان ما یه نجاری هست، شیرینی فروشی و یه قصابی و یه چاپ خونه، کارگاه ها و الی آخر. من شروع کرده ام به تدریس پاره وقت. و با شوهرم که چند تا شغل با هم داره، یه کتاب فروشیِ کوچیک باز کردیم. بقیه ی مردم هم، همه جور کار برای گذران زندگی می کنن.

مروه معماری سوریه

البته، وقتی به شهر نابود شده‌ام نگاه می کنم، از خودم می پرسم: چی منجر به این جنگ بی معنی شد؟ در بیشتر سوریه مردم همدیگر رو تحمل می‌کردند، در طول تاریخ به تنوع عادت کرده بودند، با طیف وسیعی از اعتقادات، نژادها و هویت‌ها و رسم و رسوم، و غذاها و کالاها وفق پیدا کرده بودند. چگونه کشورم -- کشوری که در اون همه، در هماهنگی با هم زندگی می کردند، و در آرامش اختلافاتشون رو حل می کردن -- چگونه این کشور، رو به انحطاطِ جنگ داخلی و خشونت و آوارگی و یک تنفر بی سابقه ی قومی گذاشت؟ عوامل زیادی منجر به این جنگ شد -- اجتماعی، سیاسی و اقتصادی. هر کدام نقش خودشون رو بازی کردن. ولی من بر این باورم که یک دلیل کلیدی از قلم افتاده که خیلی هم تحلیلش مهمه، چرا که به شدت تاثیر میذاره، تا اینکه مطمئن بشیم دوباره این اتفاق نیفته. و اون دلیل، معماریه.

مروه معماری سوریه


گرامیداشت شهید آوینی و هشت سالگی iiua.ir

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

عصر روز گذشته ، سه شنبه بیستم فروردین 1398 ،  یادبود سید مرتضی آوینی ، و هشت سالگی رونمایی سایت مرکز مطالعات شما ، طی مراسمی دوستانه ، در کتابخانه مرکزی آستانقدس رضوی - در مشهد - گرامی داشته شد.

آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 21 فروردين 1398 ، 07:26

شهر اسلامی رویا یا واقعیت.روزنامه ایران.8/4/91

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

شهر اسلامي؛ رؤيا يا واقعيت

مهندس محمد هادی عــرفان

شهر، تغییر شکل یافته کلمه شار است.‌ کلمه ایرانی و نشانه‌ای از مدنیت دیرپای این سرزمین. هزاران سال است که شهر در فرهنگ این سرزمین وجود دارد و البته ساخته و پرداخته مي‌شود. اما کلمه شهرسازی به نظر بسیاری از اندیشمندان معاصر برگردان نه چندان امانتدارانه‌ای از urbanism است.‌ در كالبدشكافي اين كلمه مي‌توان گفت پسوند «ساز» برگرفته از بن مضارع ساختن است. در واقع پسوند ساز فی نفسه فعل امر بساز را با خود همراه و در خود مستتر دارد. لذا نگارنده از این کلمه نوعی حالت آمرانه و نگاه از بالا و بلکه تحکم را می‌فهمد. در واقع در این نگاه به کلمه می‌توان از شهرساز و شهرسازی معنایی یک جانبه دریافت نمود. معنایی که در متن خود نگاهی فرادستی به مردم دارد و مردم را فرودست و عامل مجری این روند می‌پندارد.
واقعیت آن که شهرسازی به همان معنایی که در ایران فهمیده و طی دوران پهلوی اول و دوم فهمیده و عمل شد، عملاً فعلی مستبدانه و ابلاغی بوده است.‌ به همین خاطر هم شابلون رضاخانی توسعه- یا به تعبیر ملاطفت‌آمیزتر، الگوی تهران- در کمتر از نیم قرن بر بدنه بافت‌های عمده شهرهای اسم و رسم‌دار ایرانی حک مي‌شود و هر شهری دارای بافتی مي‌شود منقطع و تکه تکه که البته بعداً بافت فرسوده می‌خوانندش.
به این اقدام معمولاً می‌توان میدان یا میدان‌هایی و چهار یا 6 خیابان به هم رسیده را هم افزود. این الگو از همدان تا بیرجند قابل مشاهده است. در سال‌های بعد از انقلاب اسلامی، بازگشت به خویشتن با اقبال مواجه است لذا اصطلاحاتی مانند معماری ایرانی و.‌.. کم کم در فضای بعد از انقلاب رونق افزون‌تر از گذشته‌ای پیدا می‌کند. اما ترکیب شهرسازی اسلامی یا شهرسازی اسلامی- ايراني ترکیب نوساخته‌ای است و با وجود این که هم اکنون چند سالی است برخی دانشگاه‌ها در کشور به تربیت دانشجوی شهرسازی اسلامی مشغول هستند ولی هنوز هم می‌توان بر روی چیستی این مفهوم به بحث نشست. بماند که اساساً بحث شهرسازی اسلامی یکی از بحث‌های داغ و روز اندیشمندان و حکمرانان جهان اسلام است و تلاش‌های وسیعی در این زمینه در مالزی، عربستان و یوگسلاوی زودتر از ایران شروع شده است.‌ در فضای فعلی کشور می‌توان صاحبان فکر و قلم در این زمینه را در چند اردوگاه فکری تقسیم‌بندی نمود. عده‌ای از اندیشمندان آشکار و پنهان، اساساً قائل به این ترکیب نیستند و البته ادله‌ای هم برای خود دارند. مثلاً یکی از این بزرگان در مورد معماری اسلامی هم نگاهی انکارآمیز داشت و دلیل می‌آورد که وقتی معماری و شهرسازی مسیحی نداریم، طبعاً معماری و شهرسازی اسلامی هم معنا ندارد. عده‌ای دیگر از اندیشمندان با الهام از آرای دكتر سیدحسین نصر، نگاهی تأویلی به معماری و شهرسازی اسلامی دارند. شاید بتوان مرحوم آنه‌ماری شیمل و تیتوس بورکهارت را هم جزو این دسته افراد دانست.‌ این نحله فکری بیشتر از باور به دین خالص؛ باور به نوعی برداشت باطنی و مکاشفه‌ای از دین دارد. لذا برداشت‌های عرفانی و آغشته به رؤیا و الهام و اشراق به دین و معماری دینی اسلام دارد و سعی دارد با مکاشفه و تأویل برای معماری اسلامی به معنایی توحیدی برسد. این نگاه به احتمال زیاد زاویه‌ای جدی با قرائت ائمه معصومین (ع) از دین دارد.‌ نوعی عرفان صلح‌جو که با قدرت و سلطان میانه خوبی دارد و سعی دارد سوسویی از معرفت را در حاشیه مجالست با قدرت سیاسی به نمایش بگذارد. سنت‌گرایی و احترام فوق‌العاده به هر آنچه از گذشته باقی‌مانده از ویژگی‌های این رویکرد است.
دسته دیگری از اندیشمندان این حوزه نگاهی کاملاً کالبدی به موضوع دارند. یعنی تعریف و پسوند اسلامی را به معماری و شهرسازی پذیرفته‌اند و بدون قائل بودن به هیچ تأویلی دقیقاً به دنبال ثبت و کشف روابط فضایی، تکنیک‌های اجرایی، نسبت‌های هندسی و.‌.. در آثار باقیمانده حکومت مسلمانان هستند. مرحوم پوپ از موفق‌ترین افراد در این زمینه است. ارنست کونل و تا حدی استاد کرامت‌الله زیاری را می‌توان جزو این دسته دانست. مهم‌ترین کوشش‌های این طیف بر کشف روابط عملکردی فضاها و بناها مصروف شده و نتایج جالب توجهی هم از تحقیقات‌شان به دست آمده است. چهارمین دسته از اندیشمندان علاقه‌مند به موضوع شهرسازی و معماری اسلامی، کسانی هستند که نگاهی کاملاً مرمتی و میراثی به موضوع دارند. یعنی جنبه حفظ و احیا و مرمت برایشان اولویت دارد. برخی از آنان هنوز هم دغدغه‌هایشان در مقیاس معماری است و برخی نگران بافت‌های شهری آن هم در مقیاس شهرسازی هستند. شاید بتوان مرحوم دکتر باقر آیت‌الله‌زاده شیرازی را به نوعی جزو این گروه دانست.
مثلاً ایشان در تحلیل مسجد جامع كبير يزد بر جزئیات واقعی بنا متمركز بود و کمتر به سراغ تأویل‌ها و برداشت‌های شبه عرفانی می‌رفت. هر آنچه می‌گفت، بر اساس آنچه می‌دید، بود.‌ لذا مباحثی که مطرح می‌نمود، کاملاً آکادمیک و قابل بررسی بود. پنجمین گروه علاقه‌مند به موضوع را می‌توان مدیران اجرایی دانست.‌ کسانی که عموماً مدرک مهندسی دارند.‌ به خاطر خصلت روحیه مهندسی بشدت نتیجه‌گرا و دوستدار تکنولوژی هستند لذا از طرفی علایق فرهنگی‌شان آنها را وا می‌دارد تا از پسوند اسلامی در موقعیت‌های مناسب استفاده کنند و از طرف دیگر روحیه اجرایی، غیر تأویلی، غیر فلسفی و غیر عرفانی‌شان و طبیعت نتیجه‌گرای موقعیت شغلی‌شان باعث مي‌شود که وارد موضوع شهرسازی و معماری اسلامی شوند و تا از آنان در مورد موضوع سؤال مي‌شود، به سراغ مصداق‌هایی مانند کاشی و طاق و قوس مي‌روند. البته این فی نفسه نه حسن است و نه عیب.‌
ششمین گروه کسانی هستند که نه برای معماری و شهرسازی بلکه در قالب پارادایم فکری آشکارا دینی به سراغ موضوع آمده‌اند. تعابیر محدود اما عمیق شهید سیدمرتضی آوینی یکی از بهترین مصداق‌های این نوع نگاه است. اخیراً نیز حضرت آیت‌الله جوادی آملی و برخی دیگر از بزرگواران وارد مبانی عمیقی از موضوع شده و اشاراتی داشته‌اند. حضرت آیت‌الله مکارم شيرازي نیز اخیراً در پاسخ به استفتائات برخی از مهندسان معمار و شهرساز، افق جدیدی را در نگاه دین به مقوله معماری و شهرسازی گشوده‌اند که جای تقدیر دارد.
شاید نتوان هنوز به قاطعیت از گفتمان شهرسازی اسلامی یا شهرسازی و معماری اسلامی- ايراني صحبت کرد. به گمان نگارنده؛ استفاده از کلمه‌هایی مانند اسلامی در پیامد کلمه‌هایی تخصصی مانند شهرسازی و معماری اگر به خوبی کاویده و تدقیق نشود بیش از حسن، ممکن است آفت به همراه داشته باشد. به هر حال موارد زیر در تبیین مؤلفه‌های شهر اسلامی می‌بایست روشن شود:
1- می‌دانیم که غیر از 11 سال حکومت نبوی و چهار سال حکومت علوی و تنها چند ماهی حکومت کوتاه امام حسن مجتبی(ع) هیچ‌گاه معصوم در رأس حکومت نبوده است.‌ لذا تعبیر پیشنهادی شهر مسلمانان شاید به واقعیت نزدیک‌تر از کلمه‌هایی شبیه شهر اسلامی باشد.
2- شهر اسلامی یک رؤیاست؟ یک چشم‌انداز است؟ یک مطالبه است؟ یا یک واقعیت؟ این باید با گفت‌وگوی بین اندیشمندان روشن گردد. چرا که هم اکنون برخی از اشخاص از این کلمه به مثابه یک آرزو یاد می‌کنند و برخی آن را به عنوان یک ضرورت مي‌بينند. برخی هم آن را حتی مصداقی برای شهرهای مذهبی‌مان به کار می‌برند. حتی در برخی رده‌های اجرایی تمایل به استفاده از پسوند اسلامی آنقدر شایع است که به ترکیبات نیمه طنزی مانند پارک اسلامی هم اشاره مي‌شود!
3- بین شهرسازی و معماری اسلامی- ايراني و شهر اسلامی باید فرق قائل شد. می‌توان شهرسازی اسلامی داشت اما شهر اسلامی به عنوان یک چشم‌انداز باقی بماند و ما به دنبال یک مصداق مشخص از آن در عالم واقع نگردیم. در همه شهرها به هر حال تکدی‌گری، انواع جرائم ممنوع و حرام و بسیاری از اتفاقات می‌افتد که عملاً باعث مي‌شود عنوان شهر اسلامی برای شهرهای ما غیرقابل مصرف شود. می‌توان بر اساس آموزه‌های دین مقدس به سمت شهرسازی و معماری اسلامی و یا با قید مناسب‌تر اسلامی- ايراني رفت و البته کیفیت محیط‌های شهری را ارتقا داد اما ادعای شهر اسلامی ادعایی سنگین و بزرگ است و اگر همین طور بی محابا مصرف شود، شاید ارج و قرب موضوع هم مخدوش شود.
* پژوهشگر معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی، مدیر مرکز مطالعات حکمت دانش و فن شهرسازی و معماری اسلامی- ايراني (شما) و دبیر همایش جایگاه عناصر دینی در توسعه شهری (خرداد1391)

صفحه 1 از 37