شما

مرکز مطالعات حکمت – دانش و فن معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی

معمار هم هنرمند است هم حکیم

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
معماری اسلامی نیازمند تربیت معماران آشنا به علوم اجتماعی و دینی است؛
چند سالی می شود که گلایه اهل فرهنگ از نوع ساخت وساز بناها درسطح کشور و به خصوص شهر مشهد با شیب زیادی اوج می گیرد. اصل گلایه هم این است که چرا معماران و شهرسازان ساخت و سازهای خود را با الگوهای بومی مطابقت نمی دهند.
«آیا می توان از لابه لای مؤلفه های بومی حوزه معماری، الگوی مناسبی برای ساخت و ساز تعریف کرد ؟ » با این سؤال به سراغ مدیر دفتر پژوهش های اجتماعی معاونت فرهنگی شهرداری مشهد می رویم تا نظر وی را در این خصوص جویا شویم. هادی عرفان که می توان او را از صاحب نظران این حوزه دانست، صحبت های زیادی در این زمینه دارد که بخشی از آن در ادامه می آید.
آیا ایجادیک الگوی بومی و وفاداری به آن، فقط در کشور ما مطرح است یا تمام کشورهای جهان چنین دغدغه  ای دارند؟
معماری زمینه‌گرا که امروز از پارادایم‌های معماری روز دنیاست، به همین مسئله اشاره دارد. یک معمار چینی وقتی طراحی هرم شیشه‌ای موزه لوور را بر عهده می‌گیرد از یک سبک پیروی می‌کند، ولی وقتی طراحی موزه هنرهای اسلامی قطر را انجام می‌دهد به سبک دیگری کار می‌کند. بنابراین اینکه بگوییم معماری بومی در سایر نقاط جهان نداریم، صحیح نیست. ما معماری بومی را در هند و حتی آفریقا هم داریم؛ پس ایران هم می‌تواند بسترساز یکی از گفتمان‌های معماری بومی باشد.
علاوه بر این، یک نبرد جهانی وجود دارد و می‌شود گفت که دو سر این نبرد، رقابت و دعوا در جهان، ما و غرب هستیم نه به عنوان مثال چین و غرب. این مسئله الزام تولید نسخه معماری بومی را برای ما بیشتر می‌کند. به خصوص که الان بعد از انقلاب‌های منطقه‌ای و بیداری اسلامی در کشور‌های خاورمیانه، این کشورها به دنبال الهام‌گیری از نسخه‌هایی هستند که در این سال‌ها در ایران تولید شده است. به طور مثال می‌بینیم که دولت افغانستان در ساختار اداری شباهت زیادی به کشور ما دارد؛ عراق هم همین‌طور. این مسئله نشان می‌دهد که ما باید در حوزه معماری هم تولید داشته باشیم؛ آنچنان که در سینما، رمان و شعر داریم.
پس نگاه شما به سمت تولید علم در حوزه معماری است؟
ما دست‌کم در خاورمیانه کشوری الهام‌بخش هستیم. یعنی معماری ما در گذشته ثابت کرده و امروز هم شرایط خاص اجتماعی سیاسی می‌طلبد که ما در این حوزه حرف‌های کاملا بومی متناسب با آرمان‌های انقلاب اسلامی و پیشینه تمدنی ایرانی اسلامی داشته باشیم.
این الگوی بومی، ایرانی است یا اسلامی؟
من اعتقاد به الگوی ایرانی‌اسلامی دارم و نمی‌توانم بپذیرم که این دو از همدیگر تفکیک‌پذیر هستند؛ البته الگوی ایرانی‌اسلامی یکی از گونه‌های الگوی اسلامی است، اما این‌ها از همدیگر تفکیک‌پذیر نیستند.
فرض کنیم ما به تعریف الگوی بومی متناسب با فرهنگمان دست یافتیم؛ این الگو چه مولفه‌هایی از معماری و شهرسازی را مشخص می‌کند؟
نکته همین‌جاست؛ ما در ترجمه خواسته‌های خود و تبدیل آن‌ها به برنامه عملیاتی آموزش معماری دچار مشکل هستیم؛ به عنوان مثال ما الان فقط در مشهد حدود 10هزار دانشجوی معماری در مقاطع مختلف داریم ولی ظرفیت سازمان نظام مهندسی استان خراسان نزدیک به 4هزار مهندس با حق امضاست. یعنی ما 5/2 برابر ظرفیت نظام مهندسی فقط دانشجوی در حال تحصیل داریم.
این را با میانگین جهانی مقایسه کنید؛ به عنوان مثال استان آنتاریو در کانادا با 12میلیون نفر جمعیت، 3هزار معمار دارد ولی ما در مشهد با 3میلیون نفر جمعیت حداقل 10هزار نفر مشغول به تحصیل در رشته معماری داریم. 4هزار نفر از این معمارها در مقطع کارشناسی درس می‌خوانند که یعنی بدون‌شک تا چهار سال بعد وارد بازار می‌شوند. این نشان می‌دهد که آموزش معماری دست‌کم در ظاهر خیلی هدفمند نیست و شاید نگاهی تجاری پشت آن وجود دارد؛ یعنی هزینه‌های زیاد تحصیل باعث می‌شود که موسسه‌های آموزش عالی به داشتن این رشته درسی تمایل داشته باشند. آیا واقعا نیاز ما به معماری این قدر زیاد است؟
در همین آموزش‌ها هم باید وزن آموزش‌های بومی مشخص شود. الان یک دانشجو در طول دوره کارشناسی فقط چهار واحد معماری اسلامی می‌خواند، آن هم به صورت نظری.
ورود به این حوزه و سامان‌دهی آن بر عهده چه نهادی است؟
همان‌طور که بیان شد یک خلأ در حوزه آموزش وجود دارد که رفع آن بر عهده نهادهای علمی کشور است. این نهادها باید مدل، نحوه آموزش و متون درسی بومی تعریف کنند؛ البته در رشته معماری متون به‌تنهایی نقش تعیین‌کننده‌ای ندارند. چون روش استاد و شاگردی و کار عملی هنوز به‌صورت جدی در حوزه آکادمیک وارد نشده است. به طور مثال دانشجو نحوه زدن طاق را نمی‌آموزد یا یک ایزوگام را خودش انجام نمی‌دهد؛ از طرفی، تنها رشته‌ای که در این حوزه‌ها حرف دارد، معماری است.
پس با تعریف شما، ما نه‌تنها در تدوین الگوی بومی موفق نبوده‌ایم، بلکه در حوزه آموزش هم اشکالات ساختاری زیادی داریم.
یک خلأ دیگر را هم اضافه کنید؛ آن هم اینکه ما در نگاه کلان، دست‌کم شش، هفت مدعی معماری اسلامی داریم. مدعیانی که گاه حرف‌هایی متضاد یا دست کم متناقض دارند؛ یعنی به یک تعریف واحد نرسیده‌ایم.
از بحث آموزش که بگذریم، به نظر می‌رسد در زمینه اجرا هم این دغدغه در جایگاه کلان وجود ندارد؛ یعنی خود نهادهای دولتی ملزم به رعایت اصول معماری اسلامی در ساختمان‌های خود نیستند.
در نهادهای مختلف متفاوت است. مثلا در نوسازی مدارس این تقید وجود دارد، اما برخی نهادها این دغدغه‌ها را ندارند. به طور مثال شورای عالی معماری و شهرسازی در سال 89 مصوبه‌ای در مورد نماهای ساختمان‌ها داشت که نوعی از نماهای تصنعی با عنوان آلکابوند را برای نهادهای دولتی ممنوع کرد، ولی در همین شهر مشهد بعد از سال89 چند اداره از همین نما استفاده کرد و نماینده شورای عالی معماری و شهرسازی یعنی اداره مسکن و شهرسازی استان، هیچ اعتراضی نکرد. این نکات نشان می‌دهد که برای اجرای همین دستورالعمل‌ها هم سخت‌گیری وجود ندارد.
در حوزه شهرسازی چطور؟ عامه مردم دست‌کم ذهنیتی درباره معماری اسلامی دارند ، اما آیا ما الگویی برای شهرسازی اسلامی داریم؟
شهرسازی تقریبا یک رشته نخبگانی است. در تمام جهان هم شهرسازی را به‌شدت همنشین با سیاست می‌دانند، یعنی در کشورهای اروپایی قبل از خواندن شهرسازی باید علوم سیاسی و معماری بخوانید. می‌دانند که تصمیم‌های شهرسازانه با سیاست و اقتصاد و با لایه‌های قدرت گره خورده است. پس توجه به حوزه شهرسازی بدون توجه به کانون‌های قدرت، نشدنی است. از سوی دیگر شهرسازی ما خیلی تبلیغ نشده است؛ به طور مثال ما در مشهد کوچه چهارباغ را داریم، قدیمی‌ترین نمونه چهارباغ در داخل ایران. این فضا در مشهد بیش از صد سال از چهارباغ اصفهان قدیمی‌تر است. ولی ببینید که چقدر روی این حوزه کار شده است؟
پس معتقدید که الگوی بومی ما در شهرسازی هم نمونه‌هایی دارد. امروز این الگو چقدر در شهرسازی ما نمود دارد؟
این پاسخ نیاز به بررسی تاریخی دارد. ما بعد از یک دوره جدایی، از دوره تیموری دوباره با غرب آشنا شدیم. در این دوره کسانی مثل کلاویخو وارد ایران شدند، ولی هنوز اثرگذاری نداشتند. در دوره صفویه کم‌کم اثرگذاری‌ها آغاز شد. یعنی مولفه‌های معماری و شهرسازی غربی آرام آرام وارد معماری و شهرسازی ما شد؛ نمونه‌اش هم میدان نقش جهان اصفهان است. ما پیش از آن، مولفه میدان را در شهرسازی خودمان نداشتیم. میدان یک مولفه وارداتی است که ریشه در معماری یونان دارد.
البته این نتیجه یافته‌های من است و ممکن است بعضی از پژوهشگران با این مطلب موافق نباشند. نظر من این است که این نتیجه آشنایی ما با غرب است. چون کارکرد اجتماعی مولفه میدان در گذشته بر عهده حمام‌ها و بازارها بوده است.
این آشنایی ما و غرب تا دوره صفویه به‌صورت تعاملی بود. در دوره قاجار سرعت تعامل از سمت غرب بیشتر شد، اما باز هم معماری بومی سعی کرد الگوهای غربی را در خود هضم کند؛ به طور مثال وجود عنصر ساعت به‌عنوان المان در فضای معماری از این دوره آغاز شد؛ البته ساعت به عنوان یک ابزار مکانیکی کوچک.
بعد از دوره قاجار هم کم‌کم قدرت ما در این تعامل کمتر شد تا به شکل خودباختگی در برابر غرب در آمد.
تا اینجا آسیب را بررسی کردیم؛ راهکار تعریف این الگوی بومی چیست؟
باید ببینیم که چطور بناهایی مثل مسجد گوهرشاد یا مدرسه غیاثیه خلق شده‌اند؛ برگردیم و به زیرساخت و بستر تاریخی تولد این بناها توجه کنیم؛ در دوره ساخت این بناها در درجه اول، گفتمان غالب سیاسی می‌داند از معماری چه می‌خواهد. علاوه بر این پارادایم غالب معماری یک پارادایم قوی و واحد است؛ متشتت نیست.
نکته سوم و بااهمیت هم پرورش معمار است. باید ببینیم که قوام‌الدین‌ها و غیاث‌الدین‌ها چطور پرورش پیدا می‌کنند و معمار می‌شوند؛ به‌طوری که هم سلوک عرفانی دارند و هم هنر به‌صورت سینه‌به‌سینه به آن‌ها منتقل می‌شود. این افراد دیگر نقشه‌کش نیستند، بلکه هم هنرمندند و هم حکیم.
البته شاید بستر تربیت این افراد در شرایط کنونی فراهم نباشد؟
این جزئی‌نگری علوم در غرب به ما آسیب‌زده است. ممکن است شما در نظام آموزشی خود معماری تربیت کنید که هیچ چیزی از علوم دینی و اجتماعی نداند. این در تمدن ما سابقه ندارد. یعنی در قدیم معمار هم در علوم سازه‌ای و هم در علوم اجتماعی تبحر داشت و علاوه بر این فردی متشرع و گاه حکیم بود. معماری به پشتوانه فرهنگی نیاز دارد. معماران غربی هم هر خطی که می‌کشند یک پشتوانه فلسفی قوی دارد؛ کاملا ارتباط فلسفه با معماری مشخص است.
همان‌طور که فرمودید مکتب‌های فلسفی آن‌گونه که در هنر غرب تاثیرگذار است، در هنر و به‌خصوص معماری ما تاثیر نمی‌گذارد.
این مسئله در تمدن ما سابقه ندارد. شما به معماری دوره‌های تاریخی توجه کنید؛ به عنوان مثال در معماری سلجوقی، خوارزمشاهی و مغول همه ساخت‌ها معنادار و مرتبط با فلسفه سیاسی است. چرا تناسبات معماری سلجوقی این‌قدر قدرتمندانه است؟ چون دقیقا نگاه سیاسی قدرت‌خواه و قدرت‌طلب سلجوقی را در معماری مطرح می‌کند. شاید هم دوره کنونی معماری در کشور ما، ترجمه همین آشفتگی و سردرگمی فلسفی معماران باشد.
مسعود نبی دوست

اعمال برخی از پیشنهادهای پژوهشگران مرکز مطالعات شما در سند توسعه کمی و کیفی زیارت

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

با توجه به نهایی شدن مراحل تولید سند توسعه کمی و کیفی زیارت ، برخی از پیشنهادهای پژوهشگران مرکز مطالعات شما در این سند اعمال شد.

گفتنی است این پیشنهادها بر اساس مطالعات انجام شده در حوزه معماری اسلامی و شهرسازی اسلامی بوده و جایگزین پیشنهادهای موجود در سند خواهد شد .

به عنوان مثال در سند مذکور ، رویکرد اعمال دید مستقیم به منظر حرم مطهر به عنوان یکی از سیاستها دیده شده بود که با دلایل فنی ارائه شده توسط پژوهشگران مرکز مطالعات شما ، مولفین سند متقاعد شدند که بهبود دید و سکانس بندی دید ومنظر به حرم مطهر به دیدگاه معماری اسلامی نزدیکتر از ایجاد دائمی دید مستقیم میباشد.

تاسیس گروه تخصصی فقه مدیریت شهری

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

به همت و با رایزنی ها ی انجام شده توسط علاقمندان حوزه شهرسازی اسلامی، به زودی گروه تخصصی فقه مدیریت شهری و شهروندی در دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی و در مشهد مقدس تاسیس خواهد شد . گفتنی است مدیریت این گروه بر عهده حجه الاسلام مجتبی الهی خراسانی خواهد بود که برایشان آرزوی موفقیت داریم.

اتمام فاز نخست استخراج مبانی معماری دینی از منابع حدیثی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

فاز نخست استخراج راهبردها و مبانی معماری اسلامی از احادیث و روایات معصومین علیهم السلام بعد از یکسال توسط محققین مرکز مطالعات حکمت دانش و فن شهرسازی و معماری ایرانی اسلامی در فروردین 1392 به پایان رسید.

به گفته مدیر مرکز مطالعات شما ؛ در این فاز راهبردهای معماری مسکونی استخراج شده است . و در صورت تمایل نهادهای ذیربط قابلیت تعامل بین مرکز مطالعات شما با این نهادها برای ادامه این مطالعات وجوددارد .

مبنای تئوریک شهرسازی در جهت حیات طیبه اسلامی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

بسم الله الرحمن الرحیم

مبنای تئوریک  شهرسازی در جهت حیات طیبه اسلامی

 

محمدهادی عرفان؛ کارشناس ارشد معماری،گروه مهندسین عرفان آفرینش. مرکز مطالعات شما(مرکز مطالعات حکمت دانش و فن شهرسازی و معماری ایرانی اسلامی)

سیده محبوبه داورپناه بایگی؛ دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری، دانشگاه امام رضا (علیه السلام) مشهد

آدرس مکاتبه : مشهد، کدپستی9139673614

مقدمه

بیش از 14 قرن است که اسلام با جامعیت خود در تمام جنبه های مادی و معنوی زندگی بشر همواره با برنامه ی جامع و ایدئولوژی منحصر به فرد خود در اختیار بشر بوده است. چشم انداز شهر اسلامی همواره در طول تاریخ اسلام همواره یکی از اهداف غایی مسلمانان بوده است. در تعریف شهر اسلامی برخی بر این باورند که ؛ شهر اسلامی به شهرهایی اطلاق می شود که در سرزمین های دارای فرهنگ و اعتقادات نشأت گرفته از دین اسلام ایجاد شده یا رشد یافته اند.( پوراحمد و موسوی، 1389) متفکران اسلامی شهر اسلامی را عبارت از نمایش فضایی شکل و ساختمان اجتماعی می دانند که بر اساس ایدئال های اسلامی، فرم های ارتباطی و عناصر تزئینی، خود را در آن وارد کرده است. در شهر اسلامی، فرم به تبع معنا تعریف می شود و کالبد، هویت خود را از محتوا اخذ می کند و این متاثر از بنیان های نظری هنر و معماری اسلامی است که نسبت قالب و محتوا همچون نسبت روح و کالبد در بنیان های جهان شناختی اسلامی است؛ همچنان که در جهان بینی اسلامی و قرآنی ماده به کرامت معنا شرافت می یابد و از هویت سفلایی خویش خارج شده و به نورانیت معنا منور می شود. قالب نیز در هنر اسلامی فرمی متنایب با شرافت محتوا دارد. (بلخاری ، 1388)

    همچنین در مورد ماهیت و قابلیت تمایز شهر اسلامی نظریه های گوناگونی مطرح شده است. در یک دسته بندی کلی پنج نظریه یا موضع مشخص زیر قابل توجه است:

1.  نظریه هایی که شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی را تقلیدی از شهرهای قدیمی رومی و یونانی می دانند.

2.  نظریه هایی که در قلمرو فرهنگ اسلامی را صفت شرقی داده و آن را شهر شرقی نامیدند.

3.  نظریه هایی که در قلمرو فرهنگ اسلامی را فاقد شرایط و ویژگی یک شهر می دانند.

4.  نظریه هایی که در قلمرو فرهنگ اسلامی را فاقد تداوم و استمرار تاریخی می دانند.

5.  نظریه هایی که در قلمرو فرهنگ اسلامی را دارای ساختار سست و بی قاعده می دانند. ( پوراحمد، 1389)

    قرآن کریم در آیه 15 سوره ی مبارکه سبا از عنوان «بلده طیبه» یاد می کند یعنی شهری بسیار زیبا و نیکو، در تفسیر درمی یابیم که سبا شهری بوده سر سبز و آباد و حاصل خیز در یمن و از هرگونه کمبود و آفات، ناامنی، فحشا و قحطی در امان بوده است. مردم سبا این همه نعمت را در ازای ساختن یک سد و مهار سیلاب ها و کنترل و مدیریت آب توانستند به دست آورند. (شما،1390)

پس از ورود این مکتب با تمدن شرقی و ایرانی منجر به ایجاد سه اصل بنیادین آفرینش در این نوع نگرش شد؛ سه اصل خداوند، انسان و طبیعت است. ذکر این نکته ضروری است که این سه اصل در دیدگاه مرتبه ای متفاوتند. ظهور نگرش ایرانی اسلامی در شهرسازی ایرانی اسلامی متبلور شده است. در بررسی نظریه های پیرامون شهر اسلامی ایرانی دیدگاه های متفاوت و گاه متضاد وجود دارند . عده‌ای از اندیشمندان اساساً قائل به این ترکیب نیستند. مثلاً یکی از این بزرگان در مورد معماری اسلامی هم نگاهی انکارآمیز داشت و دلیل می‌آورد که وقتی معماری و شهرسازی مسیحی نداریم، طبعاً معماری و شهرسازی اسلامی هم معنا ندارد.

عده‌ای دیگر از اندیشمندان با الهام از آرای دكتر سیدحسین نصر، نگاهی تأویلی به معماری و شهرسازی اسلامی دارند. این نحله فکری بیشتر از باور به دین خالص؛ باور به نوعی برداشت باطنی و مکاشفه‌ای از دین دارد. لذا برداشت‌های عرفانی و آغشته به رؤیا و الهام و اشراق به دین و معماری دینی اسلام دارد و سعی دارد با مکاشفه و تأویل برای معماری اسلامی به معنایی توحیدی برسد. این نگاه به احتمال زیاد زاویه‌ای جدی با قرائت ائمه معصومین (ع) از دین دارد.‌

دسته دیگری از اندیشمندان این حوزه نگاهی کاملاً کالبدی به موضوع دارند. یعنی تعریف و پسوند اسلامی را به معماری و شهرسازی پذیرفته‌اند و بدون قائل بودن به هیچ تأویلی دقیقاً به دنبال ثبت و کشف روابط فضایی، تکنیک‌های اجرایی، نسبت‌های هندسی و.‌.. در آثار باقیمانده حکومت مسلمانان هستند.

چهارمین دسته از اندیشمندان علاقه‌مند به موضوع شهرسازی و معماری اسلامی، کسانی هستند که نگاهی کاملاً مرمتی و میراثی به موضوع دارند. یعنی جنبه حفظ و احیا و مرمت برایشان اولویت دارد.

پنجمین گروه علاقه‌مند به موضوع را می‌توان مدیران اجرایی دانست.‌ عموماً مدرک مهندسی دارند و به خاطر خصلت روحیه مهندسی بشدت نتیجه‌گرا و دوستدار تکنولوژی هستند لذا از طرفی علایق فرهنگی‌شان آنها را وا می‌دارد تا از پسوند اسلامی در موقعیت‌های مناسب استفاده کنند.

ششمین گروه کسانی هستند که نه برای معماری و شهرسازی بلکه در قالب پارادایم فکری آشکارا دینی به سراغ موضوع آمده‌اند. تعابیر محدود اما عمیق شهید سیدمرتضی آوینی و اخیراً حضرت آیت‌الله جوادی آملی، حضرت آیت‌الله مکارم شيرازي و برخی دیگر از بزرگواران وارد مبانی عمیقی از موضوع شده و اشاراتی داشته‌اند.

تفاوت نگاه ها به شهر و شهرسازی اسلامی و در مراتب بالاتر آن شهر اسلامی را می توان در موضوعات اساسی از قبیل محدودیت حکومت معصوم در جوامع اسلامی و روشن نبودن چشم انداز و غایت شهر اسلامی جست و جو کرد. در مجموع اگر شهر اسلامی یک غایت در نظر گفته شود، همواره تلاش طالب در جهت رسیدن به مطلوب نهایی خود ادامه دارد. گویا این تلاشی است پایان ناپذیر و عاملی است جهت تحرک و پویایی شهرسازی.

در این پژوهش سعی بر این است تا با استعانت از قرآن به عنوان کتاب قانون جوامع اسلامی و احادیث گرانبهای معصومین به این حوزه ورود پیدا شود و با معرفی چند اصل موجز به عنوان شروعی بر یک حرکت بی پایان در راه رسیدن به حیات طیبه اسلامی طی طریق نمود.

اصول تئوریک شهرسازی اسلامی

در جهت ایجاد شهر اسلامی، رعایت اصول زیر ضروری به نظر می رسد :

1.      اصل نگاه آیه وار به طبیعت

انسان و طبیعت در یک سیستم کامل در جهان هستی زندگی می کنند. شرط حیات و چگونگی زندگی مستلزم تعامل مناسب و پایدار در این چرخه است. قرآن کریم نیز در آیات متعددی به این اشاره نموده است.

خداوند در قرآن رابطه بین طبیعت و انسان را در سه قالب طبیعت برای انسان، طبیعت در تسخیر انسان و طبیعت برای همه انسان ها یاد می کند که ذیلاً به برخی از آن ها اشاره می شود.

طبیعت برای انسان؛ خداوند در این آیات اصل ایجاد طبیعت را برای انسان می داند.

-   در سوره نحل آیه 5 خداوند مى‏فرمايد:  «وَ الأَْنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْ‏ءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ» چهارپايان را آفريد كه براى شما از آنها گرما (جامه‏هاى گرم) و سودهاى ديگر فراهم مى‏آيد و از آنها مى‏خوريد.

-   در همين سوره آیه 10 خداوند همچنين مى‏فرمايد: «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً...» اوست (خدايى) كه از آسمانها آب فرستاد كه از آن مى‏آشاميد و بدان درخت و گياه مى‏رويد، كه در آن (روييده‏ها)، دامهاى خود را مى‏چرانيد.

-   و در آيه بعد مى‏فرمايند: «يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّيْتُونَ وَ النَّخِيلَ وَ الأَْعْنابَ وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ» و با آن برايتان كشتزارها و درختهاى زيتون و خرما و انگور و همه گونه محصول مى‏روياند.

-   در سوره نمل آیه 60 نيز خداوند مى‏فرمايد: «وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ» براى شما از آسمان آب فرستاد، پس با آن آب، بوستانهايى شادى‏انگيز رويانيديم.

      طبیعت در تسخیر انسان؛

-   خداوند در سوره نحل آیه 12 مى‏فرمايند: «وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ...» خداوند، خورشيد و ماه را مسخّر شما ساخت.

-   و در سوره ابراهیم آیه 33 چنين مى‏فرمايد: «وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ...» خداوند، شب و روز را براى شما تسخير كرد.

-   و در جاى ديگر در سوره لقمان آیه 20 اشاره مى‏كند: «أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الأَْرْضِ ...» آيا نديديد كه خداوند آنچه در آسمانها و زمين است، مطيع شما كرد.

طبیعت برای همه؛ در اين آيات بهره‏بردارى از منابع طبیعی را متعلق به همه انسانها، در همه زمانها در جهت رفع نيازها و رعايت حقوق همه انسانها در همه دوره‏ها مى‏داند. این مفاهیم امروزه با دیدگاه توسعه ی پایدار در جهان مطرح است.

-   خداوند در سوره بقره آیه 29 مى‏فرمايد: «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الأَْرْضِ جَمِيعاً» و اوست آن (آفريننده‏اى) كه همه آنچه در زمين است براى شما آفريد.

-   در سوره اعراف آيه 10 خداوند مى‏فرمايد: «وَ لَقَدْ مَكَّنّاكُمْ فِي الأَْرْضِ وَ جَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ» شما را از امكانات زمين بهره‏مند ساختيم و وسائل معيشت شما را در آن فراهم كرديم.

-   در آيه 10 سوره الرحمن آمده است: «وَ الأَْرْضَ وَضَعَها لِلأَْنامِ» و (خداوند) زمين را براى همگان قرار داد.

حق استفاده از مواهب طبیعی که در اختیار انسان قرار گرفته مسئولیت حفاظت از آن را بدون قید زمان برای انسان ها به همراه دارد.

2.      اصل قناعت

از حضرت علی علیه السلام در حکمت 371 نهج البلاغه می خوانیم : هيچ گنجی غنی تر از قناعت نيست.

واژه هايی هم معنا و هم مفهوم با قناعت عبارتند از کفاف، اقتصاد، اقتصادر، زهد. کفاف از ريشه کف به معنی آنچه حاجت آدمی را برمی آورد و مانع درخواست و تمنای از غير می گردد. به زبان ساده تر می توان گفت به معنی کفايت کردن يا کافی بودن است. قناعت را می توان به اشکال بهره برداری صحیح، میانه روی و پرهیز از اسراف تبیین کرد.

تمتع و بهره برداری 

اسلام به شدت با زهد منفی، رهبانیت و کناره گیری از استفاده مواهب و نعمت های الهی مخالف است.

-   قرآن کریم در این رابطه در سوره اعراف آیه 32 می فرمایند: « قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّـهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ  قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ  كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ » یعنی [ای پیامبر!] بگو زیورهایی را که خدا بر بندگانش پدید آورده و روزی های پاکیزه را چه کسی حرام گردانیده؟ بگو این [نعمت ها] در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده اند و روز قیامت نیز خاص آنان می باشد.

-   قرآن کریم در سوره بقره آیه 195 می فرماید: «ولا تلقوا بایدیکم الی التهلکه» با دست خودتان، خود را به هلاکت نیاندازید

میانه روی 

قناعت، به تعبیر روایات اسلامی، گنج بی پایان است، راهی که با پیمودن آن، انسان در زندگانی اش از مدار اعتدال خارج نخواهد شد.

-   خداوند در قرآن کریم در سوره فرقان آیه 67 بندگان خالص را چنین معرفی می کند : « وَ الَّذینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَوامًا» آنان کسانی هستند که هر گاه انفاق کنند نه اسراف کنند و نه سخت گیری، بلکه در میان این دو، اعتدال می ورزند.

-   و یا در سوره بقره آیه 14 یکی از خلصت های مثبت مسلمانان را این گونه معرفی می کند : «و کذلِکَ جَعلناکُمْ اُمَّةً وَسَطاً» و این گونه شما را امت میانه قرار دادیم

پرهیز از اسراف و تبذیر 

نهی شدید اسلام از اسراف و تبذیر و تضییع نعمت های الهی است به گونه ای که در آیات و روایات اسلامی این عمل، در ردیف گناهان نابخشودنی و بزرگ برشمرده شده است.

-   در این باره در قرآن کریم سوره مومنون آیه 51 می خوانیم: «کلوا و اشربوا و لاتسرفوا انه لایحب المسرفین» بخورید و بیاشامید اما اسراف و زیاده روی نکنید زیرا که خداوند متعال اسراف کنندگان را دوست نمی دارد.

-   در سوره غافر آیه 43 نیز اینگونه بیان شده است : «و ان المسرفين هم اصحاب النار» و به راستي که اسرافکاران اهل آتش اند.

-   در سوره انبیا آیه 9 بیان شده است : «واهلکنا المسرفين » و ما مسرفين را نابود ساختيم.

-           حضرت علي عليه السلام درباره اسراف مي فرمايد: «السرف مثواة والقصد مثراة» اسراف موجب هلاکت و ميانه روي مايه زياد شدن ثروت است .

قناعت و پرهیز از اسراف در شهرسازی را می توان در بهره مندی از انرژی های نو و پاک تعریف کرد.

3.      اصل کرامت انسانی

حفظ شان خلیفه الهی انسان در شهرسازی فرضی اساسی باید باشد. کرامت و مشتقات مختلف آن حدود 47 بار در قرآن کريم به کار رفته است. کرامت به معنی بزرگواری و شرافت است. از نگاه قرآن، كرامت انسان به عنوان يك اصل آفرينش در نظر گرفته و كرامت در سرشت انسان تنيده شده است.

خداوند متعال در سوره اسراء  آیه ٧٠ مى فرمايد:« و لقد كرّمنا بنى آدم و حملناهم فى البر و البحر و رزقناهم من الطيبات و فضلناهم على كثير مماً خلقنا تفضيلاً» ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم، و آنان را در خشكى و دريا بر نشانديم، از چيزهاى پاكيزه روزى اشان داديم و آنان را بر بسيارى از آفريده هاى خود برترى آشكار داديم.

از این آیه نکات زیر قابل توجه است :

-  مقصود از آيه، بيان حال همه انسان ها با قطع نظر از كرامت الهى و قرب و فضيلت روحى خاص براى پاره اى از افراد است. پس اين كلام شامل مشركان، كافران، فاسقان هم مى شود - حفظ كرامت انسانى نيازمندان جامعه

-          اصل پاکیزگی در همه زندگى، رفتارها، گفتارها و كردارهاى انسان

-  نفى نگرش طبقاتى؛ همچنان که در آیات دیگری از قبیل سوره بقره آیه 199 : «ثم افيضوا من حيث افاض الناس و استغفروا الله إن الله غفور رحيم» پس از همان جايى كه [انبوه] مردم روانه مى شوند، شما نيز روانه شويد و از خداوند آمرزش خواهيد كه خدا آمرزنده مهربان است و در سوره شعرا آیه 111 : «قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون» (قوم نوح) گفتند: آيا به تو ايمان بياوريم و حال آنكه فرومايگان از تو پيروى كرده اند؟ و در سوره هود آیه 28 : «فقال الملأ الذّين كفروا من قومه ما نريك الاّ بشراً مثلنا و ما نريك اتّبعك الاّ الذين اراذلنا بادى الرأى و ما نرى لكم علينا من فضل بل نظنُّكم كاذبين» پس سران قومش كه كافر بودند، گفتند: ما تو را جز بشرى مثل خود نمى بينيم و جز فرومايگان ما، آن هم نسنجيده، نمى بينيم كسى تو را پيروى كرده باشد، و شما بر ما امتيازى نداريد، بلكه شما را دروغگو مى دانيم) اين نوع نگرش طبقاتى با كرامت و شرافت انسان ها ناسازگار است و اديان معمولاً با اين نگرش مواجه مى شدند و به همين جهت، معمولاً پيروان نخستين اديان الهى، توده هاى محرومى بودند كه در سايه نگرش طبقاتى، كرامت انسانى آنان خرد شده بود و در دين الهى بازيابى آن كرامت را مى جستند.

-  اختلاف ها و گاه تمايزها، فقط براى شناسايى يكديگر است و ملاك برترى ها نيست و نبايد مايه تفاخر و يا توجيه گر تحقير و كرامت شكنى ديگران شود «ويل لكلّ همزه لمزه» واى بر هر بدگوى عيب جوى (همزه- 1) و در سوره حجرات آيه 11 مى فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا لا يسخر قوم من قوم عسى ان يكونوا خيراً منهم و لا نساء من نساء عسى ان يكنّ خيراً منهنّ و لا تلمزوا انفسكم و لا تنابزوا بالالقاب بئس الأسم الفسوق بعد الأيمان و من لم يتب فأولئك هم الظالمون» اى كسانى كه ايمان آورده ايد، نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كند؛ شايد آنها از اينها بهتر باشند، و نبايد زنانى زنان [ديگر] را [ريشخند كند]؛ شايد آنها از اينها بهتر باشند، و از يكدگير عيب مگيريد، و به همديگر لقب هاى زشت مدهيد. چه ناپسنديده است نام زشت پس از ايمان! و هر كه توبه نكرد، آنان خود ستمكارند

-  وضوح كرامت شكنى تكبّر و پيامدهاى آن «ولا تصعّر خدك للناس و لا تمش فى الأرض مرحاً ان الله لا يحب كل مختال فخور* و اقصد فى مشيك و اغضض من صوتك انّ انكر الأصوات لصوت الحمير» و از مردم [به نخوت] رخ بر متاب، و در زمين به نخوت راه مرو كه خدا خودپسند لافزن را دوست ندارد و در راه رفتن خود ميانه رو باش و صدايت را آهسته ساز كه بدترين آوازها بانگ خران است(لقمان- 18). و در آيه اى ديگر، همين مفهوم را خطاب به پيامبر اكرم(ص) و در واقع به همه مسلمانان مى آورد و مى فرمايد: (در زمين به نخوت گام بر مدار؛ چرا كه هرگز زمين را نمى توان شكافت و در بلندى به كوه ها نمى توان رسيد)

-  یکی دیگر از موانع اجتماعی کرامت و عواملی که جلوی شکوفایی استعدادهای انسانی را می گیرد، احساس ناامنی خصوصاً از ناحیه حاکمان است. ناامنی به ویژه نسبت به زندگی و ناموس که همه هستی انسان را در معرض خطر قرار می دهد، مخل عزت مندی انسان هاست، زیرا همه آثاری که از انسان بروز می کند وابسته به حیات است و با اخلال در آن و جلوگیری از ادامه حیات، دیگر موضوعی برای کرامت باقی نمی ماند تا در مورد حیثیت آن و حرمت واجب الاحترام آن بحثی صورت گیرد. انسانی که از سوی دیگر همنوعان یا صاحب منصبان و کسانی که دارای موقعیت اجتماعی و حکومتی هستند، مورد تهدید واقع می شود حیاتش در معرض انهدام و خطر قرار گرفته است چگونه می تواند احساس شخصیت وکرامت داشته باشد؟

در شهر اسلامی نباید تبعیضی در برنامه ریزی و ارائه ی خدمات به گروه ها با اشخاص مختلف با هر دین و مسلک و حرفه ای باشد. اصل پاکیزگی از مهمترین مسائل شهرسازی اسلامی است. پرهیز از ایجاد فضاهای و مناطق شهری بر اساس دسترسی قشر خاصی افراد شهر و بسط اختلاف طبقاتی در شهر، توجه به انتخاب نام نیکو بر مناطق شهری و جلوگیری از بدنامی بخشی از شهر، حفظ امنیت و عزت شهروندان نکاتی هستند که از آیات فوق برداشت می شود.

4.      اصل امنیت

امنيت (حالت مصدر) برگرفته از واژه امن است. امن ضد ترس و به گفته برخي نقيض آن است (بقره126؛ نساء91؛ مائده2؛ يوسف99؛ ابراهيم 35؛ نحل112؛ نور55؛ شعراء142 و 146؛ قصص57؛ تين3؛ قريش4). امنيت در لغت حالت فراغت از خطر و هرگونه تهديد يا حمله و يا آمادگي براي رويارويي با هر تهديد و حمله را گويند.

حوزه های امنیت اجتماعی

امنیت اجتماعی دارای حوزه های چندی است که می توان به حوزه هایی چون امنیت در حوزه عقیده و بیان (مقدسات و پدیده های وابسته به آن)، امنیت جانی، مالی(اقتصادی) و عرضی (آبرو و شخصیت اجتماعی) اشاره کرد:

امنیت عقیده و آزادی بیان

-   «لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ » در دين هيچ اجبارى نيست و راه از بيراهه بخوبى آشكار شده است پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد به يقين به دستاويزى استوار كه آن را گسستن نيست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست (بقره ۲۵۶)

-   «وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقًا» و بگو حق از پروردگارتان [رسيده] است پس هر كه بخواهد بگرود و هر كه بخواهد انكار كند كه ما براى ستمگران آتشى آماده كرده‏ايم كه سراپرده‏هايش آنان را در بر مى‏گيرد و اگر فريادرسى جويند به آبى چون مس گداخته كه چهره‏ها را بريان مى‏كند يارى مى‏شوند وه چه بد شرابى و چه زشت جايگاهى است (کهف 29)

در قرآن بر آزادی عقیده تاکید شده و از آنجا که عقیده فعلی درونی بر اختیاری بودن آن اشاره می کند و نیز آزادی بیان و انتخاب و امنیت عقیده را با فراهم آوردن بسترهای لازم ایجاد می کند.

امنیت جانی

-   «.... وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ» ... نفسى را كه خدا حرام گردانيده جز بحق مكشيد اينهاست كه [خدا] شما را به [انجام دادن] آن سفارش كرده است باشد كه بينديشد (انعام - 151)

-   «...مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا....» هر كس كسى را جز به قصاص قتل يا [به كيفر] فسادى در زمين بكشد چنان است كه گويى همه مردم را كشته باشد و هر كس كسى را زنده بدارد چنان است كه گويى تمام مردم را زنده داشته است (مائده - 32)

امنیت جان آدمی از اصول اساسی دین به شمار می آید (انعام آیه ۱۵۱) و کشتن مردم بی گناه جرم و گناهی نابخشودنی تلقی می گردد. (مائده آیه ۳۲). آموزه های دینی برای ایجاد بسترهای مناسب تحقق آرامش روحی و روانی جامعه است؛ زیرا آرامش به عنوان یکی از دو عنصر و مؤلفه اساسی تحقق سعادت در گرو حفظ امنیت جانی افراد جامعه است.

شهر اسلامی علاوه بر تامین مراودات اسلامی در بین ساکنین آن، می تواند با ایجاد فضای کالبدی مناسب (همچون نور، حفظ فضاهای مخفی، شفافیت کالبد عمومی و ...) و استفاده از نظارت عمومی ساکنین در ایجاد بسترهای تامین امنیت جانی نقش ایفا کند.

امنیت اقتصادی

-   «وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه كرده‏اند دستشان را به عنوان كيفرى از جانب خدا ببريد و خداوند توانا و حكيم است (مائده - 38)

از عوامل مهم ایجاد امنیت اقتصادی جامعه و حفظ اموال مردم، راهکارهایی چون وجوب اجرای حدود مختلف نسبت به افراد و عواملی است که آن را با خطر مواجه و امنیت اقتصادی جامعه را از میان می برند.

-   «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ» اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از آنچه به شما روزى داده‏ايم انفاق كنيد پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن نه داد و ستدى است و نه دوستى و نه شفاعتى و كافران خود ستمكارانند. (بقره - 254)

-   «وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ» اوست كسى كه باغهايى با داربست و بدون داربست و خرمابن و كشتزار با ميوه‏هاى گوناگون آن و زيتون و انار شبيه به يكديگر و غير شبيه پديد آورد از ميوه آن چون ثمر داد بخوريد و حق [بينوايان از] آن را روز بهره‏بردارى از آن بدهيد و[لى] زياده‏روى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست ندارد. (انعام - 141)

 امنیت اقتصادی در دو سطح کاربرد دارد: یکی فراهم آوری زمینه های تامین معیشت و از میان بردن نداری و بی نوایی؛ و دیگری ایجاد ساز و کارهایی برای امنیت مناسبات اقتصادی و بازرگانی جامعه.

از منظر شهرسازی اسلامی، برنامه ریزی صحیح و تعیین نقش متناسب با کارکرد شهر، تعدیل بازارهای داخلی و تامین ارتباط مناسب بین شهر و مناطق اطراف در ایجاد امنیت اقتصادی و ثبات شغلی افراد شهر بسیار تاثیرگذار است.

امنیت شخصیتی

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ * يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ» اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كند شايد آنها از اينها بهتر باشند و نبايد زنانى زنان [ديگر] را [ريشخند كنند ] شايد آنها از اينها بهتر باشند و از يكديگر عيب مگيريد و به همديگر لقبهاى زشت مدهيد چه ناپسنديده است نام زشت پس از ايمان و هر كه توبه نكرد آنان خود ستمكارند اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از بسيارى از گمانها بپرهيزيد كه پاره‏اى از گمانها گناه است و جاسوسى مكنيد و بعضى از شما غيبت بعضى نكند آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‏اش را بخورد از آن كراهت داريد [پس] از خدا بترسيد كه خدا توبه‏پذير مهربان است. (حجرات 11و12)

حفظ آبرو و عرض مردم از مهمترین حوزه هایی است که امنیت در آن معنا و مفهوم پیدا می کند. قرآن برای تامین این بخش نیز دستورهای سخت و شدید همراه با راهکارهایی برای تامین و حفظ آن داده است که از آن جمله حفظ آبروی افراد محترم و جرم شماری تمسخر و غیبت و تهمت است.

در شهر اسلامی هیچ محله ای نباید با عنوانین و القاب نامناسب نام گذاری شود. حس تعلق به مکان و میزان مشارکت مردم به شدت به شخصیت اجتماعی محله وابسته است. در کل می توان گفت امنيت يعني اينكه حاكميت بتواند فضايي ايجاد كند كه اقشار مختلف مردم در كمال آرامش به فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي بپردازند.

5.      اصل انسان مداری

خداوند در سوره ی بقره آیه 29 می فرماید: «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً» خداوند تمام چيزهايي كه در زمين وجود دارد را براي انسان خلق نموده است، بنابراین تمامی خلقت بر مدار انسان شکل گرفته است. و در جایی دیگر در سوره ی نحل آیه 8 : «وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها وَ زِينَةً» و اسبان و استران و خران را آفريد تا بر آنها سوار شويد و زينت و تجمّلي براي شماست، مرکب را زینت برای انسان قرار داده تا جهت آسایش از آن استفاده کند پس در شهر اسلامی مرکب زینت است و ضرورتی بر وجود آن نیست. شهر اسلامی بایستی بر مبنای انسان طراحی شود، اولویت حرکت و دسترسی بر مبنای انسان باشد با اشکال مختلفی از جمله پیاده راه ها و باغ راه ها و.... . مقیاس ها نیز باید به اندازه شکل گیرد. مگر نه اینکه خداوند در سوره ی حجر آیه 19 می فرماید : « وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْزُونٍ » و زمين را هم بگسترديم و در آن كوههاي عظيم بر نهاديم و از آن هر گياه و هر نبات مناسب و موافق حكمت و عنايت برويانيديم. سلسله مراتب،تعیین حدود و تناسبات از جمله این توازن هستند.

6.      اصل فروتنی

«تواضع‏» از ماده «وضع‏» در اصل به معنى فرونهادن است. در آیات مختلفی از جمله آیات زیر به مسئله تواضع و فروتنی اشاره شده است.

-   « يا ايها الذين آمنوا من يرتد منكم عن دينه فسوف ياتى الله بقوم يحبهم و يحبونه اذلة على المؤمنين اعزة على الكافرين...» اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هر كس از شما، از آيين خود بازگردد (به خدا زيانى نمى‏رساند) خداوند به زودى جمعيتى را مى‏آورد كه آنها را دوست دارد و آنان (نيز) او را دوست دارند; در برابر مؤمنان متواضع، در برابر كافران سرسخت و نيرومندند. (‏مائده - ‏54)

-    «و عباد الرحمن الذين يمشون على الارض هونا و اذا خاطبهم الجهلون قالوا سلاما» بندگان (خاص خداوند) رحمان، كسانى هستند كه با آرامش و بى تكبر بر زمين راه مى‏روند؛ و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مى‏گويند و با بى اعتنايى و بزرگوارى مى‏گذرند. (‏فرقان، ‏63)

-   «واخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين» (اى پيامبر) بال و پر خود را براى مؤمنانى كه از تو پيروى مى‏كنند بگستر و نسبت‏ به آنها تواضع و مهربانى كن (‏شعراء - ‏215)

-   امام رضا (ع) پیرامون درجات تواضع چنین فرموده است: «تواضع درجاتی دارد، از آن جمله، انسان قدر خویش را بشناسد و با دلی سالم در جایگاه خود نشیند، دوست نداشته باشد به سوی كسی رود، مگر چنان كه به سویش آیند (با مردم چنان كه دوست دارد با او رفتار شود رفتار كند) اگر بدی ببیند، آن را با نیكی بپوشاند، فرو خورنده خشم و درگذرنده از (لغزش) مردم باشد و خداوند نیكوكاران را دوست دارد. »

فروتنی و تواضع را از دو جنبه می توان بررسی کرد : اول از دیدگاه اجتماعی و مدیریتی؛ به معنای اینکه تمامی افراد جامعه با خشوع، فروتنی و صعه ی صدر با یکدیگر تعامل داشته باشند. این مسئله در بین مدیران شهری بسیار با اهمیت تر است، چرا که بارها خداوند در قرآن خطاب به نبی مکرم اسلام، وی را به تواضع در برابر مسلمانان امر نموده است. دوم ، اگر شهر به عنوان یک موجود زنده فرض شود کلیه اجزا آن (با توجه به حدیث امام رضا علیه السلام) باید اندازه مشخص داشته، در مکان دقیق خود و با شکل مشخص و سالم قرار گرفته و به حریم دیگری تجاوز نکند. در ساخت بناهای غول آسا دقت و حرایم آن در نظر گرفته شود. کالبد شهر نباید جلوه گری کند، عکس تواضع، تبرج از اعمال نکوهیده در قرآن است که آن را شایسته جاهلان می داند.

7.      اصل احترام به مدل دینی تقسیم اوقات فراغت

از امیر المومنین على(علیه السلام) درحکمت 390 نهج البلاغه ذکر شده است : «للمؤمن ثلاث ساعاتٍ، فساعة يناجى فيها ربّه و ساعةٌ يرمّ معاشه، و ساعةٌ يخلّى بين نفسه و بين لذّتها فيما يحلّ و يجمل و ليس للعاقل ان يكون شاخصاً الّا فى ثلاثٍ مرمّةٍ لمعاشٍ، او خطوةٍ فى معادٍ او لذّةٍ فى غير محرمٍ» براى مؤمن (در شبانه روز) سه وقت است، زمانى براى (نيايش) و مناجات با پروردگارش، و زمانى براى تأمين معاش زندگى‏اش، و زمانى براى واداشتن نفس به لذّت‏هايى كه حلال و مايه زيبايى است.

از این حدیث چنان بر می آید که فضاهای شهری بجز مسکن به سه دسته تقسیم می شوند؛ بخشی برای کار، بخشی برای عبادت و بخشی برای گذران فراغت. از دیدگاه اسلامی تمامی موجودات تسبیح خداوند را می گویند بنابراین کل ارض مسجد و محل عبادت است. ازنظر امیرالمومنین همراه با بیکاری و فراغت، تمایل به خواسته های شیطانی حاصل می شود.شهید آوینی معتقد است؛ تنبلی و تن‌آسایی و کم‌حوصلگی ملازم با روح شهوت در وجود آدمی است و انسان تا از این مرحله به مرتبه‌ی بالاتر ـ که روح ایمان است ـ عروج نکرده است، تنها علتی که او را به تحرک وا می‌دارد لذت طلبی است. مومن واقعی از منظر امیرالمومنین فردی است که تمام روزش را مشغول باشد. در یک شهر اسلامی تمام ساعات روز فراغت، کار و عبادت می تواند توامان با هم باشد و فضاهای شهر با این دیدگاه طراحی و برنامه ریزی شوند.

با بررسی های صورت گرفته اصول زیر به عنوان مبنای تئوریک شهرسازی اسلامی کسب شده است. این اصول قابل تکامل و اصلاح می باشند و در این راستا به نظر کارشناسان و صاحب نظران این عرصه نیازمند است. امید می رود این پژوهش فتح بابی در جهت حرکت در مسیر درست به سمت شهر اسلامی باشد.

منابع

1.   بلخاری، حسن، تهران؛ شهر بی نماد، ضرورت بازآفرینی هویت ایرانی اسلامی شهر تهران ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، آبان 1388

2.   پوراحمد، احمد، موسوی، سیروس، ماهیت اجتماعی شهر اسلامی، فصلنامه مطالعات شهر ایرانی اسلامی، شماره دوم، پاییز 1389

3.   سلطانی، محمدعلی (1385)؛ کرامت انسان از نگاه قرآن، آینه پژوهش، شماره102،

4.   شيخ كليني؛اصول كافى، حاج سيد جواد مصطفوى‏، تهران‏، كتاب فروشى علميه اسلاميه‏، اول، ج 2، ص 101

5.   عرفان، محمدهادی(1391) ؛ شهر اسلامي؛ رؤيا يا واقعيت، روزنامه ایران،

6.   فیروزی، مهدی، مبانى حق بهره‏مندى از محيط زيست سالم در قرآن‏ كريم، ماهنامه رواق انديشه، شماره 42

7.   نقی زاده، محمد(1379)؛صفات شهر اسلامي از نگاه قرآن كريم، صحيفه مبين،دوره دوم شماره 5،ص4

8.   مرکز مطالعات شهرسازی و معماری اسلامی(شما)، iiua.ir.

9.   کتاب اصلاح الگوی مصرف از مجموعه کتاب های سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری مشهد

 

*-استفاده از این مقاله با ذکر منبع - و نام سایت مرک مطالعات شما - بلامانع است.

 

مبناي تئوريك شهرسازي در جهت حيات طيبه اسلامي

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

غور در موضوع شهراسلامی  و شهرسازی مرتبط با آن ، یکی از  موضوعات مطرح در سالهای اخیر در فضای نخبگان این رشته  بشما رمیرود. و با وجود تعدد مقالات و سخنرانی ها ،کمتر میتوان به تئوری های مستقلی و جدیدی در این زمینه دست یافت. ضمن احترام به همه پیشکسوتان این عرصه تخصصی ، برای نخستین بار بخشی از مطالعات انجام شده توسط مرکز مطالعات شما در زمینه تئوری شهرسازی متناسب با فرهنگ اسلامی -مدل حاکمیت ولی فقیه جامع الشرایط - جهت اطلاع علاقمندان و نقد و بررسی آن توسط همکاران ارجمند به زودی در معرض دید علاقمندان قرار میگیرد. رونمایی این نظریه در سایت همزمان با سالگرد روز هنر انقلاب اسلامی و سالگرد شهادت سیدمرتضی آوینی را پیشکش ناچیزی میدانیم به مقام شمخ شهدای اهل قلم و اندیشه.

این مقاله با عنوان

مبناي تئوريك شهرسازي در جهت حيات طيبه اسلامي در اسفندماه سال گذشته (1391) به همایش شهر اسلامی در اصفهان ارائه و پذیرفته شد.



اعلام رابطین محترم در سطح برخی نقاط کشور

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

باطلاع علامندان و دوستداران موضوعات معماری و شهرسازی اسلامی و ایرانی میرساند با هدف تعامل بیشتر و ایجاد شبکه های از متخصصین علاقمند به این موضوعات ؛ مرکز مطالعات شما اسامی برخی از رابطین خود در سطح کشور را بشرح زیر اعلام مینماید، بدیهی است همکار ی این رابطین با مرکز جنبه افتخاری داشته و همکاری این عزیزان با مرکز مطالعات جای تشکرو سپاس دارد. و همین جا ا زهمه علاقمندان دعوت میشود تا با وقف مهارت-وقت- تولیدات -آثار و نظراتشان به این سایت ما را در اعتلا و رشد معماری و شهرسازی شایسته این سرزمین یاری نمایند.

 

برخی رابطین سایت مرکز مطالعات شما

اعتبار

مکان

تخصص

نام و نام خانوادگی

ردیف

1/11/92

هیات رییسه گروه تخصصی معماری سازمان نظام مهندسی خراسان رضوی

کارشناس ارشد معماری

مهندس وحید حسین زاده

1

-

-

دکترای جغرافیای شهری

اشرف السادات باقری

2

3/10/92

مدرس دانشگاه های کاشان

کارشناس ارشد مرمت

عذرا اسماعیل زاده

3

-

علوم تحقیقات تهران

دانشجوی کارشناسی ارشد طراحی شهری

ستاره زینل زاده

4

-

پارس آباد استان اردبیل

دانشجوی کارشناسی معماری

ستار طهماسبی

5

-

دانشگاه بینالود-مشهد

دانشجوی مهندسی فضای سبز

منیره واجد

6

-

دانشگاه تهران

دانشجوی کارشناسی شهرسازی

مطهره مقیسه

7

-

لرستان-الیگودرز

دانشجوی کارشناسی معماری

پوریا ساری

8

-

یزد

کارشناس معماری

شهره عربزاده

9

-

گرگان

کارشناس ارشد معماری

دلارام شیخ

10

-

مشهد

کارشناس معماری

مهناز آبرودوست

11

-

علوم تحقیقات یزد

دانشجوی کارشناسی ارشد معماری

فرامرز فدایی

12

-

-

تربیت مدرس تهران


سبزوار

بیرجند

دانشجوی کارشناسی ارشد شهرسازی

کارشناس معماری

کارشناس معماری

محبوبه کارشکی


مهندس خسروی

خانم مهندس صدیقپور

13


14

15

*-علاقمندان به درج و انعکاس فعالیتهای معماری درسایت میتوانند اقداماتشان را از طریق رابطین و یا به نشانی

آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید

برای سایت ارسال دارند


آخرین بروز رسانی مطلب در پنجشنبه ، 9 خرداد 1392 ، 10:14

نگاهی به آموزش معماری و شهرسازی در خراسان و ایران

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

قابل توجه وزیر محترم علوم و فناوری و وزیر محترم راه و شهرسازی، رییس محترم سازمان نظام مهندسی ؛ روسای محترم انجمن صنفی مهندسان معمار و جامعه مهندسان مشاور

تعداد دانشجویان معماری در مشهد به شرح زیر است:

کاردانی 3222 نفر

کارشناسی3793 نفر

کارشناسی ارشد402 نفر

و شهرسازی

کاردانی97

کارشناسی1638

کارشناسی ارشد371


و آیا واقعا نیاز سنجی ای برای تعداد پذیرش انجام شده است. این د رحالی است که کل تعداد مهندسان معمار و شهرساز نظام مهندسی خراسان به 4000 نفر نمیرسد. و همین الان طبق جدول بالا که برگرفته از کتاب جامع آموزش عالی استان است(1391) مجموع دانشجویان دو رشته در همه مقاطع بالغ بر  9223 نفر است. یعنی نزدیک به دوبرابر کل ظرفیت چند دهه مهندسی اعضای معمار و شهرساز نظام مهندسی خراسان. فکری باید کرد. از همین الان صف بیکاران معمار و شهرساز را میتوان دید.

شاید جور دیگری هم بشود گفت تا عمق فاجعه مشخص شود. الان اعضای معمار و شهرساز نظام مهندسی خراسان حدود 4000 نفر هستند. اگر 70% آنها در مشهدشاغل باشند معادل حدود2800 نفر میشود. یعنی هم اکنون به ازای حدودهر 215  خانوار در مشهد یک مهندس معمار یا شهرساز دارای پروانه اشتغال وجود دارد. که فی نفسه رقم جالبی نیست. و همین الان هم معمار و شهرساز زیادی داریم. مثلا اصفهان هم اکنون 1900 مهندس معمار دارد. و یا در کشوری مانند کانادا استان 12 میلیون نفری انتاریو تنها 3316 نفر مهندس معمار دارد!! حالا بیایید و ازاین اعداد بالا تنها رقم 4100نفری دانشجویان کارشناسی و ارشد معماری را به رقم مهندسین فعلی اضافه کنید. و با حساب سراسر اغماض هم طی یکی دو سال آینده به ازای هر 108 خانوار ، یک مهندس معمار -شهرساز - خواهیم داشت. یعنی برای هر محله حدودا 7500 نفری 13 مهندس معمار داریم!!!!!!! یعنی یک شرکت مهندس مشاور تمام قد با یه دوجین معمار اضافه!!!


این در حالی است که به گزارش مهندس ساری ، رابط محترم مرکز مطالعات شما در الیگودرز موضوع در سطح کشور هم بد و بلکه بدتر است :

 براساس اخرین خروجی اطلاعات وزارت علوم آخرین وضعیت دانشجو وفارغ التحصیلان رشته معماری درایران به شرح زیر است:
تعداد کل داشنجویان رشته معماری وشهرسازی درتمامی مقاطع تحصیلی چیزی حدود 110.000نفر یعنی به ازای هر700 نفر ایرانی یک معمار

الان ایران دارای 400مرکزآموزش عالی می باشد که رشته معماری درآن تدریس می شود و سالیانه چیزی حدود21000نفر به این جمعیت اضافه و
جیزی حدود 7000نفر فارغ التحصیل می شود

.....آقا یکی به داد حرفه معماری برسد.


خانه هوشمند ایرانی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

عکس هایی از هوشمندترین خانه ایرانی

 

ویژگی ها: قرار گرفتن در بین ۷ کاندید برتر مسابقات هوشمند KNX آلمان در سال۲۰۱۰ (هوشمندترین ساختمان ایران تا سال۲۰۱۰) ، دارای برچسب انرژی نوع A (بهینه سازی مصرف سوخت و انرژی) ، خانه زنده(با تغییر روز و شب و فصل تغییراتی در خانه بوجود می آید.) ، تلفیق معماری سنتی ایرانی با معماری مدرن ، استفاده از آخرین تکنولوژی ها,متدها و برندهای سلطنتی و روز دنیا ، اجرای بسیار دقیق و خاص توسط استادان ایرانی و خارجی

مسجد اعظم رم

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
مسجد اعظم رم ؛ بزرگترین مسجداروپا
اتووود سرویس خبر:   محمد مهدی مقيمي ( تحريريه اتووود )
1390/07/05
مـنـــــــبـع : www.magazineroma.it
تعداد بازدید : 1526

مسجد و مركز اسلامی شهر رم به مسلمانان رو به افزایش اروپا كه البته از رم بازدید می كنند خدمات فرهنگی اسلامی می دهد. این مسجد تنها مسجد رم است و یكی از بزرگترین ابنیه ویژه ساخته شده در چند دهه اخیر ایتالیا است. از سوی دیگر شهرت و آوازه این مسجد فراتر از رم و حتی ایتالیا است. در طراحی فضاهای داخلی این مسجد که با همکاری 23 کشور اسلامی ساخته شده است، شبستان اصلی آن را برای عبادت 2500 نفر نمازگزار و نیز شبستان كوچكتری برای 150 نفر در نظر گرفته اند.

فضاهای خدماتی جانبی نیز همچون وضوخانه در زیر شبستان اصلی جای گرفته و دو فضای نیم طبقه در بالای شستان اصلی كه مساحت آنها یك چهارم شبستان است برای بانوان نمازگزار درنظر گرفته شده است. پلان این مسجد در دوبخش است. بخش اول شامل شبستان اصلی مسجد است كه 8 متر از سطح زمین بلند تر است و به شكل مستطیل 40*60 طراحی شده كه روبه قبله دارد و بر فراز آن گنبدی به قطر 20 متر نمازگزاران را به میهمانی آسمان فرا می خواند. در اطراف آن 16 گنبد كوچك نیز بام بزرگترین مسجد اروپا را آذین بسته اند.


مسجد اعظم رم در اروپا


مسجد اعظم رم در اروپا


مسجد اعظم رم در اروپا


مسجد اعظم رم در اروپا


مسجد اعظم رم در اروپا


مسجد اعظم رم در اروپا


مسجد اعظم رم در اروپا

آخرین بروز رسانی مطلب در شنبه ، 21 بهمن 1391 ، 13:50

مسجد طراحی شده توسط استودیو Z؛

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
مسجد طراحی شده توسط استودیو Z؛ میانْ کنش مسجد و شهر
اتووود سرویس خبر:   صدیقه نسیبی
1390/07/02
مـنـــــــبـع : www.archdaily.com
تعداد بازدید : 1919

استودیو Z مسجدی در شهر قیصر به یادبود سنانِ معمار طراحی کرده است،زیرا از نظر تاریخی،مسجد تُرک زیر نظر طراحی این معمار به بالاترین پتانسیل خود دست یافته است.با استفاده از گنبدی منفرد که بر فراز فرمی مربع شکل قرار گرفته است،سنان استعاره ای از مسجد را خلق کرده است تا پایدارترین فرم برای مظهر و نماد ابدیت باشد.صدها سال پس از سنان،هنوز به گونه شناسی مسجد به عنوان عنصری ضروری در زندگی ترکی نگریسته می شود.

زیرا که در طرح پیشنهادی استودیو Z ،مسجد معنی این مکان مقدس و عمومی را به وسیله بهسازی مزایا برای فضای شهری به طور نمادی و از نظر عملکردی مورد نکوهش قرار می دهد. این مسجد پوششی با الگوی ساخته شده از فولاد می آفریند،بر اساس موضوعات مفهومی مربوط به ابدیت و الوهیت.مکانی مقدس برای خواندن نماز که در داخل کره ی بزرگ بتنی قرار گرفته است و در واقع گنبد به اندازه کافی بزرگ است که جمعیت شهری را با یکدیگر در یک جا جمع کند.

بر خلاف این معنا که از مسجد به عنوان محل ملاقات عوام یاد می شود،این بنا به محل ملاقات جامعه تبدیل می شود و به جایگاهی بی طرف، ناب و نمادگونه در شهر،مطابق با ارجاعات تاریخی دست می یابد.این مکان برای نماز برپا می شود،نه تنها با مراسم مذهبی بلکه به وسیله دستیابی به معلومات و تغییر شکل به موضع همکاری و کمک به سطح آگاهی و فهم جامعه.از این رو این بنا،مکانی را برای دستیابی به احتیاجات امروز در کنار عملکردهای سنتی فراهم می سازد.

حال آنکه دستیابی به اطلاعات معنوی و احساسی را با کتابخانه مورد هدف قرار داده است و اطلاعات گذرنده میان نسل ها را از راه آموزش در کارگاه ها فراهم می سازد.و این بنا با فضاهای نمایشگاهی خود،کارها را برای عموم و جامعه به نمایش می گذارد.


خلق استعاره ای از مسجد / استودیو Z


خلق استعاره ای از مسجد / استودیو Z


خلق استعاره ای از مسجد / استودیو Z


خلق استعاره ای از مسجد / استودیو Z


خلق استعاره ای از مسجد / استودیو Z


خلق استعاره ای از مسجد / استودیو Z


خلق استعاره ای از مسجد / استودیو Z


خلق استعاره ای از مسجد / استودیو Z

آخرین بروز رسانی مطلب در شنبه ، 21 بهمن 1391 ، 13:51

مسجدْ مركز خريد اونيو؛

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
مسجدْ مركز خريد اونيو؛ زاها حديد و فضای منفی در پرداختی مذهبی
اتووود سرویس خبر:   ندا باقری (تحریریه اتووود)
1391/09/23
مـنـــــــبـع : www.arch2o.com
تعداد بازدید : 614

كويت اخيرا، طراحي مسجدي را به معمار سرشناس زاها حديد سفارش داده بوده كه قسمتي از طراحي فاز سه مركز خريد اونيو بوده است. مسجد مركز اونيو در كنار منطقه صنعتي الراي كويت، در امتداد جاده اصلي پنجم ، در مركز خريدي به همين نام قرار داشته است. اما بنظر مي رسد به دلايل نامعلومي از ساخت اين بنا صرف نظر شده است و اين طرح گامي پيشتر از يك كانسپت اوليه برنخواهد داشت.

اين تصميم ، بسيار تاسف برانگيز است چون به طور قطع، اين معمار توانا، بنايي بسيار زيباتر از اين رندرهاي سه بعدي را، مي توانست به پايان برساند.

 برای اشنایی بیشتر با زاها حدید می توانید ببینید

نوشتار زاها حدید، بدویت عظیم و تمدن شکسته را به قلم سم جیکب

و نوشتار 

پارادایم جدید در معماری و تاثیر زاها حدید بر ان  را به قلم محمدرضا هل فروش

وهمچنین

یادداشت زاها حدید چیست؟ را



مسجد مركز خريد اونيو

آخرین بروز رسانی مطلب در شنبه ، 21 بهمن 1391 ، 13:51

صفحه 15 از 17