شما

مرکز مطالعات حکمت – دانش و فن معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی

ارگ علیشاه تبریز در آستانه نابودی / ساخت و ساز در مجاورت بنای 700 ساله

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
ارگ علیشاه تبریز در آستانه نابودی / ساخت و ساز در مجاورت بنای 700 ساله
طبق مواد 560 و 564 قانون مجازات اسلامی هر نوع عملیات در حریم آثار تاریخی ثبت شده که منجر به تزلزل بنیاد و یا تخریب این آثار شود جرم محسوب می شود. با این حال ساخت و ساز در مجاورت ارگ تاریخی تبریز ادامه دارد.
ارگ علیشاه تبریز در آستانه نابودی / ساخت و ساز در مجاورت بنای 700 ساله

معماری نیوز: ساخت و ساز در حریم بناهای تاریخی اتفاق تازه‌ای در کشور نیست و پیش از این مسئولان شهری با ساخت سازه‌هایی کژنهادی چون برج جهان نما در حریم میدان نقش جهان اصفهان و برج تجارت در حریم دروازه درب کوشک قزوین از خود شاهکارهایی به یادماندنی در تاریخ معاصر تخریب هویت تاریخی شهر بر جای گذاشته بودند ولی این موارد در برابر فاجعه که هم‌اکنون برای ارگ علیشاه تبریز در حال وقوع است، هیچ به حساب می‌آید.

اگر برج جهان نما و برج تجارت؛ خط آسمان و منظر تاریخی و فرهنگی بنا را مخدوش می‌کردند ساخت این سازه و گودبرداری را در مجاورت ارگ تبریز چه می‌توان نامید؟

ارگ 700 ساله تبریز زخم خورده تاریخ است. بنای اولیه ارگ در بین سال‌های ۷۱۸ تا ۷۳۹ هجری قمری با هدف ساخت آرامگاه بزرگی در صحن مسجد علیشاه تبریز در هنگام وزارت علیشاه انجام شد. این ارگ که در برابر حمله روس ‌و انگلیس به شهر تبریز آسیب دیده ولی استوار مانده بود.

این ارگ در مشروطه نقطه تمرکز مدافعان تبریزی بود. آن‌ها توپی را نیز به بالای ارگ انتقال داده بودند تا در دفاع از مواضع خود از آن استفاده نمایند. با سقوط تبریز و به هنگام اشغال تبریز بدست قوای روس در سال ۱۲۹۰ روس‌ها دیوار ارگ را به توپ بستند. پس از اشغال نیز به علت بی مبالاتی روس‌ها در جابجایی گلوله‌های توپ آتش بخشی از برج و باروی ارگ را فرا گرفت.

در سال ۱۳۱۰ حصار و باروهای قاجاری ارگ تخریب شد و ارگ با عنوان مسجد علی‌شاه به ثبت در فهرست آثار میراث فرهنگی ایران رسید. در سال‌های ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ بیشتر سازه‌های قاجاری بنا با بهانه ایجاد فضای سبز تخریب شد.

در سال ۱۳۷۶ مجری طرح مصلای جدید تبریز در محدوده بنای ارگ اقدام به خاکبرداری عمیق در محدوده شرقی ارگ با استفاده از ماشین‌آلات سنگین نمودند. در نتیجه این خاکبرداری بازمانده‌های زیر‌ساخت های مسجد ارگ علیشاه نابود شد.

در بازسازی ارگ مابین سال‌های ۱۳۷۹ تا ۱۳۹۱ توسط سازمان میراث فرهنگی ایران باقیمانده علایم و نشانه‌های مربوط به ساخت و ساز دوران قاجار از این بنا زدوده شد.

امروزه تنها بخشی از دیوارهای عظیم و محراب بسیار بلند شبستان جنوبی این مسجد برجای مانده‌است که با ساخت و سازی که در مجاورت این ارگ در جریان است بیم آن می‌رود که این بخش باقیمانده هم تخریب شود.


همین چند روز پیش بود که معاون میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری گفته بود «نسیم بهاری» به سمت خانه ها و بناهای تاریخی در حال وزیدن است و در شرح آن  گفته بود این نسیمی است که به نظر می رسد با همکاری و همدلی دستگاه های مختلف برای نجات خانه های تاریخی و اررشمند همسو است و از تخریب های گاه و بیگاه آن ها قرار است جلوگیری کند.

مسابقه طراحی داخلی ایستگاه 7 مترو تبریز

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

برگزاری مسـابقه طراحـى داخلـى و طراحـى ورودى‌هـاى ايسـتگاه‌های مترو تبریز

یک نیم دری به معماری گذشته. این بار در بیرجند

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
یک نیم دری به معماری قدیم
رنجبر _شیشه های رنگارنگ روی در چوبی، طاق های قرینه، ظرف های مسی و چینی قدیمی، سقف گنبدی و خنکای مطبوع نسیم و عطر و بوی یک اتاق از خانه ای قدیمی، اما این اتاق قدیمی بوی کهنگی نمی دهد و از هر گوشه آن طراوت و تازگی می تابد؛ نشاط، زیبایی و آراستگی در خانه سنتی را می توان در لابه لای همه طرح و نقش های این بنای مدرن یافت.
اتاقی سنتی چون تابلویی جذاب و اصیل با حفظ همه سنت ها و اصالت های ناب خانه های قدیم بیرجند در میان بافت مدرن خانه توجه  هر بیننده ای را جلب می کند، یک اتاق با طرحی قدیمی ساز در یک ساختمان نوساز و مدرن مانند یک انسان سنتی از نسل دیروز جا خوش کرده است، بانویی هنرمند را به یاد می آورد که با حفظ همه اصالت ها از سر انگشتانش هنرها می بارد که ریشه در سنت مردمی دارد از جنس قدیم.
دو لنگه در چوبی که بسته می شود فارغ از همهمه خیابان، سکوت حکمفرما می شود، اینجا همان جایی است که می شود آرامش خانه مادربزرگ را یک بار دیگر تجربه کرد.
مهندس «هوشمندی» که بیش از نیم قرن از عمرش می گذرد با تلفیق معماری جدید و قدیم گوشه ای از فرهنگ قدیم بیرجند در خانه سازی را به تصویر کشیده است و می گوید: همیشه دوست داشتم این فضا را در خانه ام ایجاد کنم تا اصالت های فراموش شده و میراث فرهنگی را حفظ کنم تا آنکه با اصرار همسرم و خانواده اش که کمک زیادی کردند توانستم این فضا را در خانه ام ایجاد کنم.
او که 20سال در کمیته  فنی و ثبت آثار میراث فرهنگی حضور داشته به خوبی می داند حفظ کوچک ترین اثر و بنای قدیمی ارزش بالایی دارد به همین دلیل دنبال یافتن آرامش گمشده در خانه های قدیمی فراموش شده است.
از سکوت قابل اعتنا در این اتاق می گوید، سکوتی که در هیچ جای ساختمان مدرن سازش یافت نمی شود و از نورپردازی به سبک قدیم و قرینه سازی هایی که چشم را نوازش می دهد.
روی کناره های ابری جاجیم می نشینم و بر بالشت های ترمه دوز تکیه می زنم و سماور زغالی که امروز حتی نمی توان تصورش را هم کرد ناخودآگاه نگاهم را به خود جلب می کند. وی ادامه می دهد: این اتاق پنجره ای به بیرون ندارد و روشنایی آن از طریق آب نمای روبه روی درچوبی تامین می شود.
شیشه های رنگی در را نشان می دهد و تصریح می کند: اگر چه نمونه آن در ایران تولید می شود اما کیفیت شیشه های قدیمی را ندارد و شیشه های با کیفیت تر از اوکراین وارد می شود و او برای ثبت خاطرات آن روزها ناچار شده برخلاف میلش شیشه های وارداتی نصب کند، حتما ارزش یادآوری خاطرات قدیمی را دارد.
در چوبی با اقتدار و ظرافت روی لنگه چوبی می چرخد. برای چفت و بست کار حتی از بست های چوبی استفاده شده است.
آن طور که می گوید: در با استفاده از طرح و ابعاد درهای عمارت رحیم آباد ساخته شده و در اجرا و ساختش از نجارهای میراث فرهنگی کمک گرفته ام، هرچند ساخت آن ها بیش از یک سال طول کشید اما ظرافت در انحنای در و پنجره ها به خوبی دیده می شود.
کنار در پنجره های ثابتی تعبیه شده که او آن ها را خلاقیتی می داند که در هیچ خانه قدیمی وجود ندارد.
زمان و هزینه زیادی برای ساخت این اتاق در مقایسه با ساخت یک اتاق مدرن صرف شده و او معتقد است ارزش این اتاق در مقایسه با دیگر قسمت های ساختمان بیشتر است.
اتاق نیایش 
«اینجا فقط اتاق آرامش نیست بلکه از آن به عنوان اتاق نیایش هم یاد می شود. افراد خانواده برای خواندن نماز و دعا به این اتاق می آیند.» 
سکوت و آرامش این فضا مقدمه ای برای نیایش شده است. «هوشمندی» این را می گوید و این که نشستن روی مبل و صندلی برای برخی سخت است. افراد مسن فامیل دوست دارند ساعت ها روی زمین این اتاق نشسته و آرامش را تجربه کنند، مهمان ها پس از پذیرایی در سالن خانه که طاق هایی سنتی ساز دارد به اینجا می آیند، استراحت می کنند و فال حافظ می گیرند.
وی می افزاید: هرچند خانه پدری ام قدیمی نیست اما وقتی دانشجو بودم سقف خانه را به صورت گنبدی درآوردم. 
در ساختمان های مدرن با همان اسکلت بندی می توان فضای سنتی ایجاد کرداما ایجاد این فضا با توجه به ظرافتی که دارد نیروی انسانی زیادی می خواهد.
بادگیرها به کمک کولر آمده
از علاقه اش به معماری قدیم بیرجند حرف می زند و ادامه می دهد: کانال های کولر در اتاق سنتی طوری ساخته شده که به واسطه بادگیرها هوای سرد از پشت بام به داخل اتاق هدایت می شود و نمونه ای از بادگیرهای خانه های قدیمی در این طرح ایجاد شده است.
وی از زمستانه و تابستانه بودن اتاق سنتی به عنوان یکی دیگر از ویژگی های آن یاد می کند و توضیح می دهد: این اتاق زمستان با کرسی مستطیلی، تشکچه های مربع و لحافی بزرگ سپری می شود.
«هوشمندی» تفاوت عمده فضای مدرن و سنتی را در طرح و نورپردازی یکنواخت اتاق ها و خانه های قدیمی می داند که در مقایسه با خانه های مدرن با طرح و رنگ های متفاوت چشم را آزار نمی دهد و به بیننده آرامش فکری می دهد.
30 سال از زمانی که او برای جمع آوری اشیای قدیمی وقت صرف کرده می گذرد و او برخی از آن ها را از دوران کودکی همسر و خودش به این اتاق آورده، برخی را خریداری کرده یا هدیه گرفته است.
او از نگاه کمرنگ برخی ها به اشیای قدیمی گلایه دارد و می گوید: گاهی اوقات اشیای قدیمی را که در انبار خانه ای بدون استفاده مانده است خریداری و تعمیر کرده ام تا میراث فرهنگی زیر غبار رنگ نبازد.
وی بر حفظ سنت های قدیم بیرجند تاکید دارد و معتقد است: باید افکار نسل جوان را نسبت به حفظ میراث فرهنگی تغییر داد و اهداف، مزایا و ویژگی های ساخت فضاهای سنتی را برای آن ها تشریح کرد، هرچند شاید ساخت یک فضای سنتی با وقت و هزینه زیاد برای نسل جوان که انتظار رسیدن به نتیجه در زمان کمی را دارند جذاب نباشد.
به اعتقاد وی، فضاهای سنتی به جوانان معرفی نشده است و آن ها فکر می کنند یافتن این مکان ها فقط در خانه های قدیمی  امکان دارد در حالی که می توان با استفاده از توان فنی و طراحی متخصصان میراث فرهنگی این فضاها را در خانه های مدرن با حفظ فرهنگ قدیم بیرجند ایجاد کرد.
او ارزش گذاری برای فرهنگ  و معماری بیرجند و معرفی آن به آیندگان را از اهداف ایجاد اتاق سنتی در خانه اش عنوان و اضافه می کند: نسل جدید بی حوصله است و ترجیح می دهد به خرید وسایل پر زرق و برق ویترین مغازه های لوکس بپردازد تا آن که اشیای قدیمی را مرمت و بازسازی کند و همچنین سلیقه اش را با سلیقه سازنده وسایل هماهنگ می کند.
طعم واقعی زندگی
وی می گوید: گاهی اوقات باید برای غبار روی وسایل و اشیای قدیمی هم ارزش قائل بود اما نسل امروز فکر می کند وسایل پشت ویترین عتیقه فروشی باید بدرخشد غافل از آن که این وسایل منتقل کننده فرهنگ قدیم است.
از لذت نوشیدن چای می گوید که روی سماوری زغالی دم کشیده است، از غذایی که روی آتش می پزد و بوی آن از مطبخ تا وسط سرا را در بر می گیرد. او همه این ها را طعم یک زندگی واقعی می داند که این روزها فراموش شده است.
برای بازگشت به این تجربیات متفاوت او روی بام خانه را مانند صحن خانه های قدیم تخت های چوبی گذاشته و فضایی با  سقف مشبک که آسمان را می توان از لابه لای روزنه هایش دید طراحی کرده است، حتی در فضای مدرن خانه اش هم طاق هایی با استفاده از معماری قدیم بیرجند طراحی شده است.
حرف آخرش این است که با ساخت خانه های مدرن مبارزه نمی کنم اما می توان از سنت های مدرن در کنار احیای فضاهای قدیمی استفاده کرد. او عکاس هم هست و خاطراتی در قاب دوربینش جا گرفته از بافت قدیم بیرجند و تصاویری از شهرهایی مانند سمرقند و بخارا، آبشار ویکتوریا و...

خطاط پیشکسوت حرم مطهر امام رضا ع به روایت روزنامه خراسان رضوی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

دقایقی میهمان «سیدشجاع ناصری» خطاط پیشکسوت کتیبه های حرم

تعداد بازدید : 18
داستان خط‌های شکسته

دست هایی با خطوط شکسته شده، قامت خمیده و بدن نحیفی که این روزها به سختی  قلم نی آغشته به مرکب سیاه را روی سفیدی کاغذ می لغزاند؛ روزگاری استاد خطاطی اتاق شماره 6 صحن آزادی یا همان صحن نو حرم مطهر بود و  نقوش و خطاطی نستعلیق و ثلث روی کتیبه ها و کاشی معرق صحن ها را ترسیم می کرد و حالا در 93 سالگی روزهای تنهایی خود را در خانه ای قدیمی در منطقه طلاب، محله میثم سپری می کند.تلفن زنگ می خورد: «سیدشجاع ناصری را می شناسید؟ پیرمردی حدودا 95 ساله که سال ها خطاط کتیبه های حرم امام رضا(ع) بوده و حالا مدت هاست تنها زندگی می کند...». شوق دیدار با این هنرمند من را راهی منطقه طلاب می کند، خانه ای ساده، پیرمردی با صفا و دفتر خاطراتی که در دقایق حضورمان در کنار او  یکی یکی ورق می خورد... .هنرمند و خطاط پیشکسوت مشهد است و آن طور که خود مدعی می شود از اواخر دهه 20 تا اوایل دهه 60 ، در اتاق شماره 6 صحن نو آن روزگاران، خطاطی کتیبه ها برای صحن ها و بست بالا و پایین را انجام می داده و در این مدت افتخار خدمت به آستان مقدس رضوی را داشته است.
برگ های لول شده آثارش را یکی یکی باز می کند و نشانم می دهد؛ با باز شدن هر کدام، سری تکان می دهد و زیر لب کلماتی را زمزمه می کند؛ کلماتی که از عمق سینه اش بیرون می آید و نشان از خاطرات سال های دور دارد. خاطرات روزهای جوانی، حضور در صحن نو، خطاطی کتیبه ها و ... . «سیدشجاع» ما پیر مرد باصفایی است که در مدت یک ساعت حضور مان در کنار او، خنده از لبانش دور نمی شود. سن و سالی از او گذشته است و توان سخن گفتن ندارد، گوش هایش هم به خوبی نمی شنود و تنها گاهی به سختی با صدای نحیف پاسخ سوال هایم را می دهد. کنار رخت خوابش یکی دو عدد اسپری آسم هم دیده می شود، فرزندش که در این جا کنارمان نشسته است، می گوید: مدتی است پدرم مشکل تنفسی و قلبی عروقی دارد.گذشت زمان کمی گوش های سیدشجاع را سنگین کرده است، کنارش می نشینم و سرم را به نزدیکی گوشش می برم و بلند می گویم: «پدر جان! از خاطرات آن سال هایت بگو، در اتاق شماره 6 صحن آزادی کارتان چه بود؟». لبخندی می زند و می گوید: کارهای کتیبه نویسی صحن های حرم را انجام می دادیم. 3 نفر بودیم که یکی آقای «رضوان» پسر مرحوم استاد رضوان بزرگ بود و کارهای نقش کشی و طراحی را انجام می داد، من خطاطی می کردم و یک شاگرد هم داشتیم.
هنرآموزی نزد پدر
صحبت هایم با او را به سال های دورتر می برم، و او از سال هایی برایم می گوید که کودک بود و در کنار پدرش هنرآموزی می کرد: از دوران کودکی خطاطی را از پدرم «سید ناصر» معروف به «هژبر سادات» از خطاطان بزرگ آن زمان آموختم.
ماهنامه پژوهشی، ادبی و تاریخی «حافظ» را نشان می دهد که در آن دست خطی از پدرش چاپ شده است؛ دست خطی مربوط به سال 1296 هجری شمسی که «سیدناصر ناصری» پدر سید شجاع آن را کتابت کرده است.
تولد در روستای خلج
سید شجاع ناصری متولد روستای «خلج» در جلگه رخ تربت حیدریه است که به گفته فرزندش بعد از بیماری خواهر بزرگ خود، که باعث فوت آن مرحومه شد، به مشهد می آیند و ماندگار می شوند. پس از آن سید شجاع به خاطر هنر خطاطی که از پدر به ارث برده بود، در کارگاه خطاطی حرم مطهر مشغول به کار می شود.
10 سال تنهایی...
حالا سال ها از آن روزها می گذرد و 10 سالی است که با فوت همسر، سیدشجاع به تنهایی در گوشه ای از شهر مشهد زندگی می کند. در میان آثار هنری اش پاکت نامه ای را می بینم و می گویم: «پدر جان این چیست؟». با لبخندی شیرین پاکت را باز می کند و کارت مراسم عروسی خود را نشانم می‌دهد: «همه‌اش 25 سال داشتم که داماد شدم».
مهربان و مهمان نواز
مهمان نوازی این پیر مرد مهربان را به خوبی حس می کنم. تمامی دقایق حضورم در کنار او برایم خاطره انگیز است و هیچ گاه لبخندهای شیرینش از خاطرم نمی رود؛ و این جمله اش هم خوب در خاطرم ثبت می شود، هنگامی که در حال ثبت صحبت های شیرینش روی برگه های کاغذی بودم، به دست نوشته هایم نگاهی انداخت و گفت: «ما شاءا... خط خوبی داری...» .صحبت هایمان ادامه می یابد و استاد ناصری کاغذی را با انگشت اشاره خود نشانم می دهد. کاغذ لوله شده را بر می دارم و بازش می کنم. بیتی است که با خط نستعلیق نوشته شده است. سید شجاع می گوید شعرش را برایم بخوان. و من آن بیت را می خوانم: «ما خرم از آنیم که در ارض خراسان/ شد مسکن ما کوی رضا سرور خوبان». می گوید این بیت شعری است که در  خردادماه سال 1370 سروده  و کتابت کرده ام... آخرین دقایق همنشینی مان است. سیدشجاع ناصری قلم و کاغذ را برمی دارد، قلم نی اش را به مرکب آغشته می کند و روی کاغذ با دستانی که چین و چروک هایش داستان سال ها تجربه را حکایت می کند ، یکی از سروده های غزلیات حافظ  را برایم کتابت می کند: «بیا تاگل بر افشانیم و می در ساغراندازیم».

نام عکاس : صادق ذباح

نمای رومی، یک فاجعه بزرگ فرهنگی است

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

معمار معاصر ایران: نمای رومی، یک فاجعه بزرگ فرهنگی است

شنبه 16 آبان 1394 - 11:35
منوچهر سیدمرتضوی

معماری سنتی ایران تأثیراتش را بر دنیا گذاشته و هنوز هم جایگاه والایی دارد؛ اما آیا معماری معاصر ما می‌تواند راه‌های جهانی‌شدن را طی کند و داستانی نو در گوش جهانیان بخواند! در این‌باره با منوچهر سیدمرتضوی، معمار معاصر ایرانی مقیم آلمان گفت‌وگو کردیم.

به گزارش گروه رسانه‌های دیگر خبرگزاری آنا، روزنامه شرق نوشت:

کومار سینگ، پژوهشگر هنر، می‌گوید: «جهانی‌سازی برای هنرهای ما مصیبت به نظر می‌رسد؛ زیرا مانند توفانی ممکن است بسیاری را ریشه‌کن کند، زیرا هنر برای بازار‌ها تولید خواهد شد، نه برای نیازهای فرهنگی؛ ولی از نگاهی دیگر، جهانی‌سازی را می‌توان فرصتی شگفت‌آور برای ملت‌هایی دانست که از نظر فرهنگی غنی‌اند. هنرهای ما پیش می‌آیند تا بر دنیا تأثیر بگذارند». معماری سنتی ایران تأثیراتش را بر دنیا گذاشته و هنوز هم جایگاه والایی دارد؛ اما آیا معماری معاصر ما می‌تواند راه‌های جهانی‌شدن را طی کند و داستانی نو در گوش جهانیان بخواند! در این‌باره با منوچهر سیدمرتضوی، معمار معاصر ایرانی مقیم آلمان گفت‌وگو کردیم.

معماری از نظر شما چیست؟
جواب این سؤال جنبه‌های مختلفی دارد؛ ولی اول باید در آغاز به یک سؤال دیگر جواب بدهم. سؤال این است که چه توانایی‌ای در شغل معماری، منحصربه‌فرد است؟ به چه علت ما در جامعه به معمار احتیاج داریم؟ وظیفه منحصربه‌فرد معمار، تفکر، پژوهش و تولید فضای معماری و شهری متأثر از بستر و زمینه و حس‌های انسانی برای زندگی آنهاست. به همین دلیل تفکر، پژوهش و تولید فضای معماری و شهری وزن اصلی را در کار معماری دارد؛، توانایی‌ای که در هیچ رشته دیگری وجود ندارد. یک کشور هرچه بیشتر طراحان باکیفیت و باحساسیت داشته باشد، فضاهای معماری و شهری‌اش انسانی‌تر و انسان‌دوستانه‌تر خواهد شد. در حقیقت مهم‌ترین و اولین وظیفه معماری بالابردن کیفیت زندگی انسان‌هاست. نکته مهم دیگر در کار یک معمار این است که معمار فقط به کارفرما جواب‌گو نیست؛ بلکه به تمام جامعه پاسخ‌گوست؛ چراکه هر بنا، شهر را تغییر می‌دهد و متأثر می‌کند (کم یا زیاد) و از این طریق، بناها با هم فضای شهری را که عموم مردم در آن حرکت می‌کنند، تعریف می‌کنند. معماری یک وظیفه فرهنگی است که تمام جامعه را در بر می‌گیرد.

نگاه معماران اروپایی چگونه است و فکر می‌کنید نگرش معماران معاصر ایران با دیدِ آنها همسو است؟
امروز در اروپا دیگر کسی به معماری به‌عنوان یک ایدئولوژی نگاه نمی‌کند؛ ایدئولوژی‌ای که می‌خواهد همه را به یک سمت خاص بکشاند. روش‌های طراحی معماری مختلفی در جریان است؛ ولی کلا یکی از مهم‌ترین بحث‌های کشورهای آلمانی‌زبان که من بیشتر آنها را می‌شناسم، درنظرگرفتن بستر معماری و تشخیص آن است. پارامترهای زیادی بستر را تعریف می‌کنند، از جمله فرهنگ، دین، شهر، همسایه، اقتصاد، صنعت، قوانین و...؛ ولی هر معماری روش و روند خود را برای طراحی به‌کار می‌برد. در این کشورها (آلمان، اتریش و سوئیس) معتقدند، معماری بر شهر و فضای شهر تأثیر می‌گذارد. می‌گویند ما درباره این زمین، این خیابان و این شهر سؤال داریم و باید جوابی مناسب پیدا کنیم؛ برای مثال زومتور و زاها حدید هرکدام روش‌های طراحی جداگانه‌ای دارند و با هم در کشاکش هستند. زاها حدید به بستر به ‌عنوان پارامتری برای طراحی اهمیت نمی‌دهد. او معماری را بیشتر به ‌عنوان دیزاین می‌بیند؛ اما زومتور که از بخش آلمانی‌زبان سوئیس می‌آید، بستر را خیلی مهم می‌داند و معتقد است اصلا طراحی از همان‌جا آغاز می‌شود. قبل از هر نکته باید فرهنگ، شهر، اقلیم، صنعت، قوانین و...، را تجزیه و تحلیل کنید و بشناسید و بعد می‌توانید نه فقط در معماری، که جواب مناسبی برای هر سؤالی پیدا کنید. وقتی ما برای شهر فرانکفورت طراحی می‌کنیم که بستر متفاوتی با تهران دارد، نمی‌توانیم همان طراحی را در تهران یا جای دیگر انجام دهیم. هر بستری مثل یک اثر انگشت است و با بستر دیگر فرق دارد. اگر این تفاوت‌ها را تجزیه و تحلیل کنیم، خودبه‌خود طراحی ما هم برای هر بستر خاص می‌شود.

بستری که از آن سخن می‌گویید، می‌تواند پهنای یک کشور را در بر گیرد؟
خب، مثلا تهران و یزد خود در یک بستر کلی‌تر قرار دارند که همان ایران است. کشور هم جزء یکی از پارامترهایی است که بستر را تعریف می‌کند؛ ولی در هر کشوری هم تفاوت‌های زیادی وجود دارد؛ از نظر فرهنگی، دینی، زبان، اقلیم، بافت شهری و...؛ مثلا در آلمان شما اگر بخواهید یک کلیسا بسازید، باید بدانید مردم این کشور متعلق به دو کلیسای متفاوت کاتولیک و پروتستان هستند و اول باید بدانید داستان هرکدام چیست، چگونه زندگی می‌کنند، چه جشن‌هایی دارند، چه مراسمی در کلیسا برگزار می‌شود و غیره. وقتی می‌خواهید برای ایران مسجد بسازید هم باید در نظر بگیرید که با جامعه‌ای با اکثریت شیعه روبه‌رو هستید یا برای یک منطقه سنی‌نشین طراحی می‌کنید. شما باید اطلاعات کافی درباره مساجد شیعه و سنی داشته باشید، فرهنگ مسجدساختن را بدانید و سابقه تاریخی‌اش را مطالعه کنید. باید تاریخ آن شهر را مطالعه کنید. بعد از جمع‌آوری اطلاعات تازه می‌توانید وارد مرحله طراحی شوید.

در معماری معاصر ایران تا چه حد این نگرش رعایت می‌شود؟
به نظرم، البته از راه دور، دید به بستر اگر هم وجود داشته باشد، خیلی به ‌ندرت مشاهده می‌شود و خیلی ضعیف است. به رابطه بین معماری و شهرسازی در ایران اهمیت زیادی داده نمی‌شود؛ حتی در دانشگاه‌ها. در آلمان کارشناسی ارشد معماری و شهرسازی پیوسته است. این دو رشته را جدا نکرده‌اند؛ چون این دو را در رابطه‌ای تنگ و نزدیک با هم می‌بینند؛ همین‌طور دید نسبت به بستر و زمینه در معماری.

چه نقدی به معماری معاصر ایران دارید؟
چون خیلی وقت است در ایران زندگی نمی‌کنم، از بیرون به آن می‌نگرم. معتقدم معماران ایرانی هنوز رابطه سنت و مدرنیته را حل نکرده‌اند. به نظر می‌آید سنت را در مخالفت با مدرنیته می‌بینند. من این‌طور فکر نمی‌کنم. اگر معماری سنتی یزد را در نظر بگیرید، می‌بینید آنها در زمان خودشان خیلی هم مدرن بودند چون مسائل و مشکلات عصر خود را به نحو عالی و با امکانات موجود زمان خود حل کرده‌اند. وقتی کمبود آب دارند قنات درست می‌کنند که یک کار عظیم مهندسی است. یا به وسیله بادگیر مشکل گرمای خانه‌هایشان را تا حدی حل کرده‌اند. این راه‌حل حتی نماد شهری شده، یعنی با کمترین امکانات و فقط به‌وسیله معماری بیشترین بهره‌برداری را کردند. این نکته در استفاده از مواد ساختمان‌سازی تا شهر‌سازی صادق است. این طرز فکر در زمان خودش خیلی پیشرفته و مدرن بوده. مشکل ما اینجاست که معماران مدرن ما مدرن نیستند. یعنی جواب احتیاجات مردم را به طریق مطلوب نمی‌دهند و این باعث تضاد می‌شود. مثلا نماهای رومی، یونانی و... را در ایران در نظر بگیرید. یک فاجعه عظیم فرهنگی. وقتی خانه‌های قدیمی یزد را می‌بینید احساس غرور می‌کنید، چون آنها ریشه در فرهنگ معماری خودمان دارند که در زمان خود بسیار پیشرفته بوده‌اند. اگر ٥٠ سال دیگر مردم به دستاوردهای معماری امروز ایران نگاه کنند، می‌پرسند چه چیزی از فرهنگتان در معماری شما دیده می‌شود و باید بگوییم نماهای رومی و یونانی دوهزار سال پیش! امروز ما باید از سنت الهام بگیریم و این بدان معنا نیست که آن را کپی‌برداری کنیم. به‌نظر من کپی از سنت هم یک اهانت به سنت است؛ چرا؟ چون مشکلات و خواست‌های آنها با زمان ما متفاوت است. منظور از الهام‌گرفتن این است که از طرز فکر آنها الهام بگیریم و با درنظرگرفتن «بستر»، طراحی کنیم، نه اینکه از معماری اروپایی، آن ‌هم یونان و روم باستان، کپی‌برداری کنیم، کپی‌ای که از فهم کم ما از معماری در اروپا سخن می‌گوید. اگر آگاه شویم که مشکلات امروز جامعه ما چیست، می‌توانیم جواب درخوری هم برای آن بیابیم.

به نظر می‌رسد نمای رومی هم از یک نوع خواست ریشه می‌گیرد که باید دید این خواست دقیقا چیست؟
مردم ایران و جهان برای چه به یزد و اصفهان سفر می‌کنند؟ برای اینکه می‌دانند چیزی در این معماری هست که در رابطه نزدیک با فرهنگ این کشور است. مردم کیفیت را تشخیص می‌دهند، ولی به‌صورت لفظی شاید نتوانند بیان کنند. ما معماران وظیفه داریم که این حس و خواست بیان‌نشدنی را با طراحی خود به واقعیت برسانیم. اگر ما معمارها به مردم جواب مناسب بدهیم آنها هم کیفیت را احساس خواهند کرد؛ اگرچه نتوانند بیان کنند. مردم با نماهای رومی و یونانی (متأسفانه حتی اسم این نما هم غلط است) درگیر نبوده‌اند و معماران بدون اینکه فهمی از ریشه این نما در اروپا داشته باشند به‌عنوان نمای مدرن و اروپایی استفاده می‌کنند؛ غرب‌زدگی معماری از منفی‌ترین طریق آن. این ضعف خیلی بزرگ معماری در ایران است. هنرهای دیگر ما مثل سینما و مجسمه‌سازی و عکاسی خیلی پیشرفت کرده و جایگاه ویژه‌ای در کشورهای اروپایی دارد. در رشته‌ای مثل سینما استادان در اروپا به شاگردان توصیه می‌کنند فیلم ایرانی نگاه کنند، اما درباره معماری این حرف را نمی‌زنند. چون معماری ایران از بسترش جدا شده و با آن حتی در تضاد است.

جایگاه معماری معاصر ایران در سطح جهان چگونه است؟ چطور به معماری ما نگاه می‌کنند؟
قبلا گفتم در مقابل هنرهای دیگر (معماری به‌عنوان هنر کاربردی) جایگاه مهمی ندارد. البته استثناهایی وجود دارد.

معماری معاصر ما قابلیت جهانی‌شدن دارد؟
کارهایی از نسل جوان دیده می‌شود که نوید آینده‌ای بهتر را می‌دهند، ولی تردید دارم که این تعداد انگشت‌شمار معمار کافی باشد. به‌نظر من مشکل اصلی آموزش معماری در دانشگاه‌هاست که تفاوت عظیمی با دانشکده‌های بیرون از ایران دارد. معماری مانند رشته‌های مهندسی دیگر نیست. هدف اصلی تدریس معماری باید آموزش طراحی باشد. برای پیشرفت بیشتر باید پایه مستحکم‌تری داشته باشیم. این پایه باید در دانشگاه به وسیله استادانی که فهم طراحی بالای دارند تدریس شود. هرچه تعداد طراحان با حساسیت بالا داشته باشیم، به معماری و شهرسازی با کیفیت بالاتری می‌رسیم.

اقلیت معماری که خواسته‌اند راه تازه‌ای ببیند چه جایگاهی دارند؟
گفتم نسل جوان هستند اما انگشت‌شمارند و این کافی نیست برای جهانی‌شدن. من یک مثال از ادبیات بزنم. یک نویسنده ایرانی مثل محمود دولت‌آبادی می‌تواند در جهان مطرح باشد، چرا؟ چون داستانی که می‌نویسد در بستر جامعه ایران است. فرض بگیریم آقای دولت‌آبادی رمانی در بستر جامعه آلمان بنویسد، خب به نظر خنده‌دار خواهد بود. معمار تفاوت زیادی با یک شاعر یا نویسنده ندارد. معماری باید داستان خودش را در بستری که در آن احاطه شده، بنویسد. وقتی داستان معماری در ایران کپی داستان معماری آلمان یا هر کشور دیگری است لزومی نیست از جهانی‌شدن صحبت کنیم.

به نظر شما می‌توان در ایده‌پردازی موفقیت‌های بالایی کسب کرد بدون اینکه هم‌زمان تکنولوژی ساخت آن پیشرفت کرده باشد؟
سؤال خوبی است. صنعت هم جزو بستر است. اگر صنعت بناهای آلمانی را ندارید اشتباه است آن را در ایران اجرا کنید. نه فقط کیفیت بدی خواهد داشت، بلکه در درازمدت باعث مشکل خواهد شد. یک مثال سطحی؛ چون تولید صنعت را ندارید نمی‌توانید به بهترین شکل در دراز مدت از معماری حفاظت کنید و به این معنا نیست که چیزی یاد نگیریم، اما باید به طور کامل یاد بگیریم. اگر می‌خواهیم صنعتی را به ایران وارد کنیم باید درست آن را بیاموزیم و تولیدش کنیم. اگر تولید و اجرای نماهای شیشه‌ای با کیفیت استاندارد بالا ندارید، مشکل ایجاد می‌شود. نماهای شیشه‌ای زیادی در تهران هستند که هم از نظر طراحی و هم از نظر اجرائی اشتباه و در نتیجه برای اقلیم ایران نامناسب هستند، تا حدی که خطر جانی هم دارند. ازطرف‌دیگر به مسئله نگاه کنیم. فرض کنیم حتی طراحی و ایده‌، خوب بوده اما وقتی اجرا شد، چون صنعت آن در ایران نبوده، مشکل شده است. یعنی حتی یک طراحی با کیفیت بالا، ممکن است به خاطر نبود صنعت به یک فاجعه تبدیل بشود. طراحی، اجرا و صنعت باید با هم رشد کند. اگر صنعت عقب بماند، طراحی رویاپروری می‌کند. باید ببیند چه تکنیک‌هایی به‌صورت کامل صنعت‌کاران و کارخانه‌ها و شرکت‌ها، توان ایجادش را دارند و یک مقدار هم باید بیشتر بخواهید. بیشتر از آن چیزی که صنعت فکر می‌کند توانایی‌اش را دارد بخواهید که آنها هم ترغیب بشوند این کار را بکنند و یک خط و یک قدم جلوتر برویم اما نه این که صد قدم فاصله داشته باشیم.

چقدر معماری معاصر ایران را مدرن می‌دانید؟
اگر مدرن را این‌طور تعریف کنیم که ما امروز برای مشکلات و خواست جامعه بهترین طرح و ایده را پیدا می‌کنیم و مشکلات را با زبان امروز برای آینده حل می‌کنیم، باید گفت اکثر معماری‌های اجراشده در ایران مدرن نیستند. مشکلات را افزون می‌کنند که حل نمی‌کنند. برای همین گفتم طرز فکر و عمل معماران سنتی ما در زمان خود مدرن بوده است.

به‌طور مشخص با معماری سنتی‌مان چه کنیم؟ چون تنها ایده‌ای که درحال‌حاضر وجود دارد تخریب است تا از دستشان خلاص شویم... .
مسلما نگهداری و حفاظت از معماری سنتی یکی از وظایف مهم جامعه است. معماری یکی از ستون‌های مهم هویت فرهنگی هر کشوری است. نابودی آن یعنی نابودی هویت فرهنگی. وقتی تخریب از یک مرز بگذرد دیگر فهم کلی از معماری گذشته را ندارید که این معماری سنتی یا تاریخی روند تکاملش چه بوده. نگهداری معماری سنتی واجب فرهنگی است. ولی این به این معنی نیست که فقط معماری سنتی ارزش نگهداری و حفاظت دارد. باید معماری باکیفیت در همه قرن‌ها و دهه‌ها، حفاظت شود. هر زمانی و هر نسلی معماری خود را به ‌وجود می‌آورد و یک حلقه از زنجیر تاریخ معماری هر کشوری است. نابودی بدون اصول این حلقه‌ها، فهم معماری یک کشور را در روند تکامل، تنزل یا تفاوت فرهنگی‌اش در زمان‌های مختلف، غیرممکن می‌کند. تنها معماری صد یا ٢٠٠سال پیش نیست که برای فهم فرهنگ معماری ایران یا هر کشور دیگری مهم است. اینجا بیشتر مسئله فهم و دانش مردم از فرهنگ معماری مهم است. حتی در کشورهای اروپایی مردم علاقه به این مسائل به اندازه کافی ندارند و فرهنگ معماری اهمیت چندانی در زندگی روزمره مردم بازی نمی‌کند. اگر هم اهمیت این مسئله برای آنها روشن باشد قادر به تشخیص کیفیت معماری و بناها را ندارند. مخصوصا تشخیص کیفیت در معماری مدرن به‌خاطر نزدیکی زمانی دوچندان دشوار است- حتی برای بعضی از معماران تشخیص کیفیت معماری مدرن دشوار است- قانون و پشتیبانی قانونی از مراکز حفاظت از بناهای تاریخی که بیشتر معماران در آنها مشغول به کار هستند باعث جلوگیری تخریب می‌شود. به همین خاطر در کشورهای اروپایی به مراکز حفاظت از بناهای تاریخی از طرف قانون‌گذاران به این سازمان‌ها قدرت اجرائی و مالی بزرگی داده می‌شود. سرمایه‌دار امکان ازبین‌بردن و تخریب معماری‌ای را که این مراکز، با ارزش تشخیص داده‌اند ندارد. فقط از نظر قانون و اجرای آن می‌توان جلوی تخریب این‌گونه بناها را گرفت. حتی در کشورهای اروپایی هم به‌ندرت این اتفاق می‌افتد که فشار سرمایه و سرمایه‌دار، سیاست‌مداران شهری را به زانو درمی‌آورد؛ و این تخریب بیشتر در کلان‌شهرها اتفاق می‌افتد (مثال شهر فرانکفورت آلمان مرکز مالی و بانک‌های آلمان و اروپا). تا زمانی که سرمایه حاضر است به صاحب یک بنای ارزشمند پول هنگفتی بپردازد تا از تخریب و ساخت بنای دیگری، سرمایه را افزایش دهد بیشتر انسان‌ها بناهای خود را خواهند فروخت. حتی اگر از ارزش بنای خود آگاه باشند. قوانین و اجرای کامل آن و کمک به صاحبان این بناها و یا خرید مستقیم دولت‌شهری این بناها توانایی جلوگیری از تخریب معماری با ارزش را خواهد داشت. برای مثال در آلمان از طرف دولت به صاحبان این نوع بناها از نظر مالیاتی کمک می‌شود و ازطرف‌دیگر تغییر کاربری‌ها اگر به نگهداری این بناها کمک کند امکان‌پذیر است؛ البته اگر افزایش فهم فرهنگ معماری در مردم و معماران افزایش پیدا کند اجرای این قوانین ر‌احت تر خواهد بود. ولی اگر قانونی نباشد، سرمایه اصولا علاقه‌ای به تاریخ و فرهنگ و حفاظت آن ندارد. سرمایه فقط به فکر افزایش سرمایه است. ما معماران هستیم که باید قانون‌گذاران را از ارزش و حفاظت فرهنگ معماری در زمان‌های مختلف آگاه و قانع کنیم.

کدام معمار ایرانی را می‌پسندید؟
پویا خزائلی که دو یا سه کار بیشتر در ایران انجام نداده و فکر کنم مدتی در سوریه بود و برای جنگ‌زده‌ها ساختمان نمونه ساخته. یک ویلا در شمال ایران ساخته که از نظر من خیلی جالب است. ساختمان به شکل مربع و بر روی چهارستون قرار دارد که نه در گوش‌های مربع بلکه وسط ضلع‌ها قرار دارند. طبقه همکف در حقیقت فقط باغ ساختمان است. شما اول وارد باغ شده و از این طریق به بنا نزدیک می‌شوید، بنا در اصل از طبقه اول شروع می‌شود. پله‌ای به آرامی شما را از باغ راهی طبقه اول می‌کند. درست مثل خانه‌های سنتی قدیم که ابتدا وارد هشتی می‌شدید یا راهرویی که اول شما را وارد حیاط می‌کند و بعد وارد خانه. در طبقه اول یک نورگیر مربع‌شکل قرار دارد که نور را مستقیم وارد خانه می‌کند. پشت‌بام بنا با دیوارهای بلندش در حقیقت حیاط مرکزی این ویلا است. حیاط در طبقه دوم قرار دارد. این معمار ایده حیاط مرکزی خانه‌های سنتی ایران را در حقیقت در چند طبقه روی هم طراحی کرده است. البته به لحاظ اجرائی نقدهایی به آن وارد است که می‌تواند دلایلی متفاوت داشته باشد.

چه نقدی به آموزش معماری در ایران دارید و چه تفاوتی با دانشکده‌های خارج از ایران دارد؟
قبلا کمی در این مورد صحبت کردیم. تفاوت خیلی زیاد است. به نظرم وزن «طراحی» در آموزش معماری ایران کم است و بیشتر روی «پژوهش» تمرکز دارد. در آلمان که من تحصیل کردم، وزن کار و آموزش تا کارشناسی ارشد، طراحی و فهم طراحی است.
هر بخش از دانشکده معماری چه بخش سازه، تاریخ، تئوری، طراحی، هنر، ... تلاش دارند که دانشجو تا پایان مقطع کارشناسی ارشد فهم طراحی بالایی به‌دست آورد. در ایران معماری، پژوهشی است و آموزش طراحی وزن اصلی را بازی نمی‌کند. گفتم معماری یک هنر کاربردی است و با دیگر رشته‌های مهندسی تفاوت اساسی دارد. یعنی می‌خواهم بگویم معماری، هم هنر و هم مهندسی است. به همین خاطر باید آموزش آن نسبت به رشته‌های دیگر مهندسی تفاوت داشته باشد. برای مثال دکترا در رشته معماری در کشور آلمان اهمیت اساسی ندارد و برای پیشرفت کاری در شرکت‌های معماری نقشی بازی نمی‌کند (اینجا ما فقط در مورد معماری صحبت می‌کنیم). کسانی دکترا می‌گیرند که در آینده بخواهند در بخش تئوری (در موزه‌ها، انتشارات و مجله‌ها و نه در بخش طراحی) کار کنند. معمار طراح باید پهنای دانش خود را افزایش دهد. دکترا در حقیقت افزایش عمق در یک موضوع خاص است و به کیفیت و استعداد طراحی شما ربطی ندارد و به شما در طراحی کمک زیادی نخواهد کرد. اگر در کارشناسی ارشد طراح خوبی نبودید، با دکتراگرفتن هم طراح خوبی نخواهید شد. برای مثال در اجرای کار پایانی کارشناسی در دانشگاهی که من کارشناسی ارشد معماری و شهر‌سازی گرفتم، دانشجویان هر ترم می‌توانند بین دو پروژه معماری و یک پروژه شهرسازی انتخاب کنند. بعد از انتخاب، کار پایانی به‌صورت یک مسابقه معماری بین دانشجویان انجام می‌شود. شما نه کتابی می‌نویسید و نه نوشته‌ای دارید. طرح شما، روند کاری شما، اسکیس‌ها و ماکت‌اتود شما بازگو‌کننده توانایی‌تان در طراحی است. به‌نظر من سیستم تدریس معماری در ایران باید از پایه عوض شود. نمی‌خواهم دانشگاه‌ها را زیر سؤال ببرم اما به نظر می‌رسد مشکلاتی پایه‌ای وجود دارد. فارغ‌التحصیلان معماری باید در آخر تحصیل، توانایی بالای طراحی داشته باشند. ولی وقتی اکثر کارهای دانشجویان را می‌بینید، متوجه می‌شوید طراحی را خوب نمی‌شناسند و فهم و روند طراحی را نیاموخته‌اند. بعد وقتی تحصیل به اتمام می‌رسد تقصیر را گردن کارفرما و مردم می‌اندازند. ما هستیم که باید کارفرما را قانع کنیم. مشکل از دانشگاه شروع می‌شود. این تضادهایی که در جامعه و شهر می‌بینید از آنجا شروع شده است.

طراحی با دست و طراحی با کامپیوتر دو گونه متفاوت در معماری است؟
بعضی دوستان معتقدند کامپیوتر استفاده از ابزارهای کلاسیک دیگر را مثل ماکت و اسکیس بی‌معنا کرده است. من نظر دیگری دارم. معتقدم از کامپیوتر استفاده ‌کردن و توانی کار با کامپیوتر لازم است. کامپیوتر به‌عنوان ابزار مدرن، امکانات جدیدی را برای ما ایجاد می‌کند. اما در نهایت با هر ابزاری که کار کنید باید طرح شما کیفیت بالایی داشته باشد. ما باید از تمام ابزارها برای بالابردن کیفیت طراحی و اجرا استفاده کنیم. وقتی ماکت می‌سازید، به یک مشکل برمی‌خورید و با کامپیوتر مشکل دیگری را می‌بینید و اسکیس نکات جدیدی را آشکار می‌کند. ابزارهای مختلف امکان دید جدید از زاویه متفاوتی در روند طراحی را امکان‌پذیر می‌کنند.

چقدر مسابقه معماری را ضروری می‌دانید؟
من همه جا تبلیغ می‌کنم مسابقه معماری بگذارید. چون از جنبه‌های مختلف مفید است. اول از هر چیز اگر مسابقات با ضوابط و قانونمند اجرا شوند، می‌تواند یکی از راه‌های جلوگیری از فساد اقتصادی در صنعت ساختمان‌سازی باشد. برای کارفرما مفید است چون می‌تواند چندین جواب مختلف برای کارش بگیرد. برای جامعه خوب است چون هر چقدر رقابت بیشتر باشد، کیفیت هم بهتر خواهد شد. برای معمار خوب است، چون امکان می‌یابد خودش را نشان دهد و بدون معروف‌بودن پروژه‌ای را به دست آورد، همین‌طور مفید است چون معمار می‌تواند درباره مسائل تازه‌تر فکر کند و از چرخه تکرار بیرون رود. برای دانشجوی معماری هم خوب است چون می‌تواند پروژه‌ها را ببیند و دلایل انتخاب‌شدن و ردشدن هر پروژه را در مجلات و... ببیند و بخواند. ولی قانونمندبودن مسابقات اساس کار است. آلمان در این حوزه سابقه طولانی دارد و بیش از ٢٥٠ سال سابقه مسابقه معماری در این کشور وجود دارد. قوانین مسابقات با همکاری سیاست‌مداران، صنف معماری و شرکت‌های اجرائی، هر چند سال یک‌بار تغییر و با خواست‌های زمانه تطبیق داده می‌شود. این قوانین برای مسابقات دولتی اجباری است؛ ولی بخش خصوصی هم می‌تواند این قوانین را برای مسابقات انتخاب کند و این باعث ایجاد اطمینانی قانونی برای مسابقات خصوصی می‌شود. بدون این اطمینان قانونی، مسابقه معماری مسخره است. اجرا و نظارت می‌تواند زیر نظر صنف معماران باشد. تخلف از قانون و مجازات باید زیر نظر دولت باشد. قانون خصوصی اصلا معنی ندارد.

در مسابقات معماری شرکت کرده‌اید؟
زمان دانشجویی و بعد از آن در ۴۰ تا ۵۰ مسابقه معماری، مستقیم یا غیرمستقیم شرکت کردم. حدود ١٠ پروژه موفق با رتبه و تقدیر داشتم که چندتا آنها از ساخته شدند. مسابقات انجام‌شده در کشورهای آلمان، اتریش، سوئیس، چین و ترکیه بوده است.

کدام یک از کارهای‌تان را بیشتر می‌پسندید؟
نخستین موضوع مسابقه‌ای که در آن اول شدیم، طراحی یک سالن اجتماعی برای یک کلیسای پروتستان در شهر کوچکی در آلمان بود. این بنا برای من مهم‌ترین است. برای من تجربه خیلی خوبی بود که به ‌عنوان یک مسلمان برای یک جامعه پروتستان پروژه‌ای را طراحی و اجرا کنم. طبیعتا آنها هم ترجیح می‌دادند یک پروتستان کارشان را انجام دهد؛ اما طرح دفتر اول شده بود و من اصولا علاقه زیادی به فهم و درک فرهنگ‌ها و دین‌های دیگر دارم و این یک موقعیت استثنائی بود.

چه ویژگی‌هایی داشت؟
کلیسا بالای یک تپه قرار داشت و زمین اطراف کلیسا به دلیل تفاوت ارتفاعی زمین به ‌صورت تراس‌هایی با ارتفاع مختلف بود. این تراس‌ها پارامتر مهمی بودند که این بستر را تعریف می‌کردند. به‌ علاوه دیوارهای قدیمی‌ای‌ موجب ثبات این تراس‌ها می‌شدند. تصمیم ما برای طراحی سالن این بود که بنای ما هم تراسی خواهد بود در میان یکی از همان تراس‌ها. در واقع سقف سالن، تراس مصنوعی‌ای بود در میان تراس‌های طبیعی زمین. دیوارهایی که این تراس را نگه می‌داشتند، گسترش دادیم و در آنها فضاهای جنبی مثل دفتر و اتاق‌های لازم را قرار دادیم و سالن اجتماعی به ‌عنوان کاربری اصلی، بین این دیوارها قرار گرفت. در واقع مرواریدی بود میان دیوارها.

ایده‌ای برای برگشتن به ایران و فعالیت در اینجا ندارید؟
علاقه من به ایران هیچ‌وقت خاموش نشده است و در فکر بازگشایی یک دفتر در ایران بوده و هستم. امروز این آرزو در حال به واقعیت پیوستن است. دفتر maap در آینده‌ای نه‌چندان‌دور در تهران بازگشایی خواهد شد.
وقتی خانه‌های قدیمی یزد را می‌بینید، احساس غرور می‌کنید، چون آنها ریشه در فرهنگ معماری خودمان دارند که در زمان خود بسیار پیشرفته بوده‌اند. اگر ٥٠ سال دیگر مردم به دستاوردهای معماری امروز ایران نگاه کنند، می‌پرسند چه چیزی از فرهنگ‌تان در معماری شما دیده می‌شود و باید بگوییم نماهای رومی و یونانی دوهزار سال پیش.

نامه سرگشاده مرکز مطالعات ش.م.ا به شورا یعالی انقلاب فرهنگی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
در پی انتشار خبری مبنی بر تدوین پیش نویس سند ملی معماری و شهرسازی در شورای عالی انقلاب فرهنگی پی ، مرکز مطالعات حکمت دانش و فن  شهرسازی و معماری ایرانی اسلامی - مرکز مطالعات ش.م.ا- جهت همکاری در تدوین این سند اعلام آمادگی کرد

در پی انتشار این خبر ، متن نامه مرکز بشرح زیر اعلام میگردد:

بسم الله الرحمن الرحیم

ریاست محترم کمیسیون هنر و معماری شورای عالی انقلاب فرهنگی

 با اهدای سلام و احترام

باستحضار میرساند مرکز مطالعات حکمت  دانش و فن شهرسازی و معماری ایرانی اسلامی مرکز مطالعات ش.م.ا-  با هدف ارتقا کیفیت معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی ، در سال 88 تاسیس شد. این مرکز به همت جمعی از معماران و شهرسازان  متعهد و دلسوز  و با کسب مشورت از فضلای حوزوی بر آن شده است تا همت خود را مصروف تولید معماری و شهرسازی ای در شان نظام اسلامی نماید.

از نمونه کارهای این مرکز میتوان به برگزاری هشت نشست تخصصی و نخستین همایش ملی جایگاه عناصر دینی در توسعه شهری در خرداد91 در مشهد اشاره داشت که میزبان  مشاور محترم مقام معظم رهبری و پژوهشگر عالیقدر جناب آقای دکتر ولایتی بود. و انعکاس مناسب در محافل تخصصی و علمی یافت.

هم چنین با هدف هم آهنگی میان شهرسازی ، معماری و شئون دینی نظام ؛ بحث بسیار مهم استفتاآت معماری ، شهرسازی و مدیریت شهری نخستین بار توسط این مرکز مطرح شد که با پاسخ و استقبال مراجع معظم تقلید مواجه شد و هم اکنون نخستین مجموعه استفتاآت منتشر گردیده است.

هم چنین با رایزنی با اکثر مراکز موفق در زمینه مطالعات بینامتنی مانند عزیزان فعال در تهران ، تبریز ، اصفهان و قم ، مجموعه احادیث راهبردی معماری مسکونی استخراج شده و آماده انتشار است.  

لذا این مرکز آمادگی دارد جهت تدوین نسخه نهایی سند ملی مذکور نقش تخصصی خود را ایفا نماید.

                                                                                                                                                                                       مهندس محمد هادی عرفان - رییس مرکز

 




آخرین بروز رسانی مطلب در دوشنبه ، 11 آبان 1394 ، 12:50

سرنوشت خانه ظهیر الاسلام در هاله از ابهام؟

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

*بازنشر تصاویر با اجازه از صفحه ی تهران قدیم تهران جوان. تاریخ عکاسی: ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲

خانه ی ظهیرالاسلام در خیابان صفی علیشاه، ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲

خانه ی ظهیرالاسلام در خیابان صفی علیشاه، ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲

خانه ی ظهیرالاسلام در خیابان صفی علیشاه، ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲

خانه ی ظهیرالاسلام در خیابان صفی علیشاه، ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲

خانه ی ظهیرالاسلام در خیابان صفی علیشاه، ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲

خانه ی ظهیرالاسلام در خیابان صفی علیشاه، ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲

خانه ی ظهیرالاسلام در خیابان صفی علیشاه، ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲

خانه ی ظهیرالاسلام در خیابان صفی علیشاه، ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲

خانه ی ظهیرالاسلام در خیابان صفی علیشاه، ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲

خانه ی ظهیرالاسلام در خیابان صفی علیشاه، ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲

خانه ی ظهیرالاسلام در خیابان صفی علیشاه، ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲

خانه ی ظهیرالاسلام در خیابان صفی علیشاه، ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲

خانه ی ظهیرالاسلام در خیابان صفی علیشاه، ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲

خانه ی ظهیرالاسلام در خیابان صفی علیشاه، ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲

خانه ی ظهیرالاسلام در خیابان صفی علیشاه، ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲

خانه ی ظهیرالاسلام در خیابان صفی علیشاه، ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲

خانه ی ظهیرالاسلام در خیابان صفی علیشاه، ۲۱ آذرماه ۱۳۹۲

خانه تاریخی علوی ناییین

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

بنای تاریخی خانه علوی از نظر معماری بسیار حائز اهمیت بوده ازاجزاء مختلفی از جمله سردر بسیار زیبا و بلند که بربالای آن سه برج مدورکوچک قرارداشته و جنبه تزئینی دارد ساخته شده است. درقسمت پائین سردر, پیشطاق بسیار زیبا که با رسمی بندی شمشه ای با گچ ساخته شده دیده می شود بعد از عبور از ورودی و پیشطاق به هشتی زیبا و بزرگی برمی خوریم که سقف آن نیز باشمشه گچ و سیم گل به صورت رسمی بندی تزئین گردیده است.
ساخت کلی بنا براساس شکل ساختمان و نوع معماری احتمالا" متعلق به دوره صفوی بوده ولیکن در دوره های بعدی الحاقاتی داشته است .
در پشت ساختمان اصلی فضاهای خدماتی به عنوان مطبخ , حمام , بهاربند ساخته شده است. در حال حاضر خانه مذکور متروکه بوده و به تعمیرات زیادی نیازدارد. تزئینات بنا محدود به سه برج تزئینی بالای سردر ورودی رسمی بندیهای پیشطاق ,هشتی و ایوان بلند و سیم گلهای موجود در نماهای داخلی ساختمان می باشد .


عکس خانه تاریخی علوی  110610


عکس خانه تاریخی علوی  110609

خانه مستوفی.بشرویه.خراسان جنوبی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

«خانه مستوفی» که در شهر بشرویه قرار داره، متعلق به اوایل دوره قاجاریه و دارای ایوان های مجلل و ستون داره. سر در اتاق ها و راهرو ها رو در حیاط، نوعی رسمی بندی که بهش قاشقی می گن، تزیین کرده . چیزی که این خانه ها رو از سایر خانه ها متمایز کرده، سه بادگیر مرتفع و متوالیه، روی دهانه هر کدوم از چشمه های بادگیر ها نقوشی با گچ ساخته شده . مجاور این خانه، یک ساباط ارزشمند وجود داره که اسمش رو از خانه مستوفی گرفته.


عکس خانه مستوفی 94420


عکس خانه مستوفی 94421


عکس خانه مستوفی 94424

عکس خانه مستوفی 94425


خانه قرائی رشتخوار.خراسان رضوی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

خانه تاریخی قرائی متعلق به یکی از خان های بزرگ رشتخوار بوده که هم اکنون اداره میراث فرهنگی وگردشگری شهرستان رشتخوار در این محل دایر شده. فعالیت های مرمت و بازسازی این خانه پس از تملک آن توسط اداره میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی از سال ۱۳۸۸ شمسی آغاز شده و در خرداد ۱۳۹۱ همزمان با بزرگداشت هفته میراث فرهنگی وروز جهانی موزه با حضور مسئولین استانی و محلی بعنوان نخستین موزه مردمشناسی شهرستان رشتخوار افتتاح شد


عکس خانه تاریخی قرائی 54466


عمارت صمیمی.رامهرمز

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

عمارت صمیمی(باغ صمیمی) یا باغ امیر سپهدار از باغ های سکونتی _حکومتی دوره قاجاره، که به عنوان حاکم نشین شهرستان رامهرمز استفاده می شد، و متاًثر از باغ های فرنگی ساخته شده. این باغ عمارت اندرونی داره. عمارت به عنوان فضای ورودی بوده و در بیشتر موارد محل استقرار و سکونت نگهبانان و سایر کارکنان خدماتی صاحب باغ و مهمانانش بوده. عمارت اندرونی که همان کوشک میانی هستش، در دو اشکوب همکف و زیر زمین بنا شده و محل کارهای حکومتی و دفتری بود، در دوران پهلوی این کوشک محل زندگی صاحب وقت باغ اختصاص داشت. طبقه همکف شامل سرسرا ،چهار اتاق و یک سفره خانه است دارای سقفهای گنبدی از نوع چهار بخشی و طاق و تویزه می باشد . زیر زمین آن شامل دو اتاق و یک سرسراست. این بنا خیشخال و بار گیر هم داره . این بنا به شهاره ثبت ۹۹۵۶ در سال ۱۲/۶/۱۳۸۰در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده.


عکس عمارت صمیمی 86842


عکس عمارت صمیمی 86846

آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 22 مهر 1394 ، 17:58

خانه بهروزی.قزوین.

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

خانه بهروزی ازجمله بناهای شیوه معماری خانه سازی قزوین است که ،با حیاط مرکزی اصلی و حیاط های جانبی شکل گرفته و حیاط اندرونی با تناسبات نیم کشکولی، در دو جبهه دارای شاه نشین های تابستانی و زمستانی ودر دو جبهه دیگر دارای ایوان های طاق نمایی است. شاه نشین اصلی خانه از طریق ایوانی ستون دار با حیاط بیرونی نیز ارتباط دارد. خانه در دو طبقه زیر زمین وهمکف شکل گرفته و تزیینات آجری لبه بازشوها و ارسی های آن ، از جمله تزیینات قابل توجه این بنا است. این خانه تاریخی مربوط به دوران قاجار است.


عکس خانه بهروزی  58617

عکس خانه بهروزی  58616


صفحه 4 از 17