شما

مرکز مطالعات حکمت – دانش و فن معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی

فقه شهرسازی ، از نظرگاه آیت الله دکتر اراکی در جمع مهندسین معمار و شهرساز خراسان

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف


دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی با بیان اینکه یکی از تکالیف مکلف کلان، تکلیف اقامه حکومت عدل است، اظهار داشت: اقامه حکومت عدل، مکلف به تکلیف یک فرد نیست بلکه مکلف به این تکلیف، روح جمعی جامعه و شخصیت اجتماعی جامعه است.


تاریخ: يکشنبه ۱ شهريور ۱۳۹۴

سخنرانی آیت الله اراکی در نشست "فقه عمران شهری" در شورای اسلامی شهر مشهد

آیت الله "محسن اراکی" دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی عصر روز یکشنبه طی سخنانی در نشست فقه عمران شهری که به همت انجمن شهر سازی و معماری اسلامی ایرانی بسیج مهندسین استان خراسان رضوی در شورای اسلامی شهر مشهد برگزار شد، با بیان اینکه فقه نظام یکی از مقوله های جدید مورد نیاز جامعه است، اظهار داشت: یکی از مباحث فقه نظام بحث فقه عمران شهری است.
 
وی با اشاره به اینکه ما تا حدودی تفاوت میان فقه نظام و فقه فردی را در مقدمه کتاب فقه سیاسی تبیین کرده ایم، اظهار داشت: در این کتاب از فقه فردی به واژه فقه خرد و از فقه نظام به فقه کلان تعبیر کرده ایم.
 
آیت الله اراکی اظهار داشت: ما تاکنون بیشتر به فقه خرد پرداخته ایم و همچنان فقه کلان حوزه ای است که پرسش هایش پاسخ داده نشده و یا کم به آن پرداخته شده است.
 
دبیر کل مجمع جهانی تقریب در ادامه به تعریف فقه پرداخت و گفت: فقه علمی است که در رابطه با استنباط احکام افعال مکلفین از ادله آن بحث می کند یا به عبارت دیگر علم مربوط به استنباط احکام افعال مکلفین از ادله احکام را فقه می گویند.
 
وی افزود: ما دو نوع مکلف داریم یکی مکلف خرد که همین افراد جامعه بشر هستند و مسائلی نظیر نماز واجب است، شرب خمر حرام است و غیره مربوط به فقه خرد است اما در مقابل مکلفی داریم از جنس و نوع دیگر که این مکلف موجود زنده دارای شخصیت مسئول است که این موجود زنده همان جامعه است.
 
آیت الله اراکی با بیان اینکه در منابع دینی ما یک مکلف مسئولی فراتر از مکلف خرد وجود دارد که آن جامعه است، اظهار داشت: گاهی افراد جامعه در انجام تکالیف تقصیری از آنها سر نزده است و مکلف خرد مطیع است اما مکلف کلان مطیع نیست و نا فرمانی می کند. در روایات داریم که گاهی جامعه ای معذب می شود به دلیل اینکه حاکمیت در این جامعه حاکمیت ظالمی است اگر چه افراد در انجام وظایف فردی کوتاهی نمی کنند و نماز می خوانند، روزه می گیرند و تکالیف فردی خود را انجام می دهند اما این نظام نظام الهی نیست یعنی مکلف کلان به مسئولیتش عمل نکرده است.
 
وی با بیان یکی از تکالیف مکلف کلان، تکلیف اقامه حکومت عدل است، اظهار داشت: اقامه حکومت عدل، مکلف به تکلیف یک فرد نیست بلکه مکلف به این تکلیف روح جمعی جامعه و شخصیت اجتماعی جامعه است.

آیت الله اراکی با اشاره به آیه 25 سوره حدید ( لقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ)، اظهار داشت: آن کس که مکلف به این قسط اجتماعی و حکومتیست ناس است یعنی جامعه مکلف به اقامه قسط است و جامعه نیز ترکیبی از امام و امت است لذا گاهی امام مقصر نیست و امت مقصر است.

در ادامه این نشست آیت الله اراکی با اشاره به اینکه ما فقهی بنام فقه کلان داریم و مکلف فقه کلان، جامعه است، اظهار داشت: یکی از فروع این فقه کلان فقه عمران شهری می باشد و مکلف این تکلیف نیز روح جمعی جامعه شهری است البته تکالیف مربوط به مکلف کلان را حاکمان باید حاکمان اجرا کنند.

وی با بیان اینکه همواره تکالیف مربوط به مکلف کلان مجری دارد، اظهار داشت: این بدان معنی است که مکلف کلان عزم و اراده اش به دست مدیر و حاکم جامعه است منتها این حاکم وقتی مدیر جامعه می شود که مردم همراهش باشند وقتی مردم همراهش شوند یک شخصیت کلان مسئول شکل می گیرد.

آیت الله اراکی اظهار داشت: شهر یک موجود زنده است و شخصیت کلانی دارد که مسئولیت خاص خودش را دارد و فضای تنفس و زندگی آن باید متناسب با خودش باشد.

وی با اشاره به ویژگی های شهر شرعی، اظهار داشت: شهر شرعی یک موجود است که این موجود در یک شهر عرفی درستی جای بگیرد و آن وقت است که می توانیم بگوییم که یک شهر اسلامی ایجاد شده است.

دبیر کل مجمع جهانی تقریب با بیان اینکه فقه نظام عمران شهری هیچ ارتباطی به مسائل علمی معماری ندارد، اظهار داشت: فقه نظام شهری یک پوشش است و باید معیار های این پوشش کاملا رعایت شود.

وی افزود: در فقه عمران شهری فاصله ساختمان ها، ترکیب ساختمان ها، ارتفاع ساختمان ها، رابطه ساکنین، جایگاه مسجد، جایگاه خدمات عمومی مطرح شده و همه اینها قابل استنباط از منابع فقهی است.

آیت الله اراکی اظهار داشت: در فقه عمران شهری چهارچوب یک نظام عمران شهری تبیین شده و انسانی که در این شهر زندگی می کند با انسانی که در شهر های که با معیار های غربی ساخته شده متفاوت است.

وی تأکید کرد: در شهر اسلامی تقوا یک فرهنگ عمومی است و عالَمی که مردم شهر در آن زندگی می کنند عالَم تقوا است.


آخرین بروز رسانی مطلب در پنجشنبه ، 5 شهریور 1394 ، 22:27

Afghan Bazaar Cultural Precinct / HASSELL

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

© Andrew Lloyd / Mark Wilson Photography © Andrew Lloyd / Mark Wilson Photography © Andrew Lloyd / Mark Wilson Photography © Andrew Lloyd / Mark Wilson Photography

  • Community consultation and brief development: Sinatra Murphy
  • Artist: Aslam Akram
  • Lighting and electrical design : WSP Group
  • Civil engineering: Aurecon
  • Client: City of Greater Dandenong / State Government Victoria, Office of Multicultural Affairs and Citizenship

© Andrew Lloyd / Mark Wilson Photography
© Andrew Lloyd / Mark Wilson Photography

From the architect. The Afghan Bazaar Cultural Precinct celebrates the unique concentration of Afghan businesses in Dandenong, an outer-suburb of Melbourne, Australia.

Master Plan
Master Plan

The City of Greater Dandenong, and Office of Multicultural Affairs and Citizenship, have invested significantly in enhancements to the precinct’s core in Thomas Street, aspiring to recast the street as an authentic venue for public life, community identity, unity and pride.

© Andrew Lloyd / Mark Wilson Photography
© Andrew Lloyd / Mark Wilson Photography

The HASSELL design for the precinct has created an emblematic urban streetscape that is integrated and responsive to the diverse cultures of the local, and broader, Afghan community. It has delivered a distinct visual character that engages and enlivens the street, encouraging community gathering.

© Andrew Lloyd / Mark Wilson Photography
© Andrew Lloyd / Mark Wilson Photography

An intensive community consultation, facilitated by Sinatra Murphy, underpins the design. The consultation highlighted the diversity within Dandenong’s Afghan population, but focused on shared ideas and aspirations to develop a design framework of community-endorsed themes supporting social unity. The key themes include artistic expression, the colour blue, a centrepiece, and celebration.

The Afghan Bazaar Cultural Precinct demonstrates a new direction in the design of public cultural spaces that aims to move beyond the clichés of precinct branding, says HASSELL Senior Associate, Cassandra Chilton.

Section
Section

“The community consultation allowed us to understand the way people used the existing space, and how it could better accommodate specific cultural requirements. For example, the custom seating we’ve designed reinterprets the traditional Arabic ‘suffah’, or dais, for the urban Australian context. This allows the community to socialise in familiar ways,” she said.

© Andrew Lloyd / Mark Wilson Photography
© Andrew Lloyd / Mark Wilson Photography

The extraordinary tiling of Mazar-e-Sharif (Blue Mosque) was a major inspiration for the design. A contemporary interpretation forms the basis of the design approach that HASSELL called ‘the geometry of gathering’. Intricately detailed paving on both sides of the street introduce colour, texture and pattern to define the primary meeting places. The abstracted geometries expand to generate the arrangement and form of the streetscape elements, increasing in intensity at the focal areas of the precinct.

© Andrew Lloyd / Mark Wilson Photography
© Andrew Lloyd / Mark Wilson Photography

The vivid blue of turquoise and lapis lazuli are colours that resonate with the community. Their highly visual introduction, via blue glass aggregates and resin pavement stencils, adds vibrancy to the street and is a signature of the precinct.

Sketch
Sketch

Thomas Street has been reconfigured to create more gathering space for the community. The roadways have been narrowed and footpaths widened to establish new infrastructure for festivals and events, such as Nowruz (New Year). Improved lighting, new trees, overhead power-line removal and better links to neighbouring precincts and transport will also contribute to the activation of the precinct.

© Andrew Lloyd / Mark Wilson Photography
© Andrew Lloyd / Mark Wilson Photography

An integrated artwork called ‘Lamp’ by Afghan-Australian artist, Aslam Akram, provides a captivating centrepiece by day and night. Lamp has two parts, says Akram. “The base represents the fuel source – human energy, knowledge and experience. It also symbolises holy places, histories and memories of Afghan Australian people. The top is a filigreed shade symbolising creation as a result of human energy, as well as friendship and respect between communities, and within cultures in multicultural Australia,” he said.

© Andrew Lloyd / Mark Wilson Photography
© Andrew Lloyd / Mark Wilson Photography

The Afghan Bazaar project recognises the role that cultural and artistic expression plays in defining the visual identity and liveability of a community, said Chilton. “It celebrates the street as an important space, not just for movement and commercial exchange, but also for the social and cultural encounters that are so important to daily life.”

SOM Masterplans Egypt's New Capital City

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

SOM Masterplans Egypt's New Capital City

Skidmore, Owings and Merrill (SOM) has released a conceptual masterplan for Egypt's new capital city following its unveiling at the Egyptian Economic Development Conference. The 700-square-kilometer "Capital Cairo" hopes stimulate Egypt's ailing economy and alleviate Cairo's rising population density, while adhering to the cultural and climatic conditions of its site.

Hanging Church re-opened after 16-year renovation

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

Hanging Church re-opened after 16-year renovation

The renovations involved architectural and structural work, as antiquities affected by a rise in the level of groundwater were repaired as part of an integrated project


The hanging church, which is 1,700 years old, is one of the oldest churches in the world (Photo by Marwa Morgan)
The hanging church, which is 1,700 years old, is one of the oldest churches in the world
(Photo by Marwa Morgan)

By Khaled Mahmoud

The Hanging Church, one of the oldest churches in the world, located in Mar Girgis in Coptic Cairo was re-opened on Saturday following 16 years of renovations. Both Egyptians and Russians were involved in the process of restoring the church.

The opening of the church was attended by Prime Minister Ibrahim Mehleb, Patriarch of Saint Mark Episcopate Pope Tawadros II, Archbishops Yacoub Soliman and Anthony Mikhael, and the Governor of Cairo Galal Saeed, in addition to a number of ministers, ambassadors and public figures.

Renovations were completed across two stages. The first stage focused on frescoes and was undertaken by Russian experts, while the second related to architectural aspects of the church and was led by the Egyptian Antiquities Authority, said Peter Mounir Awad, church custodian. He added that these elements, along with the death of Pope Shenouda and events of the 25 January Revolution, greatly lengthened the renovation process, which began in 1998.

The church is 1,700 years old, making it one of the oldest churches in the world, and is named for its location above the gatehouse of the Roman Babylon fortress, built on giant cylinders with a circumference of 120 cm. It is roofed with palm fronds, taking the form of Noah’s Ark, which distinguishes the church from the Coptic architectural model. It is closer in form to the Basilica model, as the church was built around the time of the Roman persecution of Copts in Egypt.

Awad added that the church has 110 icons, including an icon of the Virgin Mary drawn on deer skin which can be seen from all directions. It is known worldwide as the Mona Lisa of icons.

The church was built on the ruins of the site where, according to scripture, the Holy family-the Virgin Mary and Joseph the Carpenter-took shelter during the three years they spent in Egypt escaping Herod, who had ordered all children of the ages of two and under in Bethlehem to be killed. Others believe that the site was a retreat where a female monk once lived in one of the rock-hewn tunnels, according to Coptic researcher Hany Fawzy.

The church has 110 icons, including an icon of the Virgin Mary drawn on deer skin which can be seen from all directions (Photo by Marwa Morgan)
The church has 110 icons, including an icon of the Virgin Mary drawn on deer skin which can be seen from all directions
(Photo by Marwa Morgan)

The church has been renovated several times; the first renovation took place in the Islamic era during the rule of Abbasid Caliph Harun Al-Rashid when he requested that Patriarch Anba Morcos to renovate the site. The second time took place during the rule of Al Aziz Billah Al Fatemi, who allowed Syriac Patriarch Afram to renovate all churches in Egypt and repair what had been destroyed, while the third renovation took place during the rule of Al Zahir Li-I’zaz Din Allah.

The renovation of the church is part of continued efforts by the Ministry of Antiquities to maintain Egyptian antiquities from all eras and open several archaeological areas to local and international tourism, said minister Mamdouh Eldamati. Renovating the church cost over EGP 101m.

The renovations involved architectural and structural work, as antiquities affected by a rise in the level of groundwater were repaired as part of an integrated project, said Engineer Wa’d-Allah Mohamed, acting chairman of the Projects Sector.

The project also entailed renovations for frescoes and icons, developing the security system by providing the church with surveillance cameras and securing the gates, and installing central air conditioning in order to stabilise temperature and humidity inside the church. Mohamed noted that gates and the public site were maintained and coordination took place to restore them to their original antiquarian form.

Construction of the church dates back to the late fourth century and early fifth century AD, as evidenced by the timber taken from the original structure and exhibited in the Coptic museum, said Nashwa Gaber, technical office chairwoman.

Many Christian ceremonies were held in the church, and some people charged with violating church rituals were tried on its premises. The church is also famous for the icons on its walls, numbering nearly 90, with the oldest dating back to the 15th century and the remainder originating in the late 18th century.

تمدید مهلت همایش ملی نقش خراسان درشکوفایی هنر اسلامی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

تمدید مهلت همایش ملی نقش خراسان درشکوفایی هنر اسلامی

تمدید مهلت همایش ملی نقش خراسان درشکوفایی هنر اسلامی

بنا بر اعلام دبیرخانه همایش ملی نقش خراسان درشکوفایی هنر اسلامی، مهلت ارسال مقاله تا تاریخ ۲۵ مرداد ماه ۹۴ تمدید شد.

تاریخ های مهم:
تاریخ برگزاری همایش: ۱۳۹۴/۸/۲۸
آخرین مهلت ارسال چکیده مقالات: ۱۳۹۴/۰۵/۲۵
آخرین مهلت ارسال اصل مقالات: ۱۳۹۴/۰۷/۲۰
آخرین مهلت ثبت نام در همایش: ۱۳۹۴/۰۸/۱۵

لینک مرتبط: همایش ملی نقش خراسان درشکوفایی هنر اسلامی

منبع خبر: www.MemarNews.com

دبیرخانه مسابقات معماری ، نص قانون

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
دبیر جامعه مهندسین معمار ایران :
ایجاد دبیرخانه مسابقات معماری، نص صریح قانون است/ تاییدیه دبیرخانه مثل نشان استاندارد عمل می کند
دبیر جامعه مهندسین معمار ایران با تاکید بر تاثیرات مثبت راه اندازی دبیرخانه دائمی مسابقات معماری و شهرسازی از سوی وزارت راه و شهرسازی گفت: بر اساس نص صریح قانون، این وزارتخانه متولی ایجاد دبیرخانه مرکزی مسابقات معماری و شهرسازی است و تشکیل این دبیرخانه یک عملکرد سلیقه ای و محدود کردن مسابقات در چارچوب دولت تلقی نمی شود.

با دکتر غلامحسین معماریان، معماری و هنر انقلاب

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

با دکتر غلامحسین معماریان، معماری و هنر انقلاب

غلامحسین معماریان استادانشگاه علم وصنعت تهران است وی فوق ليسانس معماری از دانشگاه جنوآی ايتاليا ودکتری منچستر انگلستان را دارا می باشد این استاد دانشگاه با تالیف بسیاری از کتب معماری  همانند نيارش سازه های طاقی در معماری اسلامی ايران، آشنايی با معماری مسکونی ايرانی، گونه شناسی برونگرا، سيری در معماری آب انبارهای يزدو سيری در مبانی نظری معماری، جزء اساتید برجسته معماری بعد از انقلاب می باشد. معماریان در کار حرفه ایی خود تا به حال احياء خانه قديمی رسوليان در يزد و تبديل آن به دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه يزد و آموزشگر نمونه سال دانشگاه علم و صنعت 1373  وهمچنین دريافت لوح تقدير از وزير فرهنگ و آموزش عالی برای مرمت و احياء ساختمان دانشکده معماری و شهرسازی يزد را در سابقه کاری خود دارد در این گفتگونگاه معمار بعد از انقلاب را به شهر ها مورد بررسی قرار می دهیم تا مسیر معماری را در طول این سی سال به چرایی بگذاریم.


معماری را بعد از انقلاب می توان در چه مسیری تعریف کرد؟
باید بدانیم که در چشم یک معمار، تمام فضای شهری خوراک کارش محسوب می شود ودر نتیجه آنچه در سطح شهر می بینیم نتیجه کارحرفه ایی ودانشگاهی معماران است،باید گفت ما بعد از انقلاب رشد بسیار زیادی در مسائل تئوری معماری داشتیم ولی در مرحله عمل اینطور نبوده است ،چرا که بهترین جا برای آنکه بتوانیم از معماری قضاوت کنیم کوچه وخیابان است،در این مقایسه باید اشاره ایی به معماری پیش از پهلوی که در بافت تاریخی کاشان وشیرازمی بینیم وحتی آثاری از معماری در سالهای 50 تا 57 داشت، که نمونهایی از این آثار بنای موزه هنرهای معاصرتهران، فرهنگسرای نیاوران، تئاتر شهر، میدان آزادی است، حال با این مقایسه، آشکار است که در طی سی سال بعد از انقلاب علارقم رشد دانشجو وآموزش معماری در دانشگاهها ما هنوز نتوانستیم چنین بناهایی را خلق کنیم وحتی هنوز موفق نشده اییم معماری داشته باشیم که دچار آشفتگی نباشد بلکه بعد از رخداد بزرگ انقلاب هرروز با نزول معماری در کوچه پس کوچه های شهرهایمان روبه روبودیم، چرا که دراین مسیریعنی ده سال اول انقلاب شهر های ما خانه هایی داشتند یک یا دوطبقه، که تا حدودی با روحیه درونگرای ایرانی تطابق داشت ولی اکنون در کوچه های شش متری خانه هایی ساخته شده است با 20 طبقه، که در آن حیاط خانه های قدیمی جایشان را به رمپ پارکینگ ها داده اند وهمچنین از سوی دیگر در فضاهای کنونی شهر ما فضای سبز مفهومی ندارد این مسیری است  که هر روز با هرج مرج بیشتر پیش می رودبه طوری که این سوال بر  پیکر شهر نقش بسته است، که آیا می توان از این معماری آشفته خارج شد؟

به واقع شما با توجه به مطالعات وسیع در تاریخ معماری چه فکر می کنید؟ آیا می توانیم این بحران معماری را پشت سر گذاشت؟
برای پاسخ به این سوال باید مثالی را بیان کنم که فکر می کنم شرحی است کافی برای پاسخ به شما، اگربنای تئاتر شهر در پارک دانشجورا به عنوان یک اثر معماری قابل قبول بشناسیم،که بنایی است زیبا ومورد استقبال ومیل شهروندان، باید این اثر را به بهترین صورت نگه داری واستفاده مفید از آن داشته باشیم. ولی اکنون اگر به این بنا سری بزنید می بینید در کنار تئاتر شهر مسجدی را می سازند که اصلاً با بافت معماری بنای تئاتر شهر همخوانی ندارد وبه همین دلیل احساس مشترک در این دوفضا یعنی "رشد وآسایش روح وفکر" در مخاطبین توسط معماری ناشایست به مرگ محکوم می شود، در صورتی که می توانست فضای مقدس مسجد با معماری نزدیک به بنای تئاتر شهر مورد استقبال بیشتر همگان قرار گیرد،  همچنین  ساخت مسجدی با معماری سازگار تر با  آن فضا این مفهوم را در اذهان شهروندان قوت می بخشد که این دو بنا مکانهایی فرهنگی هستند برای رشد وتعالی روح انسان که مکمل یکدیگرند نه آنکه هر کدام سازی جدا بزنند واین می توانست در معماری زنجیروار، خود را به صحنه بکشد، ولی اکنون با ورود به پارک شهر جدایی این دومکان به خوبی قابل لمس است. این گونه مثالها که در شهر ما کم نیستند. به طور کل در نگاه من معمار، این رخدادها یعنی هرج ومرج که روز به روز بر تعداد آنها اضافه می شود، هرچند مسئولان بالای مملکتی بارها به حضور معماری ایرانی –اسلامی در بافت  شهری تاکید کردند ولی با این هرج ومرج به واقع  نمی توان به دوره مطلوب معماری رسید چون این هرج ومرج همچون علف هرزی دامن معماری را گرفته ودر هر نقطه سبز از معماری گذشته نیز جا باز می کند این علف هرز را می توان در شهرهایی  با بافت تاریخی، همانند دلیجان کاشان به وضوح دید، از سوی دیگر چون، تراکم بخشی از درآمد شهرداریها است پس باید با ساختمانهای کوتاه خداحافظی کرد وتجربه تلخ سازه های بلند را که امروز در کشورهای توسعه یافته روبه تخریب هستند یکبار دیگر ما تکرار کنیم
  چه عاملی باعث شد روحیه انقلابی مردم ایران تاثیر مثبتی در معماری نداشته باشد؟
مردم را مدیریت ها هدایت می کنند به عنوان مثال یک مدیریت بگوید معماری مهم است وبا مطالعه وپژوهش ده تا پانزده سال در این زمینه کار کرد،  مردم نیز شهرشان را زیبا می خواهند، از سوی دیگر اگر هرروز از آنها بخواهید در مسیر کثیف وناپسند قدم بردارند چشم وذهنشان به آن فضا عادت می کند پس نمی توان توقع داشت چیزی را که نمی شناسند وبرایشان دغدغه نشده است مورد توجه قرار دهند به عنوان مثال مردم هند با آلودگی در خیابانها وسروصدا عجین شده اند وشکایتی هم از اوضاع خود ندارند چرا که دولتمردانشان آنها را با شهر تمییز آشنا نکرده اند وهمچنین برایشان جزءدغدغه های کشوری محسوب نمی شود ولی کشور های اروپایی به شهروندانشان احترام می گزارند به طوری که شما می توانید این احترام را در نگاه به پیاده روهایشان لمس کنید به طور کل شما می توانید در این کشور ها نظم را در بدنه ببینید ،حال در مقایسه کشور ما باکشور هند ما ایرانیان شهر های آنهارا زشت وناپسند می دانیم، ولی در مقابل کشورهای اروپایی، به واقع در معماری زشت عمل کردیم، از خیابان دماوند تا آزادی نمی توان ساختمانهای منسجم دید به طور قطع این خواسته شهروندان نیست بلکه متولیان (که البته در معماری متولی وجود ندارد) باید درک کنند که زیبایی را برای مردم باید فرهنگ سازی کرد مردم وقتی زیبا ببینند،زیبا بشنوند، وزیبا بخوانند می توانند زیبا هم قضاوت کنند.

 - اگر به معماری نه فقط به عنوان صنعت بلکه علمی سرشار از نگاه هنرمندانه نگریست،باید اعتراف کردمعماران برای به صحنه کشیدن تاثیرات انقلابها برجامعه، صادق ترین راویان هستند.آیا از نظر شما معماران بعد از رخداد 57 نیز، هنرمندانه نقش آفرینی کردند ؟
معماری از دید ما معماران همانند دریا است که ماهی های بسیار در آن زندگی می کنند حال اگر ماهی های این دریا بدانند که وجودشان با دریایشان معنا پیدا می کند واین دریاست که هویت آنها را می سازد بیشتر از همیشه قدردان دریایشان خواهندبود، حال در جامعه انسانی نیز باید بدانیم شهرها وخانه ها همانند دریای آن ماهی هستند که برای انسانها امری واجب محسوب می شوند، حال با این توصیف اگر مسئولین پی نبرند که معماری بخشی از زندگی است وحتی عامل بسیار مهم در آسایش وآرامش شهروندان و به طور کلی تمامی فضاها وبدنه یک جامعه حاصل نگاه معمارانه است از هیچ طریقی نمی توان به شمایل زیبا برای شهرهایمان فکر کرد پس در نتیجه نقش آفرینی معماران در فضایی که مسئولین، معماری را مورد توجه قرار ندهند کارساز نخواهد بود.

همانطور که فرمودید نقش مسئولین در رشد معماری بسیار مهم است،از سوی دیگر بعد از انقلاب در کشور نهادهای فرهنگی وهنری  بسیاری تشکیل شده است اما در هیچ یک از این نهادها به معماری به عنوان اصلی هنری پرداخته نشده است آیا این امر، به عدم شناخت ازمعماری در جامعه ما مرتبط است ؟شما چه نظری در مورد دخالت نهادهای فرهنگی وهنری در معماری دارید؟
متاسفانه در حال حاضر در کشور ما یک ارگانی که متولی معماری باشد نداریم، واین جای تاسف دارد چرا که ما حتی کوچکترین اسامی هم که در آن بویی از معماری باشد حذف می کنیم نمومه آن تغییر نام وزارت مسکن وشهرسازی به وزارت راه وشهرسازی است، البته سازمان میراث فرهنگی قسمتی از کارهایش را برای معماری تعریف کرده است اما این سازمان نیز در این مسیر بسیار لنگ می زند،شهرداری هم منطقش آن است که کارش ارائه خدمات شهری است، به همین دلیل است یک غربی با وارد شدن به تهران، پایتخت ایران، به این نظر می رسد که معماری ایران شخصیت پر هرج ومرجی دارد وشاید خیلی جاها بگوید در فلان نما از ما به چه خوبی تقلید کردند وبه طور کل در آخر هیج تعریفی از معماری تهران نخواهد داشت در صورتی که پایتخت هر کشور نمایانگر معماری وهویتی است که آن کشور را در جهان معرفی می کند ،شما بادیدن خیابانهای لندن خواهید فهمید آن مکان لندن است ولی معماری تهران هیچ معرفی از تهران ندارد وشاید بتوان گفت معماری ما به سمت معماری لس آنجلسی پیش می رودواین ها همه مهمترین دلیلش نداشتن متولی معماری در کشور است.

در آخر بگذارید با تمام این صحبتها از عالم خاکستری معماری کنونی دور شویم وبه راه حلی برای جبران برخی کاستی ها بپردازیم از نظر شما باید از کجا شروع کرد؟
در ابتدا داشتن مبانی فکری، لازمه شروع مناسب برای اصلاح است، باید این مبانی از طریق دانشگاهها وانسانهای عالم جمع آوری وتوسط ارگانی فرهنگی جمع آوری شودو در نهایت تبدیل به سیاست وبرنامه شود،حال در این مسیر مسولین باید بپذیرند که یکسری افکار که زحمت کشیدندوپژوهش های بسیار انجام داده اند در دانشگاههای همین مرز وبوم در حال خدمت به کشورشان هستند وبهتر است به جای استفاده از افکار معماری دیگر کشورها از فکر معمار داخلی استفاده شود،امسال که با نام سال حمایت از تولید ملی است بهتر است آن پژوهش ها را پیدا کرد وبا داشتن مبانی فکری وعلمی آنها را ترویج دهیم ودر این مسیر نگاه به دانشگاهها به عنوان متولیان فرهنگی امری غیر قابل انکار است که امیدواریم بیش از پیش به امر پژوهش در معماری ووارد کردن این پژوهش ها در سیمای شهری وزندگی خصوصی مردم جامعه مسیر رسیدن به معماری مطلوب در معمار کشورمان هموار شود .
 

آب، نمادي ازمعماري ايراني

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

آب، نمادي ازمعماري ايراني

 Fulltext 

نويسند‌گان:


report iconخلاصه مقاله:

مكان يابي شهري درتمامي جوامع بشري نشان داده است كه آب به عنوان يك عنصر حياتي و مادي درشكل گيري شهرها موثربوده اهست به علت اهميت بسياراب به عنوان عنصري مهم درزندگي مادي و ساختارزيست محيطي انسان افزوده شدن بعدمعنوي و ارزش نهادن به اين عنصرازطرف جامعه درطي زمان امري طبيعي به نظر مي رسد دراين تحقيق به روش توصيفي تحليلي درابتدا به بررسي معنا و مفهوم آب درمعماري و چگونگي استفاده ازاين نماد درالقاي مفاهيم معنوي پرداخته و سپس با روش توصيفي مقايسه اي به تشابهات و تفاوت هاي اين مفهوم دردوره قبل و بعدازاسلام پرداخته ميشود نتايج بدست آمده نشان داد كه آب به همراه خاك اتش و هوا به عنوان عناصرچهارگانه تشكيل دهنده جهان هستي به شمار ميرود درواقع طرز برخورد با آن و معماري آن نشان دهنده نوع برداشت و ميزان درك هنرمندان و معماران آن منطقه مي باشد اين تفاوت نيز وابسته به ميزان دسترسي به آب نيز مي باشد. فرضيه بدست آمده نشان ازاهميت مفهوم آب ازگذشته تا به امروز و بغير ازجنبه مادي بعدمعنوي كه نمادي اززندگي مي باشد دارد.


كلمات كليدي:

آب، معماري و شهرسازي ايراني/معماري اسلامي



[ لينک دايمي به اين صفحه: ]

Integrating the Islamic Worldview into the Planning of Neighbourhoods

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف


Journal of Construction in Developing Countries, Vol. 12, No. 2, 2007
Integrating the Islamic Worldview into
the Planning of Neighbourhoods
Spahic Omer
Abstract:
This paper aims to highlight the importance of integrating the Is
lamic worldview into the aspects of planning, in general, and
into the planning of
neighbourhoods, in particular. In this paper I shall examine, firs
tly, the pertinence of the Islamic worldview to the notion of
planning neighbourhoods. There we
will see that such an enterprise was an integral part of Islami
c urbanism from the era of the Prophet Muhammad (pbuh) till the
waning of Islamic civilization. As
such, no successful establishment of contemporary Islamic urban
ism without integrating the same with the Islamic worldview can
ever be possible. Next, the
following principles will be discussed: (i) the Islamic idea of
the settlement, (ii) Islam on creating buildings, (iii) peacefu
l co-existence with the environment, and
(iv) Islam on human dignity and fraternity among its members. Disc
ussion on each of the mentioned principles will be followed b
y briefly analyzing their
implications for the planning of neighbourh
oods. Some suggestions as to how to make the notion of integrating the Islamic world
view into the idea of
planning appear relevant and appealing to the Muslims of today will also be presented. While writing the paper, I have tried as much as possible to draw on
the most relevant sources that deal with the theme at hand, the
most important of which, certainly, are the Holy Qur'an and the
authentic compilations of
the Prophet Muhammad's words and actions.
Keywords
: Islam, Muslims, The Islamic worldview, Planning, Neighbourhood
INTRODUCTION
This paper discusses the notion of integrating the Islamic
worldview into the planning of
neighbourhoods. The nature
of the paper is a conceptual and philosophical rather than
an empirical one. Hence, some of the paper's conclusions
Kulliyyah of Architecture and Environmental Design, International Islamic
University Malaysia, P.O. Box 10, 50738 Kuala Lumpur, MALAYSIA
Corresponding author:
آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید
and suggestions appear to be
prescriptive and with no
clear focus. The paper does not intend to produce a
concrete formula for the integration of Islamic worldview
into the planning of neighbourhoods. Nor does it aim to
present the solutions for the existing problems of the
Muslims with regard to resi
dential planning. Rather, the
paper aims to increase awareness, both of the
professionals and gene
ral public, as to the significance of
the subject in question. Thus, the most vital aspects of the
theme were dwelled on and from an ideological point of
P
E
N
E
RB
IT
U
N
IV
ERS
I
T
I
S
A
I
N
S
M
A
L
A
Y
S
IA/
63
Spahic Omer
view. The paper neither overlooked nor downgraded the
importance of such pressing issues as the definition and
chief characteristics of neighbourhoods in history and at
present, socio-cultural and economic influences on the
development of Islamic neighb
ourhoods, and the role of
the professionals and other relevant parties in the housing
industry within the current context. These and similar issues
were simply out of focus in the paper.
There is virtually no study conducted on the subject
of integrating the Islamic worldview into the planning of
neighbourhoods. Thus, the objective of this paper is to
partly fill up a significant academic gap and to spur the
interest of both the professionals and Muslim scholars on
such an important subject matter. There are certainly
studies that treat the subject of Muslim neighbourhoods but
only from certain limited cultural, social or built
environment perspectives. It is
almost impossible to find a
study that treats the matter from a broader spiritual
perspective, integrating the same with and thus adding a
new dimension to the rest of social, cultural and built
environment perspectives. This research is an attempt
towards exactly that direction.
THE PERTINENCE OF THE WORLDVIEW TO PLANNING AND
URBANIZATION
People are both the creators and demolishers of every
civilizational accomplishment. They too are the only
beneficiaries of civilizational valuable upshots. Similarly,
people are the creators and inhabitants of cities. If a city is
well-ordered, clean, efficient, corruption-free, balanced,
safe, free from stress and nuisan
ce, it is all due to the right
conduct, attitudes and mindset
of its inhabitants. The same
is also reflected when a city's amenities are adequate and
accessible, when its environment is conducive towards
social interaction and coherence, when it conserves
material and energy resource
s, and when it prevents
ecological disruption. The good virtues of a city's
inhabitants must have been modelled in accordance with
a sound worldview that regulates their relationship with
fellow community members, nature (space) and God. All
the policies and schemes originated and implemented in
this kind of city are merely an expression of the city's
upbeat total atmosphere that has been avidly generated
and then made pervasive over every department of living.
64
/
PEN
E
RBI
T
UN
I
V
ERSI
TI
SAIN
S M
A
LAY
S
I
A
Integrating the Islamic Worldview
However, if the opposite is the case, that is to say, if
the conditions in a city are awful and detrimental to living,
who is to be blamed? The demeanor, attitudes and
mindset of the city dwellers – everyone in the socio-political
hierarchy – as well as ce
rtain policies and their
enforcement, are as a rule pointed at as the causes of the
trouble. This may be partly true and acceptable, yet a
majority of the root causes
would definitely be related to
the snags in the people's
commitment to an adopted
worldview (philosophy and vi
sion of life and truth),
provided the worldview itself is free of them and other
imperfections.
Deviating from an established worldview, or
abandoning it completely, has always produced a chain
reaction in everything that people do. It follows that all the
phenomena witnessed in a community and its urban and
rural settlements, irrespective
of whether they are good or
bad, are reflective of the nature and strength of people's
association with a vision and philosophy of life and truth
(worldview) on whose principles the community had been
established and had been surviving for years. The stronger
and healthier the relationship between people and the
philosophy of their community
(their settlements) the more
is it likely that they (their community) will keep moving
ahead longer, and vice versa. Therefore, understanding
fully all the aspects of the problems that beset a city,
linking the symptoms with
their root causes, before
embarking on a healing process, shall always be vital.
As far as Islam is concerned, neighbourhoods serve
as the incubators of constructive ideas and schemes that
are epitomized in the characters and conducts of the
people. Hence, both the Holy Qur'an and the Prophet's
Sunnah
paid so much attention to the notion of neighbours
– their rights and resp
onsibilities, as well
as to the roles and
significance of housing, mosques, roads and public spaces
which make up neighbourhoods (Hakim, 1988). Of these,
the house institution, together with the mosque, occupies
the most important position. Central to the quintessence of
all the components of a neighbourhood is certainly the
comprehensive and enduring worldview of Islam.
While developing the city-state of Madinah, the
Prophet (pbuh) and the first generation of Muslims
demonstrated in a powerful and practical fashion the
Islamic view of the subjec
t at hand (Spahic, 2004).
Neighbourhoods, it could be
deduced, account for a
microcosm of Islamic culture and civilization in that
individuals and families bred and nurtured therein
constitute the fundamental units of the Islamic community
(
ummah
). Neighbourhoods have a potential to take up the
role of an educational and training centre able to
produce, in concert with other societal establishments with
the house institution in the forefront, individuals capable of
P
E
N
E
RB
IT
U
N
IV
ERS
I
T
I
S
A
I
N
S
M
A
L
A
Y
S
IA
/
65
Spahic Omer
transforming the whole communities they belong to. From
their houses and neighbourhoods, while interacting with
the outside world at different levels and in different
capacities, the same persons would contribute, somehow
or other, their decent share to making this earth a better
place for living. By the same token, if misconstrued and
their role perverted, neighbourhoods have a potential to
become a breeding ground for virtually every social
disease, which if left unchecked could one day paralyze
entire communities and drug them to the bottommost.
THE ISLAMIC IDEA OF THE SETTLEMENT
When the name Madinah (the City) was given to the
Yathrib area following the Hijr
ah, such was not done at the
dictates of chance. It was a deliberate move reflective of
the developments within the young Islamic community
headed by the Prophet (pbuh). Indeed, the advent of the
new Islamic worldview and those who had already
exemplified it in their thoughts, words and deeds to the
Yathrib area implied the adve
nt of a whole bunch of new
concepts and philosophies. Of them was the idea of the
settlement.
In addition to being relatively that which the
settlements is and would always be thought of, the
settlement in Islam, more importantly, stands for the ground
for the people's interaction with Allah the Creator and
Lord, space, the environment and, of course, with
themselves at various levels, given that the settlement is a
scene where they live, work, play, learn, worship, rise and
fall. The outcome of these and other activities which the
people engage themselves in
settlements, especially
urban ones, is what we call cultures and civilizations but
which vary by reason of the principles and values on which
they rest, as well as by reason of the objectives intended to
be thereby achieved. Hence, it was very much suitable for
the name of the prototype Islamic city, i.e. Madinah, to be
derived from the word
tamaddun,
which denotes
civilization.
One of the derivations of the word Madinah (the
City) is the Arabic verb
dana
('Abd al-'Aziz, 1992) as well,
which means to obey, to submit (to), to owe allegiance
(to). From there is the word
din
which means religion, faith.
Thus, the city in Islam is dubbed Madinah so as to signify
the Islamic pivotal precept that man is a vicegerent on
earth and has not been created except to abide by and
absolutely submit to the will of the Lord of the universe.
It follows that every Islamic city and, indeed, any
form of the Islamic settlement is a hub of worship (serving).
Worship ('
ibadah
) in Islam is a wide concept encompassing
each and every action of man, irrespective of its nature
and the level where it might be undertaken, on sole
66
/
PEN
E
RBI
T
UN
I
V
ERSI
TI
SAIN
S M
A
LAY
S
I
A
Integrating the Islamic Worldview
condition that God is intended to be pleased thereby and
the divine norms pertinently conformed to. In such cities,
Allah – be He exalted – is the only absolute authority and
His words of guidance remain a source from which virtually
everything as to managing this terrestrial life originates.
Accordingly, the job of th
ose who are entrusted to
administer such cities and settlements and rule over their
populace would not exceed the
perimeter of what is right
and the most efficient implementation of what has been
already prescribed, in order to preserve the religion, self,
psychological and intellectual strength, progeny and
wealth of their subjects. In ot
her words, their task would be
but ensuring the masses their general wellbeing by finding
a feasible and effective
modus operandi
of putting into
operation the set of infinite standards and values
(Ibn Taymiyah, 1992).
Moreover, neighbourhoods wi
th all their facilities
assist people in discharging the diverse worship activities of
theirs. In Islam, the notion of worship is a universal one
encompassing every action of men (Qur'an, 51:56). Having
said this, the process of creating excellent neighbourhoods
can be transformed into an act of worship as well.
The Implications of the Islamic Idea of the Settlement for
Planning Neighbourhoods
The implications of the Islamic idea of the settlement for
planning neighbourhoods are rather ideological. Of them is
that the planners and user
s of Islamic neighbourhoods
perceive the latter as both the fields and means for the
implementation of Allah's
commands. Creating decent
houses and neighbourhoods thus stands for a societal duty
the neglecting of which, partly or totally, accounts for a
wrongdoing. This is so because possessing a decent house
which will be surrounded by a decent neighbourhood
could be seen as falling within the necessary minimum the
lack of which may cause one not to be able to rise to the
requirements of the vicegerency task for which people
have been created. When we say this we have in mind an
Islamic dictum according to which if an obligation (
wajib
)
cannot be performed without something, the latter then
becomes an obligation (
wajib
) itself.
Thus, planning and creating neighbourhoods is a
very serious task. It is about
giving people some of their
fundamental rights, executing
a religious obligation, and
contributing to an appropriate, or otherwise,
implementation of the message
of Islam. The corollary of
all this is that the Muslim
planners, and all the other
professionals in the field of built environment at large, must
enhance considerably their knowledge of Islam – its
Shari'ah
and worldview. This may appear as a daunting
task to many, however, needless to say that it is incumbent
upon every Muslim – male and female – to know the rulings
P
E
N
E
RB
IT
U
N
IV
ERS
I
T
I
S
A
I
N
S
M
A
L
A
Y
S
IA
/
67
آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 14 مرداد 1394 ، 09:40

internation Conference on Masjid,Zakat &Waqf2015

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف


This conference has a special part about masque and it's projects. Pleas see other information in web

http://conference.kuis.edu.my/i-maf/themes.html#.VbxvbrW1emB:

​INTERNATIONAL CONFERENCE ON “SMART AND SUSTAINABLE PLANNING FOR CITIES AND REGIONS 2015”

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

​INTERNATIONAL CONFERENCE ON “SMART AND SUSTAINABLE PLANNING FOR CITIES AND REGIONS 2015”

T
he upcoming international conference on “Smart and Sustainable Planning for Cities and Regions 2015” is organised by the Institute for Renewable Energy of the European Academy (EURAC), of Bolzano/Bozen with the support of the International Society of City and Regional Planners (ISOCARP).


THEME

The conference focuses on innovative planning methodologies, tools and experiences which are aimed at supporting the transition of our cities and regions towards a more smart and sustainable dimension, approaching different scales, environments and perspectives.
Contributions ​from different research fields within urban and regional planning from the scientific as well as the professional community are welcome. Cooperation and demonstration projects are warmly invited to disseminate their innovative approaches, implemented activities and achieved results.​

ABSTRACT SUBMISSION DEADLINE: EXTENDED TO 31 AUGUST 2015​


DATE & VENUE

19th and 20th November, 2015 in Bolzano/Bozen (Italy)

ارسلان جاذب به روایت یه ژئوتکنیسین

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
سبک مهندسي ميل و مقبره «ارسلان جاذب» فريمان در جهان بي نظير است
خراسان رضوي - مورخ چهارشنبه 1394/05/07 شماره انتشار 19030

فريمان،حسن اصغري/ رئيس گروه ژئوتکنيک دانشگاه اميرکبير تهران در بازديد از مجموعه معماري سنگ بست فريمان گفت:کشور ايران بر روي پوسته زلزله خيز قرار دارد و بناهاي آن همواره دچار سه خطر زلزله، اختلاف نشست و رطوبت هستند اما در اين بين بناهايي در طول تاريخ ماندگار شده اند که از مهندسي و فرم معماري بسيار عالي برخوردار هستند و خوشبختانه ميل و مقبره ارسلان جاذب سنگ بست فريمان از اين نوع است. پروفسور «سيدعبدالعظيم شاه کرمي» افزود:ميل و مقبره ارسلان سنگ بست به زيبايي بيانگر دانش مهندسي ايرانيان در طول تاريخ است به طوري که اين ابنيه تاريخي آبروي مهندسي ايران به شمار مي رود و وجود اين قبيل بناها از طلا ارزشمندتر است.

صفحه 6 از 12