شما

مرکز مطالعات حکمت – دانش و فن معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی

با دکتر غلامحسین معماریان، معماری و هنر انقلاب

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

با دکتر غلامحسین معماریان، معماری و هنر انقلاب

غلامحسین معماریان استادانشگاه علم وصنعت تهران است وی فوق ليسانس معماری از دانشگاه جنوآی ايتاليا ودکتری منچستر انگلستان را دارا می باشد این استاد دانشگاه با تالیف بسیاری از کتب معماری  همانند نيارش سازه های طاقی در معماری اسلامی ايران، آشنايی با معماری مسکونی ايرانی، گونه شناسی برونگرا، سيری در معماری آب انبارهای يزدو سيری در مبانی نظری معماری، جزء اساتید برجسته معماری بعد از انقلاب می باشد. معماریان در کار حرفه ایی خود تا به حال احياء خانه قديمی رسوليان در يزد و تبديل آن به دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه يزد و آموزشگر نمونه سال دانشگاه علم و صنعت 1373  وهمچنین دريافت لوح تقدير از وزير فرهنگ و آموزش عالی برای مرمت و احياء ساختمان دانشکده معماری و شهرسازی يزد را در سابقه کاری خود دارد در این گفتگونگاه معمار بعد از انقلاب را به شهر ها مورد بررسی قرار می دهیم تا مسیر معماری را در طول این سی سال به چرایی بگذاریم.


معماری را بعد از انقلاب می توان در چه مسیری تعریف کرد؟
باید بدانیم که در چشم یک معمار، تمام فضای شهری خوراک کارش محسوب می شود ودر نتیجه آنچه در سطح شهر می بینیم نتیجه کارحرفه ایی ودانشگاهی معماران است،باید گفت ما بعد از انقلاب رشد بسیار زیادی در مسائل تئوری معماری داشتیم ولی در مرحله عمل اینطور نبوده است ،چرا که بهترین جا برای آنکه بتوانیم از معماری قضاوت کنیم کوچه وخیابان است،در این مقایسه باید اشاره ایی به معماری پیش از پهلوی که در بافت تاریخی کاشان وشیرازمی بینیم وحتی آثاری از معماری در سالهای 50 تا 57 داشت، که نمونهایی از این آثار بنای موزه هنرهای معاصرتهران، فرهنگسرای نیاوران، تئاتر شهر، میدان آزادی است، حال با این مقایسه، آشکار است که در طی سی سال بعد از انقلاب علارقم رشد دانشجو وآموزش معماری در دانشگاهها ما هنوز نتوانستیم چنین بناهایی را خلق کنیم وحتی هنوز موفق نشده اییم معماری داشته باشیم که دچار آشفتگی نباشد بلکه بعد از رخداد بزرگ انقلاب هرروز با نزول معماری در کوچه پس کوچه های شهرهایمان روبه روبودیم، چرا که دراین مسیریعنی ده سال اول انقلاب شهر های ما خانه هایی داشتند یک یا دوطبقه، که تا حدودی با روحیه درونگرای ایرانی تطابق داشت ولی اکنون در کوچه های شش متری خانه هایی ساخته شده است با 20 طبقه، که در آن حیاط خانه های قدیمی جایشان را به رمپ پارکینگ ها داده اند وهمچنین از سوی دیگر در فضاهای کنونی شهر ما فضای سبز مفهومی ندارد این مسیری است  که هر روز با هرج مرج بیشتر پیش می رودبه طوری که این سوال بر  پیکر شهر نقش بسته است، که آیا می توان از این معماری آشفته خارج شد؟

به واقع شما با توجه به مطالعات وسیع در تاریخ معماری چه فکر می کنید؟ آیا می توانیم این بحران معماری را پشت سر گذاشت؟
برای پاسخ به این سوال باید مثالی را بیان کنم که فکر می کنم شرحی است کافی برای پاسخ به شما، اگربنای تئاتر شهر در پارک دانشجورا به عنوان یک اثر معماری قابل قبول بشناسیم،که بنایی است زیبا ومورد استقبال ومیل شهروندان، باید این اثر را به بهترین صورت نگه داری واستفاده مفید از آن داشته باشیم. ولی اکنون اگر به این بنا سری بزنید می بینید در کنار تئاتر شهر مسجدی را می سازند که اصلاً با بافت معماری بنای تئاتر شهر همخوانی ندارد وبه همین دلیل احساس مشترک در این دوفضا یعنی "رشد وآسایش روح وفکر" در مخاطبین توسط معماری ناشایست به مرگ محکوم می شود، در صورتی که می توانست فضای مقدس مسجد با معماری نزدیک به بنای تئاتر شهر مورد استقبال بیشتر همگان قرار گیرد،  همچنین  ساخت مسجدی با معماری سازگار تر با  آن فضا این مفهوم را در اذهان شهروندان قوت می بخشد که این دو بنا مکانهایی فرهنگی هستند برای رشد وتعالی روح انسان که مکمل یکدیگرند نه آنکه هر کدام سازی جدا بزنند واین می توانست در معماری زنجیروار، خود را به صحنه بکشد، ولی اکنون با ورود به پارک شهر جدایی این دومکان به خوبی قابل لمس است. این گونه مثالها که در شهر ما کم نیستند. به طور کل در نگاه من معمار، این رخدادها یعنی هرج ومرج که روز به روز بر تعداد آنها اضافه می شود، هرچند مسئولان بالای مملکتی بارها به حضور معماری ایرانی –اسلامی در بافت  شهری تاکید کردند ولی با این هرج ومرج به واقع  نمی توان به دوره مطلوب معماری رسید چون این هرج ومرج همچون علف هرزی دامن معماری را گرفته ودر هر نقطه سبز از معماری گذشته نیز جا باز می کند این علف هرز را می توان در شهرهایی  با بافت تاریخی، همانند دلیجان کاشان به وضوح دید، از سوی دیگر چون، تراکم بخشی از درآمد شهرداریها است پس باید با ساختمانهای کوتاه خداحافظی کرد وتجربه تلخ سازه های بلند را که امروز در کشورهای توسعه یافته روبه تخریب هستند یکبار دیگر ما تکرار کنیم
  چه عاملی باعث شد روحیه انقلابی مردم ایران تاثیر مثبتی در معماری نداشته باشد؟
مردم را مدیریت ها هدایت می کنند به عنوان مثال یک مدیریت بگوید معماری مهم است وبا مطالعه وپژوهش ده تا پانزده سال در این زمینه کار کرد،  مردم نیز شهرشان را زیبا می خواهند، از سوی دیگر اگر هرروز از آنها بخواهید در مسیر کثیف وناپسند قدم بردارند چشم وذهنشان به آن فضا عادت می کند پس نمی توان توقع داشت چیزی را که نمی شناسند وبرایشان دغدغه نشده است مورد توجه قرار دهند به عنوان مثال مردم هند با آلودگی در خیابانها وسروصدا عجین شده اند وشکایتی هم از اوضاع خود ندارند چرا که دولتمردانشان آنها را با شهر تمییز آشنا نکرده اند وهمچنین برایشان جزءدغدغه های کشوری محسوب نمی شود ولی کشور های اروپایی به شهروندانشان احترام می گزارند به طوری که شما می توانید این احترام را در نگاه به پیاده روهایشان لمس کنید به طور کل شما می توانید در این کشور ها نظم را در بدنه ببینید ،حال در مقایسه کشور ما باکشور هند ما ایرانیان شهر های آنهارا زشت وناپسند می دانیم، ولی در مقابل کشورهای اروپایی، به واقع در معماری زشت عمل کردیم، از خیابان دماوند تا آزادی نمی توان ساختمانهای منسجم دید به طور قطع این خواسته شهروندان نیست بلکه متولیان (که البته در معماری متولی وجود ندارد) باید درک کنند که زیبایی را برای مردم باید فرهنگ سازی کرد مردم وقتی زیبا ببینند،زیبا بشنوند، وزیبا بخوانند می توانند زیبا هم قضاوت کنند.

 - اگر به معماری نه فقط به عنوان صنعت بلکه علمی سرشار از نگاه هنرمندانه نگریست،باید اعتراف کردمعماران برای به صحنه کشیدن تاثیرات انقلابها برجامعه، صادق ترین راویان هستند.آیا از نظر شما معماران بعد از رخداد 57 نیز، هنرمندانه نقش آفرینی کردند ؟
معماری از دید ما معماران همانند دریا است که ماهی های بسیار در آن زندگی می کنند حال اگر ماهی های این دریا بدانند که وجودشان با دریایشان معنا پیدا می کند واین دریاست که هویت آنها را می سازد بیشتر از همیشه قدردان دریایشان خواهندبود، حال در جامعه انسانی نیز باید بدانیم شهرها وخانه ها همانند دریای آن ماهی هستند که برای انسانها امری واجب محسوب می شوند، حال با این توصیف اگر مسئولین پی نبرند که معماری بخشی از زندگی است وحتی عامل بسیار مهم در آسایش وآرامش شهروندان و به طور کلی تمامی فضاها وبدنه یک جامعه حاصل نگاه معمارانه است از هیچ طریقی نمی توان به شمایل زیبا برای شهرهایمان فکر کرد پس در نتیجه نقش آفرینی معماران در فضایی که مسئولین، معماری را مورد توجه قرار ندهند کارساز نخواهد بود.

همانطور که فرمودید نقش مسئولین در رشد معماری بسیار مهم است،از سوی دیگر بعد از انقلاب در کشور نهادهای فرهنگی وهنری  بسیاری تشکیل شده است اما در هیچ یک از این نهادها به معماری به عنوان اصلی هنری پرداخته نشده است آیا این امر، به عدم شناخت ازمعماری در جامعه ما مرتبط است ؟شما چه نظری در مورد دخالت نهادهای فرهنگی وهنری در معماری دارید؟
متاسفانه در حال حاضر در کشور ما یک ارگانی که متولی معماری باشد نداریم، واین جای تاسف دارد چرا که ما حتی کوچکترین اسامی هم که در آن بویی از معماری باشد حذف می کنیم نمومه آن تغییر نام وزارت مسکن وشهرسازی به وزارت راه وشهرسازی است، البته سازمان میراث فرهنگی قسمتی از کارهایش را برای معماری تعریف کرده است اما این سازمان نیز در این مسیر بسیار لنگ می زند،شهرداری هم منطقش آن است که کارش ارائه خدمات شهری است، به همین دلیل است یک غربی با وارد شدن به تهران، پایتخت ایران، به این نظر می رسد که معماری ایران شخصیت پر هرج ومرجی دارد وشاید خیلی جاها بگوید در فلان نما از ما به چه خوبی تقلید کردند وبه طور کل در آخر هیج تعریفی از معماری تهران نخواهد داشت در صورتی که پایتخت هر کشور نمایانگر معماری وهویتی است که آن کشور را در جهان معرفی می کند ،شما بادیدن خیابانهای لندن خواهید فهمید آن مکان لندن است ولی معماری تهران هیچ معرفی از تهران ندارد وشاید بتوان گفت معماری ما به سمت معماری لس آنجلسی پیش می رودواین ها همه مهمترین دلیلش نداشتن متولی معماری در کشور است.

در آخر بگذارید با تمام این صحبتها از عالم خاکستری معماری کنونی دور شویم وبه راه حلی برای جبران برخی کاستی ها بپردازیم از نظر شما باید از کجا شروع کرد؟
در ابتدا داشتن مبانی فکری، لازمه شروع مناسب برای اصلاح است، باید این مبانی از طریق دانشگاهها وانسانهای عالم جمع آوری وتوسط ارگانی فرهنگی جمع آوری شودو در نهایت تبدیل به سیاست وبرنامه شود،حال در این مسیر مسولین باید بپذیرند که یکسری افکار که زحمت کشیدندوپژوهش های بسیار انجام داده اند در دانشگاههای همین مرز وبوم در حال خدمت به کشورشان هستند وبهتر است به جای استفاده از افکار معماری دیگر کشورها از فکر معمار داخلی استفاده شود،امسال که با نام سال حمایت از تولید ملی است بهتر است آن پژوهش ها را پیدا کرد وبا داشتن مبانی فکری وعلمی آنها را ترویج دهیم ودر این مسیر نگاه به دانشگاهها به عنوان متولیان فرهنگی امری غیر قابل انکار است که امیدواریم بیش از پیش به امر پژوهش در معماری ووارد کردن این پژوهش ها در سیمای شهری وزندگی خصوصی مردم جامعه مسیر رسیدن به معماری مطلوب در معمار کشورمان هموار شود .
 

آب، نمادي ازمعماري ايراني

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

آب، نمادي ازمعماري ايراني

 Fulltext 

نويسند‌گان:


report iconخلاصه مقاله:

مكان يابي شهري درتمامي جوامع بشري نشان داده است كه آب به عنوان يك عنصر حياتي و مادي درشكل گيري شهرها موثربوده اهست به علت اهميت بسياراب به عنوان عنصري مهم درزندگي مادي و ساختارزيست محيطي انسان افزوده شدن بعدمعنوي و ارزش نهادن به اين عنصرازطرف جامعه درطي زمان امري طبيعي به نظر مي رسد دراين تحقيق به روش توصيفي تحليلي درابتدا به بررسي معنا و مفهوم آب درمعماري و چگونگي استفاده ازاين نماد درالقاي مفاهيم معنوي پرداخته و سپس با روش توصيفي مقايسه اي به تشابهات و تفاوت هاي اين مفهوم دردوره قبل و بعدازاسلام پرداخته ميشود نتايج بدست آمده نشان داد كه آب به همراه خاك اتش و هوا به عنوان عناصرچهارگانه تشكيل دهنده جهان هستي به شمار ميرود درواقع طرز برخورد با آن و معماري آن نشان دهنده نوع برداشت و ميزان درك هنرمندان و معماران آن منطقه مي باشد اين تفاوت نيز وابسته به ميزان دسترسي به آب نيز مي باشد. فرضيه بدست آمده نشان ازاهميت مفهوم آب ازگذشته تا به امروز و بغير ازجنبه مادي بعدمعنوي كه نمادي اززندگي مي باشد دارد.


كلمات كليدي:

آب، معماري و شهرسازي ايراني/معماري اسلامي



[ لينک دايمي به اين صفحه: ]

Integrating the Islamic Worldview into the Planning of Neighbourhoods

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف


Journal of Construction in Developing Countries, Vol. 12, No. 2, 2007
Integrating the Islamic Worldview into
the Planning of Neighbourhoods
Spahic Omer
Abstract:
This paper aims to highlight the importance of integrating the Is
lamic worldview into the aspects of planning, in general, and
into the planning of
neighbourhoods, in particular. In this paper I shall examine, firs
tly, the pertinence of the Islamic worldview to the notion of
planning neighbourhoods. There we
will see that such an enterprise was an integral part of Islami
c urbanism from the era of the Prophet Muhammad (pbuh) till the
waning of Islamic civilization. As
such, no successful establishment of contemporary Islamic urban
ism without integrating the same with the Islamic worldview can
ever be possible. Next, the
following principles will be discussed: (i) the Islamic idea of
the settlement, (ii) Islam on creating buildings, (iii) peacefu
l co-existence with the environment, and
(iv) Islam on human dignity and fraternity among its members. Disc
ussion on each of the mentioned principles will be followed b
y briefly analyzing their
implications for the planning of neighbourh
oods. Some suggestions as to how to make the notion of integrating the Islamic world
view into the idea of
planning appear relevant and appealing to the Muslims of today will also be presented. While writing the paper, I have tried as much as possible to draw on
the most relevant sources that deal with the theme at hand, the
most important of which, certainly, are the Holy Qur'an and the
authentic compilations of
the Prophet Muhammad's words and actions.
Keywords
: Islam, Muslims, The Islamic worldview, Planning, Neighbourhood
INTRODUCTION
This paper discusses the notion of integrating the Islamic
worldview into the planning of
neighbourhoods. The nature
of the paper is a conceptual and philosophical rather than
an empirical one. Hence, some of the paper's conclusions
Kulliyyah of Architecture and Environmental Design, International Islamic
University Malaysia, P.O. Box 10, 50738 Kuala Lumpur, MALAYSIA
Corresponding author:
آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید
and suggestions appear to be
prescriptive and with no
clear focus. The paper does not intend to produce a
concrete formula for the integration of Islamic worldview
into the planning of neighbourhoods. Nor does it aim to
present the solutions for the existing problems of the
Muslims with regard to resi
dential planning. Rather, the
paper aims to increase awareness, both of the
professionals and gene
ral public, as to the significance of
the subject in question. Thus, the most vital aspects of the
theme were dwelled on and from an ideological point of
P
E
N
E
RB
IT
U
N
IV
ERS
I
T
I
S
A
I
N
S
M
A
L
A
Y
S
IA/
63
Spahic Omer
view. The paper neither overlooked nor downgraded the
importance of such pressing issues as the definition and
chief characteristics of neighbourhoods in history and at
present, socio-cultural and economic influences on the
development of Islamic neighb
ourhoods, and the role of
the professionals and other relevant parties in the housing
industry within the current context. These and similar issues
were simply out of focus in the paper.
There is virtually no study conducted on the subject
of integrating the Islamic worldview into the planning of
neighbourhoods. Thus, the objective of this paper is to
partly fill up a significant academic gap and to spur the
interest of both the professionals and Muslim scholars on
such an important subject matter. There are certainly
studies that treat the subject of Muslim neighbourhoods but
only from certain limited cultural, social or built
environment perspectives. It is
almost impossible to find a
study that treats the matter from a broader spiritual
perspective, integrating the same with and thus adding a
new dimension to the rest of social, cultural and built
environment perspectives. This research is an attempt
towards exactly that direction.
THE PERTINENCE OF THE WORLDVIEW TO PLANNING AND
URBANIZATION
People are both the creators and demolishers of every
civilizational accomplishment. They too are the only
beneficiaries of civilizational valuable upshots. Similarly,
people are the creators and inhabitants of cities. If a city is
well-ordered, clean, efficient, corruption-free, balanced,
safe, free from stress and nuisan
ce, it is all due to the right
conduct, attitudes and mindset
of its inhabitants. The same
is also reflected when a city's amenities are adequate and
accessible, when its environment is conducive towards
social interaction and coherence, when it conserves
material and energy resource
s, and when it prevents
ecological disruption. The good virtues of a city's
inhabitants must have been modelled in accordance with
a sound worldview that regulates their relationship with
fellow community members, nature (space) and God. All
the policies and schemes originated and implemented in
this kind of city are merely an expression of the city's
upbeat total atmosphere that has been avidly generated
and then made pervasive over every department of living.
64
/
PEN
E
RBI
T
UN
I
V
ERSI
TI
SAIN
S M
A
LAY
S
I
A
Integrating the Islamic Worldview
However, if the opposite is the case, that is to say, if
the conditions in a city are awful and detrimental to living,
who is to be blamed? The demeanor, attitudes and
mindset of the city dwellers – everyone in the socio-political
hierarchy – as well as ce
rtain policies and their
enforcement, are as a rule pointed at as the causes of the
trouble. This may be partly true and acceptable, yet a
majority of the root causes
would definitely be related to
the snags in the people's
commitment to an adopted
worldview (philosophy and vi
sion of life and truth),
provided the worldview itself is free of them and other
imperfections.
Deviating from an established worldview, or
abandoning it completely, has always produced a chain
reaction in everything that people do. It follows that all the
phenomena witnessed in a community and its urban and
rural settlements, irrespective
of whether they are good or
bad, are reflective of the nature and strength of people's
association with a vision and philosophy of life and truth
(worldview) on whose principles the community had been
established and had been surviving for years. The stronger
and healthier the relationship between people and the
philosophy of their community
(their settlements) the more
is it likely that they (their community) will keep moving
ahead longer, and vice versa. Therefore, understanding
fully all the aspects of the problems that beset a city,
linking the symptoms with
their root causes, before
embarking on a healing process, shall always be vital.
As far as Islam is concerned, neighbourhoods serve
as the incubators of constructive ideas and schemes that
are epitomized in the characters and conducts of the
people. Hence, both the Holy Qur'an and the Prophet's
Sunnah
paid so much attention to the notion of neighbours
– their rights and resp
onsibilities, as well
as to the roles and
significance of housing, mosques, roads and public spaces
which make up neighbourhoods (Hakim, 1988). Of these,
the house institution, together with the mosque, occupies
the most important position. Central to the quintessence of
all the components of a neighbourhood is certainly the
comprehensive and enduring worldview of Islam.
While developing the city-state of Madinah, the
Prophet (pbuh) and the first generation of Muslims
demonstrated in a powerful and practical fashion the
Islamic view of the subjec
t at hand (Spahic, 2004).
Neighbourhoods, it could be
deduced, account for a
microcosm of Islamic culture and civilization in that
individuals and families bred and nurtured therein
constitute the fundamental units of the Islamic community
(
ummah
). Neighbourhoods have a potential to take up the
role of an educational and training centre able to
produce, in concert with other societal establishments with
the house institution in the forefront, individuals capable of
P
E
N
E
RB
IT
U
N
IV
ERS
I
T
I
S
A
I
N
S
M
A
L
A
Y
S
IA
/
65
Spahic Omer
transforming the whole communities they belong to. From
their houses and neighbourhoods, while interacting with
the outside world at different levels and in different
capacities, the same persons would contribute, somehow
or other, their decent share to making this earth a better
place for living. By the same token, if misconstrued and
their role perverted, neighbourhoods have a potential to
become a breeding ground for virtually every social
disease, which if left unchecked could one day paralyze
entire communities and drug them to the bottommost.
THE ISLAMIC IDEA OF THE SETTLEMENT
When the name Madinah (the City) was given to the
Yathrib area following the Hijr
ah, such was not done at the
dictates of chance. It was a deliberate move reflective of
the developments within the young Islamic community
headed by the Prophet (pbuh). Indeed, the advent of the
new Islamic worldview and those who had already
exemplified it in their thoughts, words and deeds to the
Yathrib area implied the adve
nt of a whole bunch of new
concepts and philosophies. Of them was the idea of the
settlement.
In addition to being relatively that which the
settlements is and would always be thought of, the
settlement in Islam, more importantly, stands for the ground
for the people's interaction with Allah the Creator and
Lord, space, the environment and, of course, with
themselves at various levels, given that the settlement is a
scene where they live, work, play, learn, worship, rise and
fall. The outcome of these and other activities which the
people engage themselves in
settlements, especially
urban ones, is what we call cultures and civilizations but
which vary by reason of the principles and values on which
they rest, as well as by reason of the objectives intended to
be thereby achieved. Hence, it was very much suitable for
the name of the prototype Islamic city, i.e. Madinah, to be
derived from the word
tamaddun,
which denotes
civilization.
One of the derivations of the word Madinah (the
City) is the Arabic verb
dana
('Abd al-'Aziz, 1992) as well,
which means to obey, to submit (to), to owe allegiance
(to). From there is the word
din
which means religion, faith.
Thus, the city in Islam is dubbed Madinah so as to signify
the Islamic pivotal precept that man is a vicegerent on
earth and has not been created except to abide by and
absolutely submit to the will of the Lord of the universe.
It follows that every Islamic city and, indeed, any
form of the Islamic settlement is a hub of worship (serving).
Worship ('
ibadah
) in Islam is a wide concept encompassing
each and every action of man, irrespective of its nature
and the level where it might be undertaken, on sole
66
/
PEN
E
RBI
T
UN
I
V
ERSI
TI
SAIN
S M
A
LAY
S
I
A
Integrating the Islamic Worldview
condition that God is intended to be pleased thereby and
the divine norms pertinently conformed to. In such cities,
Allah – be He exalted – is the only absolute authority and
His words of guidance remain a source from which virtually
everything as to managing this terrestrial life originates.
Accordingly, the job of th
ose who are entrusted to
administer such cities and settlements and rule over their
populace would not exceed the
perimeter of what is right
and the most efficient implementation of what has been
already prescribed, in order to preserve the religion, self,
psychological and intellectual strength, progeny and
wealth of their subjects. In ot
her words, their task would be
but ensuring the masses their general wellbeing by finding
a feasible and effective
modus operandi
of putting into
operation the set of infinite standards and values
(Ibn Taymiyah, 1992).
Moreover, neighbourhoods wi
th all their facilities
assist people in discharging the diverse worship activities of
theirs. In Islam, the notion of worship is a universal one
encompassing every action of men (Qur'an, 51:56). Having
said this, the process of creating excellent neighbourhoods
can be transformed into an act of worship as well.
The Implications of the Islamic Idea of the Settlement for
Planning Neighbourhoods
The implications of the Islamic idea of the settlement for
planning neighbourhoods are rather ideological. Of them is
that the planners and user
s of Islamic neighbourhoods
perceive the latter as both the fields and means for the
implementation of Allah's
commands. Creating decent
houses and neighbourhoods thus stands for a societal duty
the neglecting of which, partly or totally, accounts for a
wrongdoing. This is so because possessing a decent house
which will be surrounded by a decent neighbourhood
could be seen as falling within the necessary minimum the
lack of which may cause one not to be able to rise to the
requirements of the vicegerency task for which people
have been created. When we say this we have in mind an
Islamic dictum according to which if an obligation (
wajib
)
cannot be performed without something, the latter then
becomes an obligation (
wajib
) itself.
Thus, planning and creating neighbourhoods is a
very serious task. It is about
giving people some of their
fundamental rights, executing
a religious obligation, and
contributing to an appropriate, or otherwise,
implementation of the message
of Islam. The corollary of
all this is that the Muslim
planners, and all the other
professionals in the field of built environment at large, must
enhance considerably their knowledge of Islam – its
Shari'ah
and worldview. This may appear as a daunting
task to many, however, needless to say that it is incumbent
upon every Muslim – male and female – to know the rulings
P
E
N
E
RB
IT
U
N
IV
ERS
I
T
I
S
A
I
N
S
M
A
L
A
Y
S
IA
/
67
آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 14 مرداد 1394 ، 09:40

internation Conference on Masjid,Zakat &Waqf2015

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف


This conference has a special part about masque and it's projects. Pleas see other information in web

http://conference.kuis.edu.my/i-maf/themes.html#.VbxvbrW1emB:

​INTERNATIONAL CONFERENCE ON “SMART AND SUSTAINABLE PLANNING FOR CITIES AND REGIONS 2015”

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

​INTERNATIONAL CONFERENCE ON “SMART AND SUSTAINABLE PLANNING FOR CITIES AND REGIONS 2015”

T
he upcoming international conference on “Smart and Sustainable Planning for Cities and Regions 2015” is organised by the Institute for Renewable Energy of the European Academy (EURAC), of Bolzano/Bozen with the support of the International Society of City and Regional Planners (ISOCARP).


THEME

The conference focuses on innovative planning methodologies, tools and experiences which are aimed at supporting the transition of our cities and regions towards a more smart and sustainable dimension, approaching different scales, environments and perspectives.
Contributions ​from different research fields within urban and regional planning from the scientific as well as the professional community are welcome. Cooperation and demonstration projects are warmly invited to disseminate their innovative approaches, implemented activities and achieved results.​

ABSTRACT SUBMISSION DEADLINE: EXTENDED TO 31 AUGUST 2015​


DATE & VENUE

19th and 20th November, 2015 in Bolzano/Bozen (Italy)

ارسلان جاذب به روایت یه ژئوتکنیسین

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
سبک مهندسي ميل و مقبره «ارسلان جاذب» فريمان در جهان بي نظير است
خراسان رضوي - مورخ چهارشنبه 1394/05/07 شماره انتشار 19030

فريمان،حسن اصغري/ رئيس گروه ژئوتکنيک دانشگاه اميرکبير تهران در بازديد از مجموعه معماري سنگ بست فريمان گفت:کشور ايران بر روي پوسته زلزله خيز قرار دارد و بناهاي آن همواره دچار سه خطر زلزله، اختلاف نشست و رطوبت هستند اما در اين بين بناهايي در طول تاريخ ماندگار شده اند که از مهندسي و فرم معماري بسيار عالي برخوردار هستند و خوشبختانه ميل و مقبره ارسلان جاذب سنگ بست فريمان از اين نوع است. پروفسور «سيدعبدالعظيم شاه کرمي» افزود:ميل و مقبره ارسلان سنگ بست به زيبايي بيانگر دانش مهندسي ايرانيان در طول تاريخ است به طوري که اين ابنيه تاريخي آبروي مهندسي ايران به شمار مي رود و وجود اين قبيل بناها از طلا ارزشمندتر است.

Kamvari Architects Design Mixed-Use Development for Tehran

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

Kamvari Architects Design Mixed-Use Development for Tehran

The winner of a competition for a mixed-use building scheme, London-based Kamvari Architects has unveiled the design for Zartosht, a 300,000 square-foot retail and office building in Tehran, Iran. The building's design is based largely on local cultural contexts, like the region’s reputation for renowned fabric and textile shops, and environmentalism, particularly with respect to solar energy.

CTBUH Announces Winners of its 2015 Urban Habitat Competition

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

CTBUH Announces Winners of its 2015 Urban Habitat Competition

The Council on Tall Buildings and Urban Habitat (CTBUH) has announced the winner and finalists of its 2015 Urban Habitat Award. Launched in 2014, the Urban Habitat Award recognizes the contributions of tall buildings to the urban realm. The winners this year were chosen for influencing their environment and cultural context intelligently, adding social sustainability to their immediate site and wider context. See all of the finalists and the winner after the break.

مروری بر 37 سال معماری اخیر ایران

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
مروري بر آثار 37 سال معماري ايران در يک نمايشگاه
خراسان - مورخ دوشنبه 1394/04/22 شماره انتشار 19018

بنياد معماري انقلاب اسلامي و مرکز معماري حوزه هنري،در راستاي ارتقاي رفتار اجتماعي و سبک زندگي براساس ارزش هاي ناب اسلامي- ايراني، نمايشگاه مروري بر 37 سال معماري پس از انقلاب اسلامي را برگزار مي کند.به گزارش ايرنا، ارتقاي رفتار اجتماعي و سبک زندگي بر اساس ارزش هاي ناب اسلامي- ايراني، توجه به هنر و علم معماري با استفاده از دانش و تجربيات بزرگان و همت و نيروي جوان، جامعه را به سوي آينده اي روشن سوق مي دهد. به همين منظور اين بنياد از تمامي سازمان ها وافراد مرتبط دعوت کرده است آثار معماري خود را در قالب عکس يا پوستر به دبيرخانه اين بنياد ارسال کنند. مهلت ارسال آثار تا اول مرداد ماه 1394 است.

توسعه و تضاد در معماری شهرهای زیارتی / اختلال در فرایند زیارت با خودنمایی سازه‌ها و نماهای متضاد

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
سید رضا سجادی
توسعه و تضاد در معماری شهرهای زیارتی / اختلال در فرایند زیارت با خودنمایی سازه‌ها و نماهای متضاد
توسعه شهرها علاوه بر فرصت‌هایی که برای جامعه‌ به ارمغان می‌آورد،چالش‌هایی را نیز به همراه داشته است،چالش‌های فرهنگی و اجتماعی توسعه در کلان‌شهرها همیشه مورد نظر جامعه شناسان و برنامه ریزان فرهنگی بوده است، برخی از این چالش‌ها در حوزه توسعه کالبدی شهرها مطرح است و از این نظر میان معماران و برنامه‌ریزان توسعه شهری از یک‌سو و انبوه‌سازان و مدیران مسئول در بهبود بافت‌های فرسوده و قدیمی شهر از سوی دیگر اختلاف‌نظرهای جدی‌ای وجود دارد. مشهد به‌عنوان یک شهر زیارتی با پشت سر گذاشتن چند دهه توسعه کالبدی از این نظر مورد نقد برخی از کارشناسان قرار دارد،مسئله آنجاست که طبق ادعای جامعه شناسان و شهرسازان باید هر شهری متناسب باهویت و ارزش‌ها وماموریت های خاص آن شهرتوسعه پیدا کند، به‌عبارت‌دیگر یک شهر زیارتی می‌توانداز طریق معماری شهری نیز زائر را به سمت ارزش‌های موردتوجه در زیارت سوق دهد و از کارکردهای مفهومی متضاد با منظومه زیارت پرهیز کند. این موضوع را در گفتگو با مهندس محمد هادی عرفان پژوهشگر معماری اسلامی و هنر موردبررسی قرار داده‌ایم...
















 

معماری شهری چگونه می‌تواند بر فضای ارتباطات اجتماعی اثر بگذارد؟به‌عبارت‌دیگر معماری در فرایند اثرگذاری بر روحیه و رفتار شهروندان چگونه عمل می‌کند؟

شهرها با ساختمان‌ها، نماها و الگوهای ساخت‌وساز خود تأثیرات مهمی بر شهروندان می‌گذارند، وقتی از این تأثیرات صحبت می‌کنیم منظور تأثیر مطلق بر رفتار شهروندان نیست بلکه این مؤلفه نیز به‌عنوان یکی از عوامل تأثیرگذاربرساخت روحیه یا رفتار شهروندی مؤثراست،به‌طور مثال در مناطقی از شهر که ساختمان‌های آن با نماهای آهنی و سنگی ساخته می‌شوندبیشتر می‌توان روحیه گرفتگی و تکبر را در مردم مشاهده کرد،ساختمان‌های حجیم و غول‌پیکر با این نماها می‌توانند چنین تأثیری را برجای گذارند.

در مناطقی که از مصالح آجری برای نماهای ساختمانی استفاده می‌شود،به‌طورکلی نماهای لطیف‌تری در برابر چشمان شهروندان است و برخوردهای راحت‌تر ولطیف‌تری را از مردم سراغ داریم، این مثال‌هانمونه‌هایی است و می‌توان درباره الگوهای ساخت‌وساز نیز به موارد مشابهی از این تأثیرگذاری اشاره کرد.

 

از این منظر شهر زیارتی نیازمند چه الزاماتی در کالبد ساختمان‌های شهری است؟

آنچه می‌توان به آن اشاره کرد این است که در شهرهای زیارتی و به‌خصوص در مشهد انتظار این است که در خیابان‌ها و به‌ویژه مسیرهای منتهی به حرم مطهر کرنشی به لحاظ کالبدی از سوی ساختمان‌ها نسبت به بارگاه منور رضوی و کالبد اصلی معماری زیارتی وجود داشته باشد، این رویکرد در ساخت‌وسازهای اطراف حرم مطهر رضوی دیده نمی‌شود، بلکه حتی یک تبرج و احساس خودنمایی در این ساخت‌وسازها و معماری این منطقه درحال جایگرفتن است و حتی گرفته است که با این نکته در تضاد است، چنین رویکردی در معماری شهری باروح زیارت در شهرهای زیارتی سازگاری ندارد.

دراین‌باره همچنین می‌توان به تبلیغات و رسانه‌های تبلیغی در این نقطه شهری اشاره کرد، طبیعی است که ارزش‌های تبلیغ‌شده در این منطقه نباید با الگوهای ارزشی زیارت در تضاد باشد، آنچه امروز در اینجا می‌بینیم این تضاد را تائیدمی‌کند، مقصود این است که به‌طورکلی احساس و تصوری که از معماری و فضای کالبدی و همچنین مبلمان شهری در یک شهر زیارتی به زائر منتقل می‌شود، نباید باروح زیارت در تعارض باشد و البته می‌تواند به معنویت و تقویت روحیه زیارتی نیز کمک کند.

 

یکی از نمادها دراین‌باره، المان‌های شهری هستند؛ از این حیث وضعیت پایتخت معنوی ایران چگونه است؟

در فضای معماری اسلامی تجرد اصالت دارد و تعین و تجسم در این الگوی معماری دیده نمی‌شود،ما آنچه در نمونه‌های معماری اسلامی در قرون اولیه و بعدها می‌رسیم، حاکی از آن است که فضاهای معماری شده به دنبال ایجاد تصویر در ذهن مخاطب نیستند بلکه با هدایت ذهن او تصوری را برای فرد می‌سازند که می‌تواند برای هر کس منحصربه‌فرد و از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد،تجسم و تصویرسازی بیشتر در معماری یهودیان موردتوجه قرار دارد.

نگاهی به ساخت مسجدالنبی یادآور این نکته است که همواره فضای کالبدی باید فرد را به تجرد و تقویت توحید نزدیک کند،این‌یکی از مؤلفه‌های موردتوجه در این الگو از معماری است، آمده است که پیامبر گرامی اسلامی نسبت به مسقف شدن مسجد علاقه‌مند نبودند و حتی پس از اصرار دوروبری‌ها و مسلمانان دیگر ابتدا سقف موقتی را بناکردند و سپس نیز از سقف‌هایی با مصالح پرحجم برای این مسجد استفاده نشد، ارتباط با آسمان در این‌گونه معماری موردتوجه بوده است، حتی بعدها در ساخت مسجد گوهرشاد نیز معماران مسلمان به این نکته توجه کردند و با ظرایفی به بازتولید این مفهوم در قالب استفاده از مقرنس‌کاری پرداختند، این مقرنس‌کاری‌ها نوعی تداعی‌کننده ستاره‌ها و ظرافت‌های آسمانی است.

با توضیح این نکات می‌توان گفت که المان‌های تصویری و تجسم‌یافته سنخیت چندانی با الگوی معماری کالبدی در تاریخ معماری اسلامی ندارد، ما نباید با ایجاد المان‌هاو نمادهای سرگرم‌کننده به‌غفلت و سرگرمی در شهر دامن بزنیم، ایجاد نمادهای حجیم، رنگارنگ و سرگرم‌کننده برای اینکه در چشم بیننده جلوه پیدا کند، به توسعه غفلت در جامعه کمک کرده است و این مطلوب ما نیست.

 

فضای کالبدی در شهر زیارتی چه کمکی به شکل‌دهی منظومه مفهومی زیارت می‌کند؟

معماری شهر زیارتی باید زائر را به ارزش‌های مورد تائید در زیارت نزدیک کند، نماهای مزاحم و نمادهای مزاحم به این مفهوم آسیب وارد می‌کند. فضاهای تبلیغاتی موجود در مناطق زیارتی نباید در تضاد جدی باارزش‌های زیارت باشند؛ زائر در مشهد به‌محض ورود به منطقه زیارتی و حضور در اطراف حرم مطهر با حجم بالایی از پاساژها و مغازه‌ها و مجتمع‌های تجاری روبرو می‌شود، این چه ارتباطی با زیارت دارد؟ حتی در این مواجهه به زائر مستمند سطحی از احساس حقارت دست می‌دهد، درحالی‌که در مفهوم زیارت این افراد موردتوجه هستند و تکریم آن‌هاموردنظر است، فضای کالبدی شهر زیارتی می‌تواند به احساس کرامت انسان بیفزاید.

ما در تلاش بودیم این نکته حداقل در فضای تبلیغاتی این منطقه موردنظر قرار بگیرد که با تصویب شورای شهر تبلیغات و رسانه‌های تبلیغاتی بازرگانی در این نقطه از شهر محدود شدند، این مصوبه باید سریع‌تر به اجرا دربیاید و تأخیر در اجرای آن از بین برود، در مرحله بعد نیز نظارت خوبی بر اجرای درست آن با رویکردی که گفته شد، لازم است.

 

آیا شهرهای زیارتی دیگر دنیا از المان‌ها و معماری خاصی در کنار فضای کالبدی اصلی زیارتی خود استفاده می‌کنند؟ می‌توانیددراین‌باره به نمونه‌هایی اشاره‌کنید؟

معماری در مسیحیت و عبادتگاه‌های پیروان آن از ابعاد مفهومی تفاوت‌هایی با اسلام دارد؛ رسوخ تفکر یهودی و فراماسونری نیز آن را دچار تغییراتی کرده است، در کلیساها و آیین‌های مسیحیان می‌توان نمونه‌هایی از مجسمه‌های تعین یافته و حتی برهنه از حضرت عیسی و مریم را دید، همچنین تصاویر و مجسمه‌های حواریون در جای‌جای معماری کلیسایی به چشم می‌خورد.

مثال دیگر موسیقی است که در کلیساها به‌طورجدی حضور دارد و در آیین عبادی آنان مورداستفاده قرار می‌گیرد،درحالی‌که این موضوع به آن شکل در میان شیعیان به چشم نمی‌خورد و اگر بخواهیم به نمونه‌ای دراین‌بارهاشاره‌کنیم شاید بتوان از زمزمه‌های مرسوم در زیارت‌ها و عبادت‌های شیعیان نام برد،موسیقی و تصاویر در کنار مجسمه‌های تعین یافته یکی از نکات موردتوجه در کلیساهاست.زیارت بودائیان و مکاتب دیگر نیز تناسبی با زیارت اسلامی ندارد و از این لحاظ درباره آن‌هانمی‌شود بحث کرد،

 

چه راه‌کارهایی برای بهبود معماری شهری پایتخت معنوی ایران باهدف نزدیک شدن به فضای شهر زیارتی مطلوب وجود دارد؟

شهر یک موجود زنده است و در مشهد با یک سرعت رشد قابل‌توجهی در ساخت‌وساز روبرو هستیم، معماری کاری زمان‌بر است و اصلاح این رویه نیز به همین‌طور،در ابتدا نباید اسیر این سرعت شویم، باید فرصت دهیم تا متخصصانی که به این مکتب ایمان‌دارند کار کنند و به نتیجه نزدیک شوند،می‌توان از سرعت و دقت در کنار هم‌صحبت کرد اما نباید این سرعت ما را دچار غفلت از مفاهیم و مؤلفه‌هایی کند که درنتیجه ما اثرگذار باشد.

باید کار را به اهل آن بسپاریم،اینکه یک معماری ایتالیایی یا انگلیسی و یا با هر ملیتی و آئینی بیاید و برای مسجدالحرام، مدینه و یا هر شهر زیارتی و عبادی دیگر طرح توسعه و معماری تهیه کند با استانداردهای معماری اسلامی همخوانی ندارد، او نمی‌تواند درک درستی از مفاهیم و آنچه باید در معماری اسلامی مدنظر قرار گیرد، داشته باشد.

باید به تجربه‌های گذشته در این حوزه نیز نگاه کنیم، وقتی مکانی مانند مسجدگوهرشاد در کمتر از 20 سال با توجه به اصول قابل‌توجه در این حوزه ساخته می‌شود،تجزیه‌وتحلیل این تجربه نکاتی را به دست ما خواهد داد که به ما در این مسیر کمک می‌کند، به تجربه مدیریت شهری در دوره تیموری نگاه کنیم و ببینیم چه اتفاقاتی رخ‌داده است. باید به همه تلاش‌هایی که در این شهرانجام‌شده احترام گذاشت چون چه مدیران فعلی و چه مدیران سابق با انگیزه خدمت به مردم دست به اقدامات توسعه‌ای در شهر زده‌اند اما باید قبول کرد که وضعیت فعلی ما دچار اشکالاتی است که نشان می‌دهد مسیر درستی در این زمینه طی نشده است، تفاوت خرابکاری پزشکان و معمارها در همین است، خرابکاری معماران همیشه جلوی چشم مردم است و آنان را آزار می‌دهد اما خرابکاری پزشکان زیرخاک می‌رود و دیگر جلوی چشم همه نیست.

آخرین بروز رسانی مطلب در دوشنبه ، 8 تیر 1394 ، 04:04

اراده و همت؛ هنری که در هیچ قابی نمی گنجد

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

اراده و همت؛ هنری که در هیچ قابی نمی گنجد/ عشقی که بر سردرب مساجد نقش خاطره می زند
خبرگزاری شبستان: كاشی كاری، هنری است ماندگار كه از دیرباز به عنوان عامل تزیینی در معماری ایرانی به کار می رفته، در این میان، مساجد، به عنوان روحانی ترین فضاهای معماری ایرانی-اسلامی، از این هنر پایدار تاثیر گرفته اند و گاه به واسطه کاشیکاری خاص و متفاوتی که در آنها بکار رفته، به نمونه های مثال زدنی و شاخص تبدیل شده اند. 

خبرگزاری شبستان _ خراسان شمالی؛ كاشی كاری، هنری است ماندگار كه از دیرباز به عنوان عامل تزیینی در معماری ایرانی به کار می رفته است. در این میان، مساجد، به عنوان روحانی ترین فضاهای معماری ایرانی-اسلامی، از این هنر پایدار تاثیرها گرفته اند و گاه به واسطه کاشیکاری خاص و متفاوتی که در آنها بکار رفته، به نمونه های مثال زدنی و شاخص تبدیل شده اند.  بكارگیری انواع مختلف كاشی در تزئینات بناهای مذهبی و مساجد بیانگر نوعی تقدس است كه در روح كلی هنرهای اسلامی – ایرانی متجلی است اوج هنر كاشی سنتی كه قدیمی ترین سبك آن در مسجد كبود تبریز به كار رفته، مربوط به زمان صفویه بوده و امروز در شهرهایی همچون مشهد، شیراز و تهران نیز آثار شاخصی از این هنر به چشم می خورد.

 

تحول و توسعه کاشی در ایران، از حدود 1250 سال پیش از میلاد مسیح با تولید آجرهای لعابدار آغاز شد و عناصر خارجی کوچک رنگی در نماهای آجری پدیدار گشته و به پوشش کامل بنا در آثار تاریخی قرون هشتم و نهم هجری انجامید. در اواخر قرن نهم هجری، شاه عباس اول صفوی دست به ساخت و سازهای وسیعی در اصفهان زد. اما کاشی کاری سنتی گذشته، که به کاشی کاری معرق معروف بود پاسخ گوی حجم گسترده ساخت و سازها نبود و زمان زیادی صرف ساخت و نصب آن ها می شد، به همین دلیل راه تازه ای برای کاشی کاری بناها ابداع شد که می توانست جایگزین خوبی برای کاشی معرق باشد. این شیوه که به کاشی خشتی یا هفت رنگ مشهور است اگر چه در مقایسه با کاشی کاری پیش از خود، ارزش هنری کمتری داشت و تنها به عنوان گزینه ای سریع جایگزین کاشی معرق شده بود، باعث شد قابلیت های هنری بیشتری در اختیار هنرمندان قرار گیرد.

 

کاشی هفت رنگ، نوعی کاشی است که معمولا از قطعاتی به ابعاد ۱۵*۱۵ و ۲۰*۲۰ و ۱۵* ۵/۷ یا ۲۰*۱۰ سانتی متر برای مناره و گنبد به رنگ سفید تهیه، در کنار هم چیده و طرح یا خط روی کاغذ سمبه شده، با گرده زغال روی کاشی کپی می شود و به وسیله اکسید منگنز قلم گیری می شود بعد با رنگ های مختلف، رنگ آمیزی می شود و دوباره به کوره می رود و آماده نصب می شود. كاشی كاری در رنگ های مختلف تهیه و اغلب در كتیبه ها، مغازه ها، مدارس، بیمارستان، گنبدها و سر در مساجد و حسینیه ها بكار می رود.

 

چون در ساخت این کاشی ها از رنگ های مختلفی متشکل از  هفت رنگ اصلی استفاده می شد آن را هفت رنگ می خواندند. رنگ هایی که مورد استفاده قرار می گیرد بیشتر رنگ های آبی، فیروزه ای، سبز، زرد، قرمز و آبی لاجوردی است و از ترکیب آن ها بالغ بر ۲۰ رنگ دیگر ساخته می شود. طرح هایی که در بیشتر آثار به کار رفته است عبارتند از نقش های هندسی، گل و برگ های درهم  پیچیده، جملات شامل اسماء متبرکه و آیات قرآن یا عبارات دیگر، گلدان، پرندگان و حیوانات. كاشی كاری در رنگ های مختلف تهیه و اغلب در كتیبه ها، خانه ها، مغازه ها، گنبدها و سردرب مساجد و حسینیه ها بكار می رود.

 

 

با توجه به کاربردی بودن این هنر، به سراغ تنها کارگاه کاشی کاری سنتی در خراسان شمالی رفته ایم تا با فعالیت این کارگاه که با مدیریت «مریم علی اکبری» یکی از بانوان فعال این خطه پس از یک قرن خاموشی، جانی دوباره در استان گرفته، آشنا شویم.

 

مریم علی اکبری، متولد سال 1359، متأهل و دارای یک فرزند دختر است، وی که فارغ التحصیل رشته صنایع دستی است از سال 84 تا 90 به عنوان کارمند در سازمان میراث فرهنگی خراسان شمالی مشغول به فعالیت بوده و اما در سال 90 از این حوزه استعفا داده و وارد کار کاشیکاری سنتی شده است.

 

وی دلیل استعفای خود را علاقه شدید به این هنر و ورود به کار عملی بر اساس تجربه و تخصص خود اعلام می کند و می گوید: از انجام کار اداری صرف، لذتی نمی بردم بنابراین از سال 88 تصمیم گرفتم با راه انداختن کارگاه کاشیکاری، تخصص و علاقه خود را عملی تر و متناسب با نیاز جامعه به منصه ظهور برسانم.

 

علی اکبری با بیان اینکه تا سال 90 در عین کارمند بودن، کارگاه کاشیکاری سنتی را مدیریت می کردم، اظهارداشت: علاقه شدید من به این کار باعث شد تا از شغل خود استعفا داده و تمام وقت خود را صرف این کارگاه کنم.

 

وی با بیان اینکه ساخت اولیه کارگاه کاشیکاری را با سرمایه 20 میلیون تومانی آغاز کردم، ولی متاسفانه در شروع کار به دلیل تجربه کم در ساخت کوره و همچنین ظرافت و حساسیت این هنر، حدود 10 میلیون تومان متضرر شدم، ادامه داد: این ضرر هرچند برای من سخت بود اما علاقه و اشتیاق به این کار مانع از دلسرد شدنم شد و دوباره روی پا ایستادم.

این بانوی کارآفرین که در حال حاضر برای 27 جوان خطه خراسان شمالی زمینه اشتغال را فراهم کرده و از سال 90 تا 92 به عنوان کارآفرین برتر انتخاب شده، فعل خواستن را صرف کرده و با همت و اراده والای خود مرز بین خواستن تا شدن را درنوردیده تا جایی که بیش از 10 ساعت کار شبانه روزی نه تنها او را از انجام وظیفه مادری و همسری ناتوان نکرده بلکه همسر این بانوی پرتلاش را نیز به شور و شوق آورده و به جمع اعضای کارگاه اضافه کرده است.

 

 

علی اکبری می گوید: خدا را شکر با توجه به اینکه کارگاه ما تنها کارگاه کاشی کاری سنتی در استان بوده و سفارش های خوبی از راه و شهرسازی، نوسازی مدارس، مساجد، اوقاف و امور خیریه و ... برای کار گرفته ایم، همسرم نیز که مدت 15 سال سابقه اشتغال در کارخانه آلومینای جاجرم را داشت سال گذشته خود را بازخرید کرد و برای کمک به من وارد این حوزه شد.

 

این بانوی هنرمند و کارآفرین که لطف و عنایت خداوند، حمایت همسر و تلاش و پشتکار را عامل موفقیت خود بیان می کند، از نذری زیبا سخن می گوید و می افزاید: با توجه به قداست این هنر و عشق و علاقه ام به این کار، نذر کرده ام در حد توان، سردرب مساجد روستاهای دورافتاده را بدون دریافت هیچ هزینه ای طراحی و کاشیکاری کنم.

 

وی از انجام 900 پروژه از جمله کاشیکاری محراب، گلزار شهدا، سردرب مساجد و همچنین اتمام کاشیکاری 15 مسجد مسکن مهر در استان خبر می دهد و در خصوص قبول سفارش از دیگر استان ها می گوید: با وجود اینکه از دیگر استان ها نیز متقاضی داریم اما به دلیل حجم گسترده کار و کوچک بودن فضای کارگاه موجود در حال حاضر از پذیرفتن سفارش های خارج از استان معذوریم.

 

 

علی اکبری در حال حاضر 14 ساعت تدریس در رشته صنایع دستی در دانشگاه دولتی بجنورد را بر عهده دارد و از سال گذشته به عنوان مشاور صنایع دستی مدیرکل میراث فرهنگی و صنایع دستی خراسان شمالی انتخاب شده تا صدای فعالان این حوزه و دغدغه های این قشر خدوم را به گوش مسئولان رسانده و مرهمی باشد بر زخم های کهنه و التیام نیافته فعالان این حوزه که شاید حتی سرمایه ای اندک برای رسیدن به آنچه علاقه مند آن هستند را ندارند و گلایه مند از مسئولانی هستند که همچنان در خواب غفلت اند.

 

وی با بیان اینکه دوسال پیش بیمه فعالان صنایع دستی لغو شده، این موضوع را مهم ترین دغدغه برمی شمرد و با اشاره به مظلومیت هنر در رشته های مختلف، اظهار می کند: عدم ارائه تسهیلات به منظور توسعه این هنر نیز از دیگر مشکلات و دغدغه های فعالان این حوزه است که باید مسئولان نگاه عمیق تری نسبت به توسعه این بخش که به تبع آن به توسعه استان می انجامد، داشته باشند.

 

این بانوی کارآفرین موفق، که توسعه و گسترش فعالیت کارگاه کاشیکاری سنتی خود را در ذهن دارد، جوانان جویای کار را به داشتن همتی بلند، پشتکار و رفتن دنبال کاری که علاقه مند هستند در کنار توکل به خدا توصیه کرد و گفت: نباید از شکست در کار ناامید شد و اجازه داد شکست بر نیروی اراده ما غلبه کند بلکه باید با توکل به خدا و نهراسیدن از شکست، دل به کاری سپرد که هم نیاز فرد و هم نیاز جامعه رفع شود.

هشدار معاون وزیر راه و شهرسازی درباره تخریب بناهای ارزشمند توسط افراد فاقد صلاحیت

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
زمان دریافت خبر : پنجشنبه 04 تیر 1394 ساعت 23:1


معاون معماری و شهرسازی وزیر راه و شهرسازی گفت: تلاش برای حفظ و احیای معماری سنتی ایرانی و اسلامی بسیار مهم تر و کم هزینه تر از ایجاد فرهنگ جدید معماری و مقدم بر آن است.

به گزارش حوزه راه و شهرسازی گروه اقتصادی باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی، پیروز حناچی معاون معماری و شهرسازی وزیر راه و شهرسازی درباره اقدامات وزارت راه و شهرسازی برای توسعه معماری ایرانی ـ اسلامی در ساخت و سازها و حمایت هایی که قرار است این معاونت در راستای تحقق سخنان وزیر راه و شهرسازی انجام دهد گفت: معاونت معماری و شهرسازی دو وظیفه عمده را در حوزه اقدامات جاری و اقدامات ترویجی انجام می دهد.
در اقدامات جاری، این معاونت، دائما برای نقاط مختلف کشور طرح هایی را تهیه و بازبینی می کند و سپس به تصویب می رساند و برای اجرا به شورای شهر و استانداران ابلاغ می کند که مصوبات این شورا، مبنای اجرا و پیگیری حقوقی در همه شهرهاست. برای نمونه، در صورت بروز مشکلات بین شهرداری و مالکان که منجر به ورود قوه قضاییه می شود مصوبات شورای عالی معماری و شهرسازی ملاک دستگاه قضا خواهد بود.

صفحه 8 از 14