شما

مرکز مطالعات حکمت – دانش و فن معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی

مرکز مطالعات حکمت - دانش و فن معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی

معماران غربی، واضع اصطلاح معماری اسلامی اسلام معرف الگویی ذهنی برای معماری است،نه الگویی كالبدی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

 

معماری اسلامی، معماری ادوار اسلامی، معماری منسوب به اسلام و معماری جوامع اسلامی همه عناوینی هستند كه وقتی صحبت از معماری اسلامی می‌شود، نمود پیدا می‌كنند

اختصاصی معماری نیوز: معماری اسلامی، معماری ادوار اسلامی، معماری منسوب به اسلام و معماری جوامع اسلامی همه عناوینی هستند كه وقتی صحبت از معماری اسلامی می‌شود، نمود پیدا می‌كنند و من به همه این دیدگاه‌ها معتقدم.اسلام برای معماری یك الگوی ذهنی معرفی می‌كند كه این الگوی ذهنی در هر شرایطی به‌گونه‌ای مشابه نیست. اصل مهم در اسلام این است كه خانه مسلمان باید به‌گونه‌ای باشد كه از دید بیگانه مصون باشد كه این اصل باید در كشورهای اسلامی رعایت شود.

آنچه كه می‌تواند معماری اسلامی باشد، یك الگوی فیزیكی ثابت لایتغیر نیست. یك مسجد، خانه یا بازار ممكن است در زمانی واجد ویژگی‌های معماری اسلامی بوده ولی در جای دیگر و در اقلیم دیگری دارای مولفه‌های معماری اسلامی نباشد. معماری اسلامی مفهومی است كه در هر زمانی و مكانی و با فناوری، دانش و سرمایه‌گذاری متناسب آن زمان تجلی خاص خود را دارد.

در قرآن مطلبی راجع به معماری ندیدم ولی قرآن و اسلام می‌گوید چگونه زندگی كنید و هفت محور را از آن استخراج كردیم كه بر اساس آن می‌شود اصولی استخراج كرد كه در شهرسازی و معماری كاربرد دارد. بنابراین، باید فضا طوری باشد كه دستورات اسلام را بتوان در آن رعایت كرد.

پیامبر اكرم(ص) در حدیثی می‌فرمایند زمین مادر شماست. انسان با مادرش چگونه رفتار می‌كند؟ این حدیث حفاظت از محیط زیست را در خود دارد. در توسعه پایدار می‌گویند منابع را به‌گونه‌ای مصرف كنید كه نسل‌های بعد نیز بتوانند از آن برخوردار شوند در این‌باره اسلام می‌گوید كه در یك شرایط متعادل حداكثر تولید را باید انجام داد و حداكثر قناعت را نیز سرلوحه كار قرار داد. اگر این آراء را بپرورانیم و وارد زندگی كنیم طریقه و نحوه زندگی ما بسیار فرق خواهد كرد.

در تفكر اسلامی عملكرد مهم است نه عناصر. ما نباید در معماری اسلامی عناصری مثل مسجد، بازار، حمام، فضاهای مسكونی و فضای حركت را شاخصه معماری اسلامی بدانیم بلكه اسلام یكسری اصول ثابت را معرفی می‌كند كه در هر زمان و مكان و هر موضوع خاص از زندگی نمود دارند. به‌طور مثال مفهوم شكر عملكردی است كه معنایش در معماری و شهرسازی این است كه وقتی مواد و مصالح را در جهت كمال آنها استفاده كنید شكر را به جای آورده‌اید. اگر نعمت‌ها را طوری استفاده كنید كه ولی‌نعمت را به یادآورد می‌شود شكر. همچنین است مفاهیمی مثل هویت، خودستایی و ...

معماری فقط كالبد آن نیست، فضا و قلمرو است كه یك شهر را می‌سازد و شهر را شهر اسلامی می‌كند. عناصر سازنده این فضا و قلمرو سه عنصر هستند كه اولین عنصر مهم، اهل شهر هستند. نژاد و كالبد این انسان‌ها خیلی مهم نیست بلكه تفكر و جهان‌بینی آن‌ها مهم است.

با مثالی تاریخی، میتوان به اهمیت عنصر اول اشاره كرد:ما مدینه‌النبی را به عنوان الگوی شهر اسلامی می‌شناسیم. پیامبر(ص) كه به یثرب می‌آیند جز ساختن مسجد در ابتدا تغییر دیگری نمی‌دهند ولی اولین كاری كه می‌كنند این است كه تفكر اهل مدینه را می‌سازند. عنصر دوم فضای قوانین و رفتارهای آدمیان است. این كه مردم چگونه با هم رفتار می‌كنند، با طبیعت چگونه رفتار می‌كنند. انرژی و مصالح را چگونه مصرف می‌كنند و عنصر سوم، كالبد شهر است از جمله بافت و رنگ كه بیشتر معماران و شهرسازان به این بعد توجه بیشتری نشان می‌دهند و كالبد شهر را می‌سازند و روی دو مولفه اول توجهی ندارند چون در دو عنصر اول خیلی نمی‌توانند نقش داشته باشند. لازم نیست كه همه ساختمان‌ها بسیار محكم باشند، یك بنا می‌تواند خیلی هم محكم نبوده و درنتیجه سرمایه كمتر و در بروز حوادث، تلفات كمتری را نیز دربر داشته باشد و مقرون‌به‌صرفه نیز باشد.

اسلام برای معماری یك الگوی ذهنی معرفی می‌كند كه این الگوی ذهنی در هر شرایطی ثابت است. اصل مهم در اسلام این است كه خانه مسلمان باید به‌گونه‌ای باشد كه از دید بیگانه مصون باشد. مهم به شیوه مسلمانی زندگی كردن است نه اشكال صوری خانه‌ها.

واژه شهر اسلامی و معماری اسلامی را غربی‌ها به‌وجود آوردند. آنها در بررسی معماری مسلمانان متوجه شدند كه معماری ما با آنها بسیار متفاوت است و تفاوت را در اسلام دیدند. چون آنها غیرمسلمان بودند پی به این تفاوت بردند و مسلمانان چون در متن بودند معماری خود را اسلامی نمی‌خواندند همچنان كه دیگر مسائل خود را اسلامی نمی‌خوانند چون اسلام در متن زندگی آنهاست.

معماری تعریف فضاست به گونه‌ای كه آن فضا برای زندگی مطلوب انسان باشد و بتواند او را به سمت كمالش برساند و فضای مطلوب را برای زندگی به‌وجود بیاورد. در معماری یكسری نمادها داریم كه عمومی هستند. به‌طور مثال در مورد عدد 4 می‌گویند عددی است كه نشان‌دهنده چهار جهت و عناصر اربعه است.

سرسلسله نیازهای انسان در سه قلمرو است: قلمرو فیزیولوژی، قلمرو روانی و قلمرو معنوی و روحانی. امن‌بودن یك شهر نیازهای روانی اهل آن را مرتفع می‌سازد، رزق فراوان نیازهای مادی -فیزیولوژیك انسان‌ها را تامین می‌كند و عدم پرستش بت و پرستیدن خداوند نیازهای روحانی و معنوی مردم شهر را مرتفع می‌كند.

 شهرهای امروزی ما به میزان بسیار كم منطبق با معماری و شهرسازی اسلامی است. وقتی حضرت ابراهیم(ع) خانه كعبه را ساخت به خداوند گفت: خدایا این مكان را شهر قرار بده. خود شهر در اسلام مهم است و حضرت ابراهیم(ع) برای شهر چند مولفه ذكر می‌كند: 1- امن باشد 2- رزقش فراوان باشد 3- در آن بت پرستیده نشود. بنابراین اگر این مولفه‌ها در شهری باشد، آن مكان از نظر تفكر وحیانی، شهر است. باید یك طرح جامع احیای معماری و شهر اسلامی تهیه شود و بر اساس آن كار كرد. این طرح جامع طرح شهر یا ساختمان نیست. طرح جامعی است كه نظام آموزشی، مدیریت و نظام مهندسی را دربر می‌گیرد.


منبع: نویسنده: محمد نقی زاده - معماری نیوز

خلاصه کتاب سازه در معماری

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

به نام خدا

سازه در معماری

تالیف: ماریو سالوادوری- 1963  میلادی............................................. ترجمه: محمود گلابچی- 1374 شمسی

مباحثه و گفتگو بین معمار و مهندس در واقع غیر ممکن بنظر میرسد چرا که آنها فاقد زبانی مشترک هستند. از آنجا که این گفتگو ضروری است در ابتدا فرد مردد است ،که مهندس محاسب باید بیشتر به معمار نزدیک شود یا بلعکس. با اندکی دقت برای درک این موضوع میتوان دریافت که این معمار است که اساسا باید در رفع این مشکل تلاش کند ،معمار باید تیم ساختمان سازی را رهبری کند و مهندس محاسب فقط یکی از اعضای آن بشمار میرود. مسئولیت و نیز افتخار نصیب معمار میشود ،اما مهندس محاسب فقط باید خدمتی را انجام دهد ،حتی اگر آن خدمت نوآوری و ابتکار باشد.

پروفسور ماریو سالوادوری نویسنده کتاب سازه در معماری در ابتدا به اهمیت و نقش معمار اشاره کرده و او را رهبر تیم ساختمان سازی میداند .وی در ادامه اهداف سازه را هدف قرار داده و معتقد است هدف اصلی یک سازه محصور کردن و مشخص کردن یک فضاست هر چند گاهی یک سازه برای اتصال دو نقطه ساخته میشود ، مانند پل ها  و آسانسورها و گاهی برای تحمل نیروهای طبیعی مانند سدها و دیوارهای حائل.

بارهای زنده و مرده از دیگر مباحثی است که ماریوسالوادوری در مورد آن بحث کرده او تعیین تاثیر بارها بر روی یک سازه را مسئله پیچیده ای میداندو میگوید :طبیعت بارها ، اساسا با توجه به: طراحی معماری ، جنس مصالح و موقعیت قرارگیری سازه تغییر میکند .

نیروی اجتناب ناپذیر وزن سازه و سنگینی کلیه بارهای ثابت و دائمی ساختمان تشکیل دهنده بار مرده ساختمان هستند.و سایر بارها غیر از بارهای مرده ساختمان را بار زنده می نامند. بارهای زنده شامل تمامی وزنهای منقول میباشد، انسان حیوانات ماشینها برف یخ و...

بارهای ناشی از تغییر درجه حرارت و نشست ساختمان .همه سازه ها در معرض تغیرات درجه حرارت قرار دارند تاثیرات تغییر ابعاد ناشی از انبساط و انقباظ حرارتی معمولا معادل تاثیرات بارهای بزرگ و بحرانی میباشد به ویژه که ممکن است به علت نامرئی بودن خطرناک نیز باشد.

الزامات سازه ای :پیشرفتهای اخیر درزمینه تولید مواد ،تکنیکهای اجرای ساختمان و روشهای محاسبه سازه ها آزادی های نوینی را در طراحی معماری بوجود آورده اند و دامنه آن را به طور قابل ملاحظه ای گسترش داده اند . این آزادیهای جدید ،سازه های مدرن را از تامین اصول اساسی ، و لازمی که همیشه پایه و اساس یک معماری خوب بوده اند، معاف نمیکند.

این اصول عبارتند از: تعادل ،پایداری ، مقاومت، عملکرد ، اقتصاد و زیبایی.

ماریو سالوادوری در فصلی از کتاب خود به وضعیت اساسی تنش اشاره کرده است.سازه ها هرگاه تحت تاثیر نیرو قرار بگیرند تغییر شکل میدهند ، اگرچه این تغییر شکل ها بندرت توسط چشم غیر مسلح دیده می شوند اما تنشهای متناظر آنها قابل اندازه گیری هستند. نوع و کیفیت تنشها میتواند کاملا پیچیده باشد با وجود این اغلب شامل بر دو وضعیت اساسی میباشند :کشش و فشار.

کشش وضعیتی از تنش است که در آن ذرات مواد تمایل به کشیدگی و جدایی دارند ذرات مواد کابل های فولادی که یک آسانسور را بالا و پایین میبرند بوسیله وزنه آسانسور کشیده میشوند .تحت کشش حاصل از وزن ،کابل ها طویلتر میشوند .افزایش طول از آثار و نتایج کشش میباشد .افزایش طول یک واحد طول را کرنش کششی می نامند . در صورتی که مصالح در محدوده رفتار ارتجاعی خود تحت تنش قرار گیرند ، افزایش طول کابل بستگی به سطح مقطع ،طول آن و مقدار بار وارده دارد . هرچه قطر کابل بزرگتر باشد ،افزایش طول واحد طول کابل کوچکتر خواهد بود در محدوده رفتار ارتجاعی خطی ،کرنش کششی نسبت مستقیم با بار وارد بر واحد سطح مقطع کابل دارد که به آن تنش کششی میگویند.

سالوادوری کشش ساده ، فشار ساده ، برش ساده ، خمش ساده ، را نیز برسی کرده و در باره سازه های کششی و فشاری و تیرها ،قابها و قوسها نیز مباحثی را بیان میکند .نعل درگاه یک تیر ساده است که به وسیله دو ستون نگهداری میشود و بار سقف را تحمل میکند .ستونها اعضای فشاری عمودی هستند که توسط نعل درگاه تحت فشارند ستونها نیز باید در برابر بعضی از بارهای افقی مانند نیروی باد مقاومت کنند.این مقاومت در ستونهای چوبی و فلزی بدلیل توان خمشی آنها در پایه های سنگی یا ساخته شده از مصالح بنایی به خاطر وزن آنهاست . اتصالاتی باید بین تیر و ستونها ایجاد شود تا اینکه باد سقف را از جای خود بلند نکند.

هر چه ساختمان عریض تر و بلندتر شود افزایش تعداد دهانه ها عملی تر محسوب میشود در این صورت سازه موجود به صورت قابی با اعضای مستطیل شکل در می اید که امکان ارتباط آزاد و راحت را در ساختمان فراهم میکند و قادر به تحمل بارهای افقی و عمودی میباشد . تعدادی از اینگونه قابها که به موازات هم قرار گرفته اند و توسط نیروهای افقی به هم متصل شده باشند، سازه های صندوقه ای را تشکیل میدهند که امروز در اکثر سازه های فولادی و بتنی به کار میروند. این قابهای سه بعدی به طور یکپارچه در مقابل کلیه بارهای افقی که از جهات مختلف وارد میشوند مقاومت میکنند ،زیرا ستونها در این سازه میتوانند عضوی از هر دو سیستم قاب که نسبت به هم عمودند ،در نظر گرفته شوند.

آسمانخراش یکی از پیشرفتهای بزرگ در طراحی سازه های جدید به شمار می آید که ساخت آن بوسیله قاب چند طبقه با استفاده از مقاومت زیاد بتن و فولاد میسر شده است. ساختمان امپراستیت در نیویورک که در سال 1930ساخته شد ، دارای 102طبقه و 320متر بلندی است.البته اگر برج 60متری که برای لنگر بالکن ها طراحی شده بود و آنتن تلویزیون 68 متری آن را در نظر نگیریم . ساختمان شرکت بیمه جان هنکاک در شیکاگو ،برجهای مرکز تجارت جهانی در نیویورک و برجهای سیزر در شیکاگو ساخته شدند و ارتفاع آنها بین 366 تا 422 متر است. این ساختمانها دارای سازه های فولادی یا قابهای با دهانه کم در قسمت بیرونی ساختمان هستند .این سازه ها اساسا مانند لوله های فولادی طره شده با مقطع مستطیل شکل عمل میکنند.ساختمانهای بلند لوله ای نیز با به کار گرفتن تعداد قابهای لوله ای شکل ساخته شده اند.

آسمانخراشهای بتنی نمیتوانند به بلندی آسمانخراشهای فولادی برسند،ولی تا ارتفاع بیش از 245 متر رسیده اند .بلندترین آسمانخراش بتنی تا سال 1986 ساختمان واتر تاور در شیکاگو به ارتفاع 273متر بود. این آسمانخراشها معمولا شامل قابهای خارجی و هسته مرکزی ساخته شده از دیوارهای بتنی هستند . سختی جانبی هسته مرکزی نسبت به سختی جانبی قابهای خارجی به اندازه ای زیاد است که مقاومت در برابر نیروهای جانبی ناشی از باد و زلزله در اکثر موارد بوسیله دیوارهای برشی هسته انجام میگیرد .(این دیوارها در برابر بارهای افقی مانند تیر های طره ای در خمش عمل میکنند. نام اشتباه آنها این معنی را میرساند که این دیوارها در برابر برش باد مقاومت میکنند ).

دیوارهای بتنی هسته مرکزی  به علت سختی جانبی شان در ساختمانهای بلند با قابهای خارجی فلزی نیز بکار میروند . به این ترتیب مزایای ستونهای فولادی مقاوم در برابر بارهای صرفا عمودی با مزایای دیوارهای بتنی مقاوم در برابر بارهای جانبی ، ترکیب شده اند قاب فولادی هسته مرکزی یک ساختمان فولادی ممکن است با استفاده از عناصر مورب فولادی یا صفحات پیش ساخته بتنی که در دهانه قابها قرار گیرند نیز سخت گردد.

پروفسور سالوادوری  در ادامه کتاب خود به قابهای جناغی و قوسهای اشاره میکند و در ادامه شبکه ها ورقهای تا شده  خرپا ها را مورد برسی قرار داده و به سقف پرداخته.و بعد از توضیحاتی در مورد انواع سقف ها مینویسد در ایالات متحده کف ساختمانهای فولادی معمولا با ریختن دال بتن بر روی کف فولادی ساخته میشود کف فولادی بر روی تیر های فولادی قرار دارد و به عنوان قالب و نیز تقویت کششی دال بتنی عمل میکند.کف فولادی از ورق نازک گالوانیزه ساخته شده است و به علت مقطع موجدارش تیرهای یکطرفه در دال بتنی ایجاد میکند.سقفهایی نظیر دال وافل تیرچه بلوک و قابهای فضایی و خرپاهای تاکناکا نیز مورد بحث قرار گرفته و بعد از برسی غشا ها و گنبدهای مشبک و انواع گنبد های ژئودزیک گنبد شودلر و گنبد زایس و ...گسیختگی سازه ها را بیان کرده و میگوید:در آخرین تجزیه و تحلیل ،تمام گسیختگی های سازه ای ناشی از اشتباهات انسان هستند،یعنی ناشی از کمبود دانش یا قضاوت صحیح میباشند. اما به منظور دسته بندی میتوان دلایل گسیختگی را به طور کلی ناشی از عوامل زیر دانست:نقص طراحی، نقص ساخت و اجرا ، و یا نقص مصالح.

ماریو سالوادوری در دو فصل پایانی کتاب 370صفحه ای خود به زیباگرایی سازه ای و نتیجه گیری وحس شناخت ، شناخت کمی و کیفی  پرداخته و درمورد زیبایی گرایی و درستی سازه ای میگوید: تحسین زیبایی بندرت احتیاج به درک رفتار سازه ای دارد.یک نمونه مشخص این عدم اهمیت ،تحسین عمومی از شکل سقفی است که به ندرت از نظر سازه ای درک میشود.شکل سهموی هذلولی وقتی بدرستی توسط تکیه گاهها تحمل گردد،بشکل زین اسبی مشخص میشودکه معمولا در طبیعت و هنر با آن روبرو میشویم.چه وقتی این سقف بصورت افقی و صحیح قرار گیرد و چه هنگامی که بصورت عمودی و نا درست قرار گرفته باشد، همواره پیام آن پیام زیبایی است.

ماریو سالوادوری در انتها کتاب خود را اینگونه به پایان میرساند:

در نظر مهندسین و معماران تردیدی وجود ندارد که تنها وقتی فرم های سازه ای مدرن بطور صحیح استفاده میشود که معمار درکی قوی از مسایل سازه ای داشته باشد . البته تحقق این امر مستلزم آن نیست که تمام معماران ریاضیدان باشند،بلکه ضروری است تمامی افرادی که میل دارند مقصود خود را در بنا از طریق اشکال سازه ای بیان کنند ابتدا استفاده از ابزار تجزیه و تحلیل کمی را بخوبی فرا گیرند .آنها بعدها تعجب خواهند کرد که چگونه شناخت حسی تربیت یافته آنها غالبا بدون بکارگیری مهارتهای ریاضی متعدد به راه حل های صحیح منجر میگردد.

رشته سازه بسرعت تحت فشار نیازهای در حال رشد جامعه پیشرفت میکند .مهندسین محاسب و معماران باید در جهت درک متقابل و همکاری پر ثمر هرچه بیشتر تلاش نمایند .باشد که با همکاری متخصص فنی و طراح هنری شکوه بیشتری برای معماری حاصل آید و به این ترتیب خدمات بزرگتری به بشریت صورت گیرد......

 3/9/1393

مهندس خسرو زارع

آخرین بروز رسانی مطلب در پنجشنبه ، 6 آذر 1393 ، 00:29

مساله قبله در معماری اسلامی/قضية القبلة في العمارة الإسلامية/Qibla issue in Islamic architecture

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

یکی از نشانه های معماری اسلامی ، دفن درگذشتگان به سمت کعبه است. در معماری آرامگاه ها و بقاع متبرک و در قبرستان های شهرهای مسلمانان ، جهت عمومی قبرها ، نشان دهنده ی جهت کعبه است. اما مطالعات اخیر نشان میدهد که تعداد زیادی از محراب های مساجد تاریخی و قبرهای حرمهای مهم دینی ، با قبله زاویه دارد.

این موضوع قابل تامل و تحقیق است که چرا محراب ها و قبرها با جهت قبله زاویه دارد؟ آیا دانشمندان و منجمان و معماران سده های مختلف در تمدن اسلامی از تعیین دقیق قبله ناتوان بوده اند؟ یا تساهل و یا اغماض در تعیین دقیق جهت قبله در برخی فرقه ها و مذاهب وجود داشته است؟

برخی از محرابها و بقاع گاه تا بیش از 25 درجه از قبله انحراف دارند که با وجود استثنا بودن این میزان انحراف، موضوع نیازمند بررسی جدی است. تصویر زیر مسجد تاریخی ملک زوزن در منطقه خواف ، خراسان ایران است که قبله ی محراب آن انحراف دارد وبر قبله منطبق نیست.

ومن علامات العمارة الإسلامية دفن الميت باتجاه الكعبة. وفي عمارة المقابر والمقدسات وفي مقابر مدن المسلمين يشير الاتجاه العام للمقابر إلى اتجاه الكعبة. لكن الدراسات الحديثة تظهر أن عددا كبيرا من مذابح المساجد التاريخية ومقابر المزارات الدينية المهمة لها زاوية مع القبلة. ويجدر بنا التأمل والبحث لماذا تكون المذابح والقبور زاوية مع اتجاه القبلة؟ فهل عجز العلماء والفلكيون والمعماريون على مر العصور المختلفة في الحضارة الإسلامية عن تحديد القبلة بدقة؟ أم أنه كان هناك تسامح أو تساهل في تحديد اتجاه القبلة عند بعض الطوائف والأديان؟ تنحرف بعض المذابح والمقامات أحيانًا عن القبلة بأكثر من 25 درجة، الأمر الذي، رغم استثناء هذا القدر من الانحراف، يتطلب تحقيقًا جديًا.

الصورة أدناه هي مسجد المَلِك زوزَن التاريخي في منطقة خَف، خراسان، إيران، الذي انحرفت قبلته من المذبح ولم تتطابق مع القبلة.

One of the signs of Islamic architecture is the burial of the deceased towards the Kaaba. In the architecture of tombs and holy places and in the cemeteries of Muslim cities, the general direction of the graves indicates the direction of the Kaaba. But recent studies show that a large number of altars of historical mosques and graves of important religious shrines have an angle with the Qibla. It is worth pondering and researching why altars and graves have an angle with the direction of Qibla? Have scientists, astronomers and architects of different centuries in Islamic civilization been unable to accurately determine the Qibla? Or has there been tolerance or indulgence in determining the exact direction of Qibla in some sects and religions? Some altars and shrines sometimes deviate from the Qibla by more than 25 degrees, which, despite the exception of this amount of deviation, requires serious investigation

The picture below is the historical mosque of Malek Zozan in Khaf district, Khorasan, Iran, whose qibla of the altar is deviated and does not match the qibla.


آخرین بروز رسانی مطلب در پنجشنبه ، 6 مهر 1402 ، 20:55

Perforated Architecture: 20 Projects that Bring Back the Historic Musharrabiya

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

There is often an intricate relationship between architecture and the environment. Each part of the world has defined its own architectural techniques based on its unique climatic conditions. However, environmental concerns in the 21st century provoked new techniques, implementing solutions to preserve natural resources and provide thermal comfort. While some opted for a futuristic approach with mechanical and technologically-advanced solutions, others decided to go back in time and explore how civilizations protected their people, architecture, and environment when they had nothing else to resort to but the environment itself. In this article, we look at how Musharrabiyas found their way back into modern-day architecture as significant vernacular features.

Perforated Architecture: 20 Projects that Bring Back the Historic Musharrabiya,The TerraMater Store / RENESA Architecture Design Interiors Studio. Image © Niveditaa Gupta

The Mediterranean region's climate is characterized by a hot and often dry weather due to the fact that it is surrounded by deserts, whether it is the Sahara in North Africa, or the desert in the Arabian gulf. Naturally, structures in ancient times were not equipped with mechanical ventilation systems, so they were designed to tackle the natural conditions and optimize indoor thermal comfort by relying on natural resources. The Musharrabiya, also known as Mashrabiya, was first introduced in the Arabic regions of the Middle East and North Africa. It is believed that its name came from the Arabic word “Sharab” which translates to “drink”, due to the fact that the Musharrabiya referred to a cool, shaded place where one can drink water from a clay pot. Others believe that the word was derived from “Mashrafiya” which translates to “an observation place”, which is why it was often associated to a small protruding wooden balcony in houses

Perforated Architecture: 20 Projects that Bring Back the Historic Musharrabiya,Mayor Mohammad Hanif Jame Mosque / Shatotto. Image © Mike Kelley, Will Scott.

The Musharrabiya was first implemented as a traditional architectural element that covers openings and windows not just for thermal purposes, but for cultural reasons as well. By definition, it is a perforated screen made of wood, clay, or stone, that regulates light, heat, ventilation, and humidity, and created a space of privacy that's not too obscure. Privacy was a very important factor as it is one of the core distinctive value of Islam. Its perforation patterns were derived from Islamic patterns and motifs, and each pattern uniquely served a specific purpose; detailed designs were used for spaces that required more privacy, whereas as large geometric forms were used for more public spaces that needed bigger air flow and light. The Musharrabiya became a prime example of how aesthetics and functions can go hand in hand. Perforated Architecture: 20 Projects that Bring Back the Historic Musharrabiya,Bat Trang House / VTN Architects. Image © Hiroyuki Oki

Although the Musharrabiya is of Arabic origins, it was used in Brazil during the Portuguese colonization, under the name of Muxarabi. Its application has decreased throughout the years with the emergence of new solar filtration resources, but it is still possible to find contemporary projects in the country, and across the world, that use the architectural element. However, Musharrabiyas were reimagined to fit modern day requirements, as they are considered an expensive feature in terms of manufacturing and maintenance. Privacy is also no longer a crucial factor since the architecture itself is now built to provide it. Regardless, the Musharrabiya witnessed an evolution of its own in terms of its shape and materials, adapting to the architectural requirements of the 21st century.

Perforated Architecture: 20 Projects that Bring Back the Historic Musharrabiya,Sengal House / Play/ Saketh Singh. Image © Nancy Peter, Jaya Sriram

چکیده کتاب :معماری نوین نوشته لوکوربوزیه

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

چکیده کتاب "معماري نوين"

لوكوربوزيه

نوشته خسرو زارع .دانشجوی کارشناسی معماری

 

                                        زيبا شناسي و معماري براي مهندسان

لوكوربوزيه در اين كتاب خود زيبايي و معماري را 2 مقوله همسو و هم جهت مي‌داند كه از دل يكديگر زاده مي‌شوند. او از نظم صحبت مي‌كند و مي‌گويد: معمار با مرتب كردن فرم‌ها نظمي را شكل مي‌دهد كه آفريده ناب روح اوست. او ابزار (گاري، لوكوموتيو، ... ) را نتيجه توسعه و موفقيت مي‌داند. مي‌گويد تلاش همه فصلها در ابزار خلاصه مي‌شوند. كولوربوزیه مي‌گويد: شهرهاي شاد محصولي از مردمان شاد است و منظورش همان شهرهايي هستند كه داراي معماريند

متن کامل مقاله بصورت pdf

آخرین بروز رسانی مطلب در جمعه ، 19 فروردين 1390 ، 21:53

صفحه 35 از 37