شما

مرکز مطالعات حکمت – دانش و فن معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی

مرکز مطالعات حکمت - دانش و فن معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی

آب، نمادي ازمعماري ايراني

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

آب، نمادي ازمعماري ايراني

 Fulltext 

نويسند‌گان:


report iconخلاصه مقاله:

مكان يابي شهري درتمامي جوامع بشري نشان داده است كه آب به عنوان يك عنصر حياتي و مادي درشكل گيري شهرها موثربوده اهست به علت اهميت بسياراب به عنوان عنصري مهم درزندگي مادي و ساختارزيست محيطي انسان افزوده شدن بعدمعنوي و ارزش نهادن به اين عنصرازطرف جامعه درطي زمان امري طبيعي به نظر مي رسد دراين تحقيق به روش توصيفي تحليلي درابتدا به بررسي معنا و مفهوم آب درمعماري و چگونگي استفاده ازاين نماد درالقاي مفاهيم معنوي پرداخته و سپس با روش توصيفي مقايسه اي به تشابهات و تفاوت هاي اين مفهوم دردوره قبل و بعدازاسلام پرداخته ميشود نتايج بدست آمده نشان داد كه آب به همراه خاك اتش و هوا به عنوان عناصرچهارگانه تشكيل دهنده جهان هستي به شمار ميرود درواقع طرز برخورد با آن و معماري آن نشان دهنده نوع برداشت و ميزان درك هنرمندان و معماران آن منطقه مي باشد اين تفاوت نيز وابسته به ميزان دسترسي به آب نيز مي باشد. فرضيه بدست آمده نشان ازاهميت مفهوم آب ازگذشته تا به امروز و بغير ازجنبه مادي بعدمعنوي كه نمادي اززندگي مي باشد دارد.


كلمات كليدي:

آب، معماري و شهرسازي ايراني/معماري اسلامي



[ لينک دايمي به اين صفحه: ]

داستان شهر اسلامی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

میخواهم از یک قصه صحبت کنم. قصه پرغصه. داستان از سال 1378 شروع شد. رهبر معظم انقلاب موضوع شهر اسلامی را پیش کشیدند . وزارت مربوطه ، موضوع را با اختصاص یک ویژه نامه به آن اصطلاحا جمع کرد! و خبرگزاریها هم به شیوه ناشیانه یک ماهی خبر هایی مرتبط و نا مرتبط کارکردند. و عملا موضوع بایگانی شد. بدنه دانشجویی معتقد به این گفتمان ، گاه و بیگاه سعی داشت کاری بکند که با سرکوبهای اداری و جوابهای سربالا دانشگاه ها فهمید دانشگاه و دانشکده های معماری تقریبا هیچ علاقه ای به موضوع ندارند.  در حاشیه گروهی با قالب کردن معماری سنتی به جای معماری اسلامی ، سعی کردند از موضوع و تز شهر اسلامی ، شیر بی یال و کوپال و اشکم و دمی بسازند که با هر جور تفکری بتواند کنار بیاید.

مدتی بعد معظم له موضوع تمدن ایرانی اسلامی و به تبع آن معماری و شهرسازی آن را مطالبه نمودند.  اندک اندک این نگرانی تبدیل به واقعیت شد و دوستانی به عمد یا به سهو ، به عنوان بازیچه یا بازیگر ، نقشی در جریانی ایفا کردند که از موضوع شهر سازی ایرانی اسلامی همه چیز ساخت غیر از تئوری و عمل . همایشهای پرطمطراق ، سخنرانیهای غرا و هیجانی ، ژستهای روشنفکری از یک طرف و بزرگنمایی موضوع چندان که همه بفهمند این قدر موضوع بزرگ است که حالا حالاها نمیتوانیم به آن فکرکنیم ! از طرف دیگر بخشی از تجارت با این کلمه بود. تجارت پول یا پست !

از سوی دیگر رشته معماری اسلامی و  شهرسازی اسلامی!!!!! راه افتاد  و دیدند و دیدیم که چه موضوع پولسازی است . هم وجه دارد هم وجهه . هم نظام خلع سلاح میشود و هم در گزینش دانشجوهایش طوری عمل میکنیم که انگار داریم برای مداحی  امام حسین (ع) کشیش تربیت میکنیم. و تبعا ناکارآمدی فارغ التحصیلانش خودش مهر تاییدی بر ناکارآمدی تئوری شهر اسلامی خواهد بود.

و حالا کار بجایی رسیده که هر کسی بخودش جرات میدهد کنفرانس بگذارد . و درباره شهر اسلامی سخنفرسایی !!! کند. چرا که حتی این دوستان جرات قلم فرسایی ندارند.

و افکار فاقد ریشهای دینی و ایرانی  در لفافه های ظاهرا علمی و جذاب به خورد دانشجو داده میشود.کنفرانسهای اخیر هم متاسفانه شاهد مثال تلخی از این نمونه است که دوستان فاقد تخصص وارد عرصه شهرسازی و معماری شده و .....

امید است دلسوزان مسوول با توجه حکیمانه شان مانع مسخ مفهوم شهر اسلامی شوند. تا پژوهشگران حوزه های مختلف اعم از جغرافیدانان ، مهندسان عمران و..... متوجه شوند مسوولیت اصلی در این حوزه بر عهده آنان نیست.

آخرین بروز رسانی مطلب در دوشنبه ، 24 آذر 1393 ، 23:29

بیانیه وزارت مسکن درباره معماری ایرانی اسلامی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

بیانیه دفتر معماری و طراحی شهری در خصوص چیستی معماری ایرانی - اسلامی به تعبیری مهمترین سند وزارتی در حوزه معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی است. کتابچه بسیار کوچک و مجملی که از معدود سندهای مربوط به معماری اسلامی در طول عمر وزارت مسکن و شهرسازی جمهوری اسلامی ایران بشمار میرود.

این کتابچه در ابعادی کوچک -حدودا 10 در15 - در 61 صفحه و بشمارگان 1000 نسخه در تابستان 1388 شمسی منتشر شده است. مطالعه این اثر کوچک ولی مهم را به علاقمندان حسرتمند اقدامات وزارت مسکن توصیه میکنیم.

در این بیانیه اصول اساسی معماری و شهرسازی ایرانی - اسلامی شامل : مرکزیت، نظم و نظام ، ابهام و ایهام ، تعادل ، کمال گرایی، وحدت و کثرت، تنوع ، هماهنگی با طبیعت ، حرمت و محرمیت ، پرهیز از اسراف ، کامل بودن ، چندکارکردی بودن بناها ، و آرامش اعلام شده است.

همچنین در این بیانیه بناها به سه دسته سرپناه ، ساختمان و معماری تقسیم شده است.

جمع بندی پایانی بیانیه دارای 19 بند است که خلاصه بندها بشرح زیر است:

  1. اجتناب ناپذیری حذف عوامل منفی موثر در تحقق معماری
  2. توجه به بستر طبیعی و پتانسیلهای تاریخی فرهنگی
  3. مسجد محوری در محله و شهر
  4. معماری ایرانی اسلامی نیازمند ثبات اجتماعی
  5. تبعیت از ساختار شهرهای فرهنگی
  6. تاکید بر انواع اقدامات احیای بافت
  7. تبعیت از ریخت و دانه بندی موجود شهرها
  8. بهره مندی از نعمات الهی(طبیعت)
  9. رعایت سلسله مراتب شهری
  10. بهره گیری از نمادهای صادقانه
  11. اصل محرمیت
  12. صیانت از بناهای تاریخی و کشف ارزشهای پنهانشان
  13. مصالح بومی
  14. ارتقای کیفی فضای شهری
  15. انطباق احجام با خطوط طبیعی
  16. نگهداری باغهای شهری
  17. فناوری نوین صرفا در خدمت افزایش کیفیت
  18. لزوم ایجاد مرجعی واحد برای معماری شهرسازی
  19. حفظ و اشاعه هنرهای سنتی مرتبط و و ابسته

به داشت محیط در تمدن ایرانی اسلامی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

به داشت محيط در تمدن ايراني اسلامي

(از منظر معماري و شهرسازي)

 

محمد هادي عرفان[1]

 كليد واژه ها : معماري-شهرسازي- مكان يابي- محيط شهري

 

 

چكيده مقاله  : 

نگارنده  در اين مقاله سعي دارد تا با تفكيك  مساله پيشگيري و درمان از يكديگر ، در نيمه نخست مقاله به سابقه تئوري  و نظريه پردازي و تاريخچه تجربه هاي اجرايي  مساله پيشگيري در بهداشت محيط اعم از مكان يابي شهرهاي جديد بپردازد.

سپس در نيمه دوم مقاله نويسنده ، به تجربه هاي مصداقي و مشخص مسلمانان درباره بهداشت محيطهاي درماني خواهد پرداخت. و در پايان جمع بندي مختصري از اين دو بخش مقاله ارائه خواهد شد . اين مقاله داراي هفت فصل درباره ديدگاههاي ابن خلدون، ناصرخسرو،ابن بطوطه، و معرفي درباره باغهاي ايراني، آب در شهرسازي ايراني و امر حسبت و مقوله مهم بيمارستان سازي در فرهنگ ايراني اسلامي خواهد بود.

متن کامل مقاله بصورت pdf

[1] . كارشناس ارشد معماري مدرس دانشكده فني مشهد

آخرین بروز رسانی مطلب در يكشنبه ، 7 فروردين 1390 ، 12:00

شهر اسلامی رویا یا واقعیت.روزنامه ایران.8/4/91

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

شهر اسلامي؛ رؤيا يا واقعيت

مهندس محمد هادی عــرفان

شهر، تغییر شکل یافته کلمه شار است.‌ کلمه ایرانی و نشانه‌ای از مدنیت دیرپای این سرزمین. هزاران سال است که شهر در فرهنگ این سرزمین وجود دارد و البته ساخته و پرداخته مي‌شود. اما کلمه شهرسازی به نظر بسیاری از اندیشمندان معاصر برگردان نه چندان امانتدارانه‌ای از urbanism است.‌ در كالبدشكافي اين كلمه مي‌توان گفت پسوند «ساز» برگرفته از بن مضارع ساختن است. در واقع پسوند ساز فی نفسه فعل امر بساز را با خود همراه و در خود مستتر دارد. لذا نگارنده از این کلمه نوعی حالت آمرانه و نگاه از بالا و بلکه تحکم را می‌فهمد. در واقع در این نگاه به کلمه می‌توان از شهرساز و شهرسازی معنایی یک جانبه دریافت نمود. معنایی که در متن خود نگاهی فرادستی به مردم دارد و مردم را فرودست و عامل مجری این روند می‌پندارد.
واقعیت آن که شهرسازی به همان معنایی که در ایران فهمیده و طی دوران پهلوی اول و دوم فهمیده و عمل شد، عملاً فعلی مستبدانه و ابلاغی بوده است.‌ به همین خاطر هم شابلون رضاخانی توسعه- یا به تعبیر ملاطفت‌آمیزتر، الگوی تهران- در کمتر از نیم قرن بر بدنه بافت‌های عمده شهرهای اسم و رسم‌دار ایرانی حک مي‌شود و هر شهری دارای بافتی مي‌شود منقطع و تکه تکه که البته بعداً بافت فرسوده می‌خوانندش.
به این اقدام معمولاً می‌توان میدان یا میدان‌هایی و چهار یا 6 خیابان به هم رسیده را هم افزود. این الگو از همدان تا بیرجند قابل مشاهده است. در سال‌های بعد از انقلاب اسلامی، بازگشت به خویشتن با اقبال مواجه است لذا اصطلاحاتی مانند معماری ایرانی و.‌.. کم کم در فضای بعد از انقلاب رونق افزون‌تر از گذشته‌ای پیدا می‌کند. اما ترکیب شهرسازی اسلامی یا شهرسازی اسلامی- ايراني ترکیب نوساخته‌ای است و با وجود این که هم اکنون چند سالی است برخی دانشگاه‌ها در کشور به تربیت دانشجوی شهرسازی اسلامی مشغول هستند ولی هنوز هم می‌توان بر روی چیستی این مفهوم به بحث نشست. بماند که اساساً بحث شهرسازی اسلامی یکی از بحث‌های داغ و روز اندیشمندان و حکمرانان جهان اسلام است و تلاش‌های وسیعی در این زمینه در مالزی، عربستان و یوگسلاوی زودتر از ایران شروع شده است.‌ در فضای فعلی کشور می‌توان صاحبان فکر و قلم در این زمینه را در چند اردوگاه فکری تقسیم‌بندی نمود. عده‌ای از اندیشمندان آشکار و پنهان، اساساً قائل به این ترکیب نیستند و البته ادله‌ای هم برای خود دارند. مثلاً یکی از این بزرگان در مورد معماری اسلامی هم نگاهی انکارآمیز داشت و دلیل می‌آورد که وقتی معماری و شهرسازی مسیحی نداریم، طبعاً معماری و شهرسازی اسلامی هم معنا ندارد. عده‌ای دیگر از اندیشمندان با الهام از آرای دكتر سیدحسین نصر، نگاهی تأویلی به معماری و شهرسازی اسلامی دارند. شاید بتوان مرحوم آنه‌ماری شیمل و تیتوس بورکهارت را هم جزو این دسته افراد دانست.‌ این نحله فکری بیشتر از باور به دین خالص؛ باور به نوعی برداشت باطنی و مکاشفه‌ای از دین دارد. لذا برداشت‌های عرفانی و آغشته به رؤیا و الهام و اشراق به دین و معماری دینی اسلام دارد و سعی دارد با مکاشفه و تأویل برای معماری اسلامی به معنایی توحیدی برسد. این نگاه به احتمال زیاد زاویه‌ای جدی با قرائت ائمه معصومین (ع) از دین دارد.‌ نوعی عرفان صلح‌جو که با قدرت و سلطان میانه خوبی دارد و سعی دارد سوسویی از معرفت را در حاشیه مجالست با قدرت سیاسی به نمایش بگذارد. سنت‌گرایی و احترام فوق‌العاده به هر آنچه از گذشته باقی‌مانده از ویژگی‌های این رویکرد است.
دسته دیگری از اندیشمندان این حوزه نگاهی کاملاً کالبدی به موضوع دارند. یعنی تعریف و پسوند اسلامی را به معماری و شهرسازی پذیرفته‌اند و بدون قائل بودن به هیچ تأویلی دقیقاً به دنبال ثبت و کشف روابط فضایی، تکنیک‌های اجرایی، نسبت‌های هندسی و.‌.. در آثار باقیمانده حکومت مسلمانان هستند. مرحوم پوپ از موفق‌ترین افراد در این زمینه است. ارنست کونل و تا حدی استاد کرامت‌الله زیاری را می‌توان جزو این دسته دانست. مهم‌ترین کوشش‌های این طیف بر کشف روابط عملکردی فضاها و بناها مصروف شده و نتایج جالب توجهی هم از تحقیقات‌شان به دست آمده است. چهارمین دسته از اندیشمندان علاقه‌مند به موضوع شهرسازی و معماری اسلامی، کسانی هستند که نگاهی کاملاً مرمتی و میراثی به موضوع دارند. یعنی جنبه حفظ و احیا و مرمت برایشان اولویت دارد. برخی از آنان هنوز هم دغدغه‌هایشان در مقیاس معماری است و برخی نگران بافت‌های شهری آن هم در مقیاس شهرسازی هستند. شاید بتوان مرحوم دکتر باقر آیت‌الله‌زاده شیرازی را به نوعی جزو این گروه دانست.
مثلاً ایشان در تحلیل مسجد جامع كبير يزد بر جزئیات واقعی بنا متمركز بود و کمتر به سراغ تأویل‌ها و برداشت‌های شبه عرفانی می‌رفت. هر آنچه می‌گفت، بر اساس آنچه می‌دید، بود.‌ لذا مباحثی که مطرح می‌نمود، کاملاً آکادمیک و قابل بررسی بود. پنجمین گروه علاقه‌مند به موضوع را می‌توان مدیران اجرایی دانست.‌ کسانی که عموماً مدرک مهندسی دارند.‌ به خاطر خصلت روحیه مهندسی بشدت نتیجه‌گرا و دوستدار تکنولوژی هستند لذا از طرفی علایق فرهنگی‌شان آنها را وا می‌دارد تا از پسوند اسلامی در موقعیت‌های مناسب استفاده کنند و از طرف دیگر روحیه اجرایی، غیر تأویلی، غیر فلسفی و غیر عرفانی‌شان و طبیعت نتیجه‌گرای موقعیت شغلی‌شان باعث مي‌شود که وارد موضوع شهرسازی و معماری اسلامی شوند و تا از آنان در مورد موضوع سؤال مي‌شود، به سراغ مصداق‌هایی مانند کاشی و طاق و قوس مي‌روند. البته این فی نفسه نه حسن است و نه عیب.‌
ششمین گروه کسانی هستند که نه برای معماری و شهرسازی بلکه در قالب پارادایم فکری آشکارا دینی به سراغ موضوع آمده‌اند. تعابیر محدود اما عمیق شهید سیدمرتضی آوینی یکی از بهترین مصداق‌های این نوع نگاه است. اخیراً نیز حضرت آیت‌الله جوادی آملی و برخی دیگر از بزرگواران وارد مبانی عمیقی از موضوع شده و اشاراتی داشته‌اند. حضرت آیت‌الله مکارم شيرازي نیز اخیراً در پاسخ به استفتائات برخی از مهندسان معمار و شهرساز، افق جدیدی را در نگاه دین به مقوله معماری و شهرسازی گشوده‌اند که جای تقدیر دارد.
شاید نتوان هنوز به قاطعیت از گفتمان شهرسازی اسلامی یا شهرسازی و معماری اسلامی- ايراني صحبت کرد. به گمان نگارنده؛ استفاده از کلمه‌هایی مانند اسلامی در پیامد کلمه‌هایی تخصصی مانند شهرسازی و معماری اگر به خوبی کاویده و تدقیق نشود بیش از حسن، ممکن است آفت به همراه داشته باشد. به هر حال موارد زیر در تبیین مؤلفه‌های شهر اسلامی می‌بایست روشن شود:
1- می‌دانیم که غیر از 11 سال حکومت نبوی و چهار سال حکومت علوی و تنها چند ماهی حکومت کوتاه امام حسن مجتبی(ع) هیچ‌گاه معصوم در رأس حکومت نبوده است.‌ لذا تعبیر پیشنهادی شهر مسلمانان شاید به واقعیت نزدیک‌تر از کلمه‌هایی شبیه شهر اسلامی باشد.
2- شهر اسلامی یک رؤیاست؟ یک چشم‌انداز است؟ یک مطالبه است؟ یا یک واقعیت؟ این باید با گفت‌وگوی بین اندیشمندان روشن گردد. چرا که هم اکنون برخی از اشخاص از این کلمه به مثابه یک آرزو یاد می‌کنند و برخی آن را به عنوان یک ضرورت مي‌بينند. برخی هم آن را حتی مصداقی برای شهرهای مذهبی‌مان به کار می‌برند. حتی در برخی رده‌های اجرایی تمایل به استفاده از پسوند اسلامی آنقدر شایع است که به ترکیبات نیمه طنزی مانند پارک اسلامی هم اشاره مي‌شود!
3- بین شهرسازی و معماری اسلامی- ايراني و شهر اسلامی باید فرق قائل شد. می‌توان شهرسازی اسلامی داشت اما شهر اسلامی به عنوان یک چشم‌انداز باقی بماند و ما به دنبال یک مصداق مشخص از آن در عالم واقع نگردیم. در همه شهرها به هر حال تکدی‌گری، انواع جرائم ممنوع و حرام و بسیاری از اتفاقات می‌افتد که عملاً باعث مي‌شود عنوان شهر اسلامی برای شهرهای ما غیرقابل مصرف شود. می‌توان بر اساس آموزه‌های دین مقدس به سمت شهرسازی و معماری اسلامی و یا با قید مناسب‌تر اسلامی- ايراني رفت و البته کیفیت محیط‌های شهری را ارتقا داد اما ادعای شهر اسلامی ادعایی سنگین و بزرگ است و اگر همین طور بی محابا مصرف شود، شاید ارج و قرب موضوع هم مخدوش شود.
* پژوهشگر معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی، مدیر مرکز مطالعات حکمت دانش و فن شهرسازی و معماری اسلامی- ايراني (شما) و دبیر همایش جایگاه عناصر دینی در توسعه شهری (خرداد1391)

صفحه 36 از 37